|
بردگي |
|
سؤال: چگونه اسلام بردگى را مباح كرد؟ جواب: جنگهاى اسلامى كه هدفى نداشتند جز اينكه: يك ـ مردم را از خرافات و عقايد فاسد نجات بخشند. (وواضح است كه خرافات را ظلم و ستم، و عقيده منحرف را كار فاسد دنبال مى كند). دو ـ ستمديدگان را از ستمگران رهائى بخشند، چنانكه خداوند متعال مى فرمايد: (و مالكم لا تقاتلون فى سبيل الله والمستضعفين) ـ شما را چه مى شود كه در راه خدا و براى نجات مستضعفين مبارزه نمى كنيد. اين جنگها اگر با پيروزى اسلام خاتمه يافت، و اسلام از افراد دشمن عده اى را اسير كرد، حاكم شرع اسلام مخير است بين اينكه: 1 ـ بر اسيران منت نهاده.. و آزادشان نمايد. 2 ـ در برابر مالياتى به عنوان (فديه) آنان را آزاد كند. 3 ـ براى مدت زمانى بر حسب صلاحديد خود زندانشان كند. 4 ـ اگر اسير فاسد و مفسد بود او را بكشد. 5 ـ اسير را برده كند، به اين نحو كه اسيران را بين عده اى از مردم پخش كرده، تا از شر تجمع دوباره، و توطئه شان عليه دولت و ملت اسلام ايمن باشد، و بدين وسيله اسلام به اسيران، آزادى محدودى در چهارچوب مراقبت مولى (أرباب) عطا مى كند. و كدام بهتر است.. كشتن اسير يا بردگيش؟ و اگر جهان امروز كشتن اسيران جنگى را مباح مى داند، آيا از رحمت خدا نيست كه بجاى قتل، جزائى سبكتر براى آنان نهاد؟ اضافه بر اين.. اگر كفار بر مسلمانان پيروز مى شدند، آنان را برده مى ساختند پس اسلام هم حق داشت اگر بر آنان پيروز مى شد به صورت برده از آن استفاده كند، و همانطورى كه اگر كسى خواهان كشتن تو مى باشد حق دارى او را بكشى، كسى كه خواهان اسارت توست مى توانى اسيرش نمائى. اما چرا اسلام نسل برده را برده مى داند ـ در حالىكه بى گناه است ـ ؟ اين براى حفظ رقابت أربابها است تا اين فرزندان از نو جمع نشوند و انتقام پدرانشان را بگيرند، چون فكر كردن فرزندان در گرفتن انتقام پدران.. موضوعى طبيعى در ذات انسانها است. به همين علت قانون جهان امروز پس از هر جنگى احتياطاتى قرار داده.. كه آن احتياطات اگر خيلى با خشونت نباشد، دست كمى از بردگى اسلامى (در چهارچوب صحيحش) ندارد. |