فهرست

مؤلفات

 اقتصاد

صفحه اصلى

 

ثروت

 ثروت در مقابل پنج چيز است:

1 ـ كار حلال.. پس كسى كه  ـ  از نظر شرع اسلام  ـ  كار حلالى انجام داد، در مقابل كارش حق تحصيل ثروت را پيدا مى كند مانند بنا، نجار كارگر، كشاورز و غيره، ولى مقابل كار حرام مثل رقص، فساد، غناء و مانند آن مزدى نيست.

2 ـ اشياء ملموس خارجى.. مثلا اگر دو نفر در جنگلى مشغول كار باشند كه يكى براى توليد چوب سقفها و درها درختها را قطع كرده و مى فروشد و پولش را برابر (تخته چوب باضافه كار) دريافت مى كند و ديگرى به كار بنائى مشغول شده و در مقابل (كار تنها) اجرت دريافت مى كند، شكى نيست كه كارگر اولى از دومى در آمد بيشترى خواهد داشت، و آن زيادى تنها در برابر كارش نيست بلكه برابر (تخته)اى است كه تهيه نموده، در اين صورت بخشى از ثروت برابر اعيان و مواد خارجى مى شود. و اين قول كه بايد آن هردو نفر در اجرت باهم مساوى باشند خلاف است، چنانكه اگر كسى بگويد كه تخته اصالتا ارزش ندارد، و تهيه كننده آن فقط اجرت كارش را مى تواند بستاند خلاف امور بديهى مى باشد.

3 ـ ابزار كار.. اگر دو نفر با دستمزدى روزانه معادل يك دينار براى هركدام مشغول كار شدند، و يكى از آنان از ميوه هاى جنگل تغذيه نمود، و با يك دينار دستمزدش تيشه اى ساخت، و ديگرى با يك دينار نان و گوشت خريده و آنها را مصرف كرد، اولى حق دارد كه تيشه اش را مثلا روزى يك درهم اجاره دهد، كه در آينده اولى روزانه يك درهم خواهد داشت، و ديگرى فقط يك دينار، و اين درهمهاى اضافى مقابل (ابزار كار) است، گرچه خود ابزار هم از كار توليد شده باشد كه به آن كار متراكم (انباشته شده) گفته مى شود.

4 ـ فكر.. زيرا مدير كارخانه، پزشك و مهندس، مقابل فكرشان دستمزد مى ستانند، نه مقابل كار بدنيشان، پس فكر سهمى از مزد را به دنبال دارد، گرچه خود فكر هم در معنى عام كار نوعى كار است.

5 ـ روابط اجتماعى، مثلا اگر دو نفر از دسترنج خويش نفرى يك دينار به دست آوردند، و يكى از آنان دوستش را ميهمان كرد، و يك دينار خود را برايش خرج نمود تا غذا آماده كند، و ديگرى هم آن غذا را مصرف نمود، و ميهمان با يك دينار خود تيشه اى ساخت، و آن را روزانه يك درهم اجاره داد، از فردا روزى يك دينار و يك درهم به دست مى آورد، در حاليكه دوستش فقط يك دينار خواهد داشت، پس اگر اين درهمها جمع شد، مقابل رابطه اجتماعيش مى باشد، پس اگر اين درهمها جمع شد، مقابل رابطه اجتماعيش مى باشد، نه قابل كارى كه انجام داده.

 پس اين قاعده كه (پول فقط در مقابل كار است) و مقصود از كار كار بدنى است كه در (كارگر و كشاورز) محدود مى شود، هيچ اساس عقلى و منطقى نداشته، چنانكه دين و شرع هم آن را رد مى كند.

 وانگهى چون ضررهاى نظامهاى چهارگانه اقتصادى در جهان امروز را أعم از (سرمايه دارى، سوسياليسم، كمونيسم و اقتصاد توزيعى) سابقا در كتابى (كتاب مزبور (الاقتصاد الاسلامى المقارن) است كه بنام (نگاهى به مكتبهاى اقتصادى) ترجمه شده است (مترجم)) ذكر كرديم، نيازى نيست كه آنان را در اين كتاب تكرار نمائيم، چنانكه در كتاب (الفقه: الاقتصاد) در باره اقتصاد اسلامى و اقتصادهاى ديگر به تفصيل سخن گفتيم، و اينجا براى آنچه از نبود اقتصاد اسلامى ذكر كرديم نيازى به استدلال نيست، چون تفصيل خطوط عرض آن گذشت.