فهرست

مؤلفات

 اقتصاد

صفحه اصلى

 

آسيب تورم

طبقه زحمتكشان و كسانى كه در آمد محدودى دارند از تورم آسيب مى بينند، چون بر طبقه ثروتمندان و هم قطارانشان هيچ اثرى نمى گذارد.

 مثلا.. اگر تورم به مقدار (يك دهم) پديد آيد انسانى كه ماهيانه صد دينار درآمد دارد.. در هر ماهى سه روز يعنى (يك دهم) از اداره امورش باز مى ايستد و گرسنه مى ماند، يا اينكه (يك دهم) از خرج مصرفيش هميشه بكاهد، چون يك دهم (دو هزار تومان) حقيقى را كمبود داشته است.

 ولى ثروتمندى كه ماهيانه بيست هزار تومان كسب مى كند، در واقع يك صدم در آمدش را كمبود مى آورد، و اين هيچ اثرى برزندگيش نداشته، بلكه يك اثر جزئى بر سودهايش خواهد داشت.

 وانگهى غالبا ثروتمندان تورم را بر طبقه زحمتكشان  ـ  كه در آمدى محدود دارند  ـ  تحميل كرده تا هيچ كمبودى (حتى در يك صدم در آمد) هم عارضشان نشود، به اين نحو كه قيمت كالاهاى توليدى يا استيرادى را به اندازه تورم پديد آمده گران مى كنند پس اگر صد دينار (يكدهم هزار) يا ده تومان (يك دهم صد دينارى كه در زندگيشان مصرف مى كنند) كمبود حاصلشان شود، آن صد دينار يا ده دينار را مثلا بر (كنسروهائى) كه توليد يا وارد مى كنند پخش كرده و به همان نسبت قيمتها را بالا مى برند، و در نتيجه طبقه زحمتكش و كارگر اضافه بر پرداخت زيان ناشى از تورم در زندگيش، بايستى كمبودهاى عارض بر زندگى ثروتمند را هم جبران كند.

 و دولت جزو طبقه ثروتمندى است كه متحمل زيان تورم نمى شود چون آن كمبودش را از راه ماليات مستقيم يا غير مستيم بر مردم جبران مى كند، به طور مثال  ـ :

1 ـ گاهى دولت برخى ماليات مستقيم را بر مردم مى نهد، خواه از راه مالياتى كه از قبل نبوده و يا از راه اضافه كردن ماليات قبلى، مثلا اگر ماليات خانه ده دينار بود، آن را يازده دينار مى كند  ـ  به فرض تورم ناشى از يك دهم  ـ .

2 ـ و گاهى دولت مالياتى غير مستقيم از مردم مى ستاند، مثل اينكه قيمت (نفت)، (سيگار) يا (قند) و مانند آن را گران كند.

 و چه بسا ثروتمندان يا دولتها تورم را بهانه اى براى بالابردن قيمتها قرار دهند، مثلا اگر به علت تورم ده دينار زيان ببيند، ماليات با قيمتها را تا بيست دينار افزايش مى دهند.

 و كار زيانهاى ناشى از تورم را بر زحمتكشان و كارگران سه برابر مى كند، يعنى هم تورم بر خودشان و هم تورم عارض بر طبقه ثروتمند يا هيئت دولت و هم تورم اضافى را كه از طمعكارى سرچشمه گرفته بايد متحمل بشوند، و اگر اين مشكل را يعنى (دستمزدى كه به طبقه زحمتكش داده مى شود، كمتر از مقدار استحقاقش باشد) به سه نوع تورم بالا اضافه كنيم، چون تورم موجب كاهش قدرت خريدى پول مى شود، در نتيجه.. اين طبقه كه داراى درآمد محدودى است، چهار برابر زيان تورم را متحمل خواهد شد.. و در اثر آن بايد خيلى كم مصرف كند، به طورى كه نه بدنش كاملا پوشانده شود و نه شكمش كاملا سير، و نه داراى خانه اى مرفه شود، در صورتى كه شخص ديگرى  ـ  از زحمت و دسترنج او در همه آنواع رفاه و آسايش بسر برده، هم پولش را ذخيره و هم سرمايه اش را افزايش مى دهد.