فهرست

مؤلفات

 اقتصاد

صفحه اصلى

 

نكاتى پيرامون صنعت و كشاورزى

 صنعت محيط زيست را آلوده كرده، به طورى كه زندگى را براى انسان، جانوران و گياهها مشكل مى نمايد.

 پس لازم است با آلودگى محيط زيست مبارزه، و حتى الامكان از صنايعى كه موجب آلودگى مى شود  ـ  و آلودگى آنها را نمى شود از بين برد  ـ  جلوگيرى بعمل آيد، چون آلودگى محيط هرچند هم كم باشد.. آثار سوئى در جهت زيان انسان دارد، و در اسلام زيان ديدن و زيان رسانيدن هردو ممنوع است، و فرار از آلودگيها حتمى و لازم مى باشد.

 و همچنين بايد هماهنگى نمود:

 الف: ميان صنعت و كشاورزى، تايكى به حساب ديگرى رشد نكند، چنانكه اتحاد جماهير شوروى انجام داده، و صنعت آن به حساب كشاورزيش به رشد رسيده است، زيرا اين نوعى نيازمندى اى است كه انسان را بزير سلطه استعمار مى كشاند.

 و حضرت اميرالمؤمنين على(ع) فرمودند (به هركسى نياز داشتى اسير، و از هركس بى نياز بودى نظير و مانند او، و به هركه نيكى كنى سرور و اميرش خواهى بود).

 ب: هماهنگى در انواع كشاورزى و خاك آن، و همچنين در قسمتهاى مختلف صنعت.. چون هركدام از دنياى صنعت يا كشاورزى مانند اعضاى يك انسان واحدى است، كه اگر عضوى به حساب عضوهاى ديگر كم شود.. بدبختى و سيه روزى در پيش خواهد داشت، و موجب ركود كالاى بيش از مقدار عرضه، و كثرت تقاضاى كالاهاى كمياب خواهد شد.. بطورى كه قيمتها بالا رفته و گرانى پديد مى آيد.. و واجب است كه دولت اين دو جنبه را ملاحظه نمايد، چون مسئول مصالح عمومى است، پس بايد از بروز اين زيان جلوگيرى كند، زيرا عدم ملاحظه هركدام از اين دو جنبه اضرار به مردم است.

 و همچنين بر دولت لازم است كه به منظور باز كردن بازارها، دوستى خود را با جهان زياد كرد، و ميان خود و كشورهاى صنعتى در مبادله تخصصها و نيازمنديهاى هماهنگى نموده.. و از هجرت مغزهاى متفكر  ـ  جلوگيرى به عمل آورد، نه با روشهاى سلبى و فشار تنها  ـ  مثل منع مهاجرت يا راههاى ديگر  ـ  بلكه با روشهاى مثبت.. از قبيل احترام نهادن به آنها، تشكيل شوراهائى كه موجب آزادى آراء است، تشكيل سنديكاهاى حقيقى و صحيح، اضافه كردن حقوق، ملى نكردن هيچكدام از بخشهاى خصوصى و روشهاى ديگرى كه زمينه را براى بقاى مغزهاى متفكر آماده ساخته، و در بهره مندى بيشترى از آنچه خداوند به آنان سپرده مهيا مى نمايد.

 چنانكه نبايد پشيزى از دوستى به زيان امت يا به منظور عقب نشينىهاى سياسى باشد، چون موجب استثمار و استعمار مى شود درست مانند بيمارى سرطان.. كه اگر حتى بر يك سلول بدن عارض شد، كم كم گسترش يافته تا تمام بدن را فرا گيرد، چنانكه انگليسيها در واقعه مشهور تنباكو در ايران خواستند چنين عملى را انجام دهند، و اگر هشيارى مرحوم آيةالله مجدد شيرازى و فتوايش نبود، ايران شكار استعمار مى گرديد، چنانكه كشور هند زمانى كه اجازه افتتاح شركت (هند شرقى) را در حدود300 سال پيش صادر كرد، در چنگال استعمار افتاد، و پس از سه قرن بايك نهضت مردمى كه نيم قرن به رهبرى (گاندى) ادامه داشت، توانست رهائى يابد.

 وانگهى.. محكم و معيار در بالا رفتن سطح جامعه، بالا رفتن سطح اكثريت است، اما بالا رفتن سطح ثروتمندان تنها، دليلى است بر ضعف و سستى، و اگر دولت ملاحظه كرد كه تنها اين سطح رو به ترقى است، بايستى به ارتفاع سطح عمومى اهتمام ورزد، وگرنه اين ارتفاع خطر بحرانى را در پيش دارد كه زد و خورد و هرج و مرج منتهى مى شود.