|
كمونيسم ساقط مىشود |
|
كمونيسم جهانى در حال سقوط است، و بيش از10 سال از بقاى عمر آن پيش بينى نمى شود، چون اضافه بر اينكه كمونيسم عملا قابل پياده شدن نيست، و60 سال از عمر آن گذشته، و داراى همه امكانات هم بوده، و ظاهر شد كه روياهاى ماركس، و انگليس بيش از يك خيال تو خالى مثالى نبوده.. اضافه بر تمام اينها نمى تواند براى اثبات صلاحيتش در ايستادن روى پاى خويش (ولو براى مدت كوتاهى) حتى يك دليل هم اقامه كند. اما اينكه قابل پياده شدن نبوده، چون آشكار است كه ماركس به (نبودن دولت) (نبودن مالكيت فردى)، (مشاع بودن زنان)، (بى دينى) (نبودن اخلاق)، (مساوات)، (مبارزه با ربا و استثمار)، (پياده شدن كمونيسم در كشورهاى صنعتى) و بالاخره (اتحاد تمام كمونيستها) فرياد مى زد و اين مطالب در نوشته جات ماركس، انگليس، لنين و ديگر رهبران اين مكتب ديده مى شود، و اين هم آشكار است كه كمونيسم در (شوروى) كه مادر تمام نظامهاى كمونيستى جهان بود، برخلاف نظر ماركس (دولت تشكيل داد)، (تا حدودى مالكيت فردى را مباح ساخت)، (با نظام خانواده موافقت نمود)، (اجازه برپائى مراسم دينى و مذهبى را داد ـ گرچه در شرايط خيلى محدود ـ )، (به اخلاق احترام نهاد)، (مساوات را نتوانست به مرحله اجرا در آورد، چون اعضاى حزب كمونيست به حدى مرفه اند كه حتى سرمايه دارى آمريكا آن را در خواب نمى بيند، در حاليكه كارگر و كشاورز غير كمونيست زندگى بدتر از حيوانات دارد) و بالاخره مى بينيم كه شوروى (ربا و استثمار را در اولين قسمت كارهاى دولت قرار داد) ـ چنانكه مى توان اينها و بيش از اينها را در كتابها و نوشته جات (خروشچف) و غيره ديد. و كمونيسم متكى به سرنيزه.. در عقب افتاده ترين كشورها (شوروى) پياده شده، و در كشورهاى صنعتى به هيچ وجه پياده نشد، و بين خود كمونيستها چه داخلى و چه خارجى اختلاف افتاد، تا آنجائى كه عده اى عده ديگر را كشتند، وجنگ سرد و گرم ميان خود دولتهاى باصطلاح كمونيستى ازجنگ آنان با دولتهاى ديگر بيشتر است. و اينكه نمى توانند حتى يك دليل هم اقامه كنند، روشن است چون ثابت شده كه (ماديت تاريخى)، (ديالكتيك) و (اينكه پول برابر كار تنهاست) ناتمام و ناقص بوده و دانشمندان و نويسندگان هم در تمام اين نظريه ها از ماركس انتقاد نموده و آن اشكالات تاكنون از سوى ماركسيستها بى جواب مانده است. و اينكه كمونيسم بر لبه پرتگاه و در حال سقوط است، زيرا: اولا ـ دولت باقى نمى ماند مگر آنكه متكى به يك (ايدئولوژى) باشد، و اگر آن ايدئولوژى سقوط كرد، دولت هم سقوط مى كند، و ايدئولوژى كمونيسم سقوط كرده، چون دلايل محكمى بر مبادى آن خط بطلان كشيده و بعد از آن جز سقوط دولت انتظار نمى رود. ثانيا ـ وضع داخلى كشورهاى كمونيستى را غبار غليظى از فقر و انواع مختلف ظلم و ستم فرا گرفته، به طورى كه جهان بشريت در طول تاريخش تا كنون مانند آن را نديده، و خيلى آشكار است كه سلاح و وحشت افكنى به دست ستمگران ادامه نمى يابد.. و در مثالها آمده كه (زور دوامى ندارد). و فيلسوفان گفته اند: (با سرنيزه مى توان همه چيز ساخت ولى نمى توان روى آن نشست) و در حال حاضر وضع داخلى كشورهاى كمونيستى مانند ديگى است كه مى جوشد، بطورى كه صاحب نظران عمر طولانى اى براى كمونيسم پيش بينى نمى كند، و هرچه كمونيسم برابر سرمايه دارى عقب نشينى كند، چنانكه (يوگسلاوى)، (شوروى) و (چين) عقب نشينى كردند، اثرى بر ابعاد خاتمه حتمى كمونيسم نمى گذارد، چون اين مكتب بيش از افسانه اى نيست، كه بشر مدتى از تاريخش را كه تاريكتر از هر تاريخ گذشته ايست گرفتار آن شد. و تاريخ بر عدم صلاحيت بقاى اين مكتب دلالت مى كند، و اگر كمك (صهيونيسم و انگلستان) به كمونيسم در بدو پديدارى آن در كودتاى اكتبر نبود، اين مكتب استقامتى نداشت.. چنانكه اگر كمك رسانى (متفقين) در جنگ جهانى دوم نبود، سقوط مى كرد، و همچنين اگر كمك آمريكا بوسيله (مواد غذائى و تكنولوژى و غيره) نبود، كمونيسم حتى يكسال هم پايدارى نمى كرد. و آيا مى شود كه انگلستان، آمريكا و صهيونيسم بين المللى به كمونيسم كمك كند، و اين مكتب دشمن با سرمايه دارى باشد؟!. آرى.. اما راجع به آمريكا.. چون شوروى بهترين بازار مصرفى براى آن است و مگر سرمايه دار جز گرمى بازار چيزى مى خواهد؟ اما انگلستان.. چون از نظر (نيروى انسانى و منابع ثروت) در تنگنا قرار گرفته، ميبايست در جهان تفرقه بيفكند تا بتواند به زندگى خويش ادامه دهد، و در برخورد ميان كمونيسم و سرمايه دارى بهترين تفرقه افكنى جهانى است، كه انگلستان پشت پرده آن اختفا كرده ولى در سايه اش براحتى زندگى مى كند. و اما صهيونيسم، چون توانست از مكتب كمونيسم ديوى ترسناك ساخته، تا دولت خود را بر آن بنا نموده، كار خانه هاى اسلحه اش را بكار اندازد، و با فرستادن خبره گانش به كشورهاى سرمايه دارى، كه در برابر أجرتى با كمونيسم مبارزه كنند، توانست جهان را استثمار كند، و با اندكى ملاحظه مشاهده مى شود: بذر كمونيسم در خاورميانه به دست صهيونيستها افشانده شد (به طورى كه در كتابهاى مربوط به اين مطلب ذكر شده)... لذا براى جهان آشكار شد چگونه شوروى دومين كشورى بود كه اسرائيل را به رسميت شناخت. و تا امروز (شوروى) اسرائيل را (با مغزهاى خبره و انديشمند) كمك مى كند، و در برابر آن آمريكا هم با (ثروت) به اسرائيل كمك مى نمايد. آرى.. كمونيسم جهانى به زودى سقوط مى كند، چون انحرافش ظاهر شده، و اسباب بقاى آن هم رو به تمامى گذاشته، چنانكه قبلا هم زمانى در يونان ظهور پيدا كرد و ساقط شد، و در ايران هم با قيام مزدك ظهور نمود و ساقط شد، و سپس در كشورهاى اسلامى در دوران قرامطه) ظاهر شد و ديرى نپائيد كه رو به نابودى گذاشت. |