فهرست

مؤلفات

 اقتصاد

صفحه اصلى

 

چگونگى حل مشكل تورم

 در فصل گذشته تورم را شرح داديم كه خلاصه مى شود دراينكه (مصرف) بيش از مقدار (توليد) باشد.

 و حل مشكل تورم به اين بود كه (مصرف با مقدار توليد برابرى كند).

 و دولتهاى سرمايه دار  ـ  به اصطلاح امروز  ـ  خواه سرمايه دار (دولت) باشد مثل كشورهاى كمونيستى شرقى يا (تاجر) باشد مانند كشورهاى سرمايه دار غربى، ابدا برايشان ممكن نيست كه (تورم) را از ميان بردارند، حتى اگر علل بروز تورم بخشى از (حكومت) را تشكيل مى دهد.

 بله (دولتهاى اسلامى) به معنى صحيح  ـ  كه در اولين فصل همين كتاب بدان اشاره شد  ـ  مى توانند بطور نهائى از تورم نجات يابند.

 اما دولتهاى فعلى چه غربى و چه شرقى و آنچه كه مدار آنهاست وسائل متعددى براى كاهش تورم در پيش گرفته اند كه از مرز (ظلم) و (فريب كارى) نمى گذرد.. گرچه برخى آنها اختصاص به دولتهاى بزرگ استعمارگرد، و برخى ديگر اختصاص به دولتهاى استعمار شده دارد مانند: ـ

 اول) اضافه نكردن دستمزد كارگران و زحمتكشانى كه در آمد محدود دارند.. تا پول زياد نشود و (تورم) پديد نيايد، زيرا اگر پول در كشور زياد شد، نرخها فورا گران مى شود، و به اين علت تورم افزايش مى يابد.

 و لذا مشاهده مى شود دولتهاى استعمار شده  ـ  مانند پاكستان، عراق، مصر و غيره  ـ  اعتصابهاى كارگران را  ـ  اگر به منظور بهتر شدن احوال، و بالا بردن سطح زندگيشان باشد  ـ  به شدت سركوب مى كنند، باوجودى كه آنان جز حق منصفانه خويش را مبنى بر دريافت دستمزد برابر با نرخهاى گران كالا مطالبه نمى كنند.. مثلا كارگر و كسانى كه در آمد محدودى دارند  ـ  مانند معلم يا كارمندان جزء  ـ  ده سال پيش حقوقش هزارتومان بود بعد به هزار و پانصد تومان رسيد. در حاليكه قيمتهاى بازار به دو برابر افزايش يافته، در اين صورت اعتصاب مى كند تا ضرورى كه عارضش شده  ـ  مثلا  ـ  به مقدار يك سوم از حقوق فعليش را مطالعه كند، ولى با اينحال حكومت وقت براى سركوبى اعتصابات مداخله مى كند.. اما در كشورهاى كمونيستى چون دولت بر زشت ترين نوع ديكتاتورى بنيانگذارى شده حتى به اعتصاب دو كارگر بمدت يكساعت هم اجازه نمى دهد، و الا سرنوشت اعتصاب كننده به زندان، شكنجه و بالاخره اعدام منتهى مى شود.

 و آنجا كه موسوم به جهان آزاد است.. اثرى از اعتصاب بچشم مى خورد كه آن هم غالبا با (راه حل متوسط) شكسته مى شود، كه در نتيجه باز كارگران و هم قطارانشان به حقوقى كه مطالبه مى كنند دسترسى پيدا نمى كنند.

 دوم) از روشهاى كاهش تورم اين است كه دولت پولهائى كه بدون پشتوانه پخش كرده، حتى الامكان بوسيله ماليات مستقيم و غير مستقيم مانند (گران كردن نرخ كالاها) جمع آورى كند.

 و چون قراردادن ماليات مستقيم خيلى مشكل است، دولت به جمع آورى پول از راههاى مختلف، مثل گران كردن قيمت كالاها اهتمام مى ورزد، و اين موجب فشار بيش از پيش بر زحمتكشان مى شود و به همين جهت دستمزد كارگران كمتر، و قيمت كالاهاى مورد نياز آنها بر ايشان گرانتر تمام خواهد شد.

 سوم) بمنظور كاهش تورم.. دولت، ثروتمندان را بصرف ثروتشان در خريد زمين، ساختمان و غيره مانند پس انداز در بانكها تشويق مى كند، تا پول از فعاليت باز ايستد، مثلا اگر (كالا باندازه يك ميليارد دينار) بود و دولت دو ميليارد دينار به چاپ رسانيد، و نتيجتا تورم به مقدار دو برابر بوجود آمد، ودولت ثروتمندان را بر (ركود پولشان) تشويق كرد، حاصل چنين مى شود كه تورم به مقدار پولهاى راكد در زمين و بانك و غير كاهش خواهد يافت.

 چهارم) دولت با عدم استخدام و ترفيع كارمندان مستحق ترفيع اعلام حالت فوق العاده مى كند، و با اين اقدام.. از پرداخت پولهاى بيشتر جلوگيرى به عمل مى آورد.

 پنجم) دولت به علتهاى مختلفى اموال ثروتمندان را مصادره مى كند، و اين غالبا در ميان حكومتهاى جهان سوم اتفاق مى افتد، و بدين وسيله دولت بر پولها، كالاها و املاكى دست يافته، و با فروش كالاها و املاك، پولهاى موجب تورم را از ميان مردم جمع آورى مى كند.

 ششم) براى اينكه در داخل كشور پول، زيادتر از كالا نشود، دولت از صدور كالاهاى داخلى مورد نياز جلوگيرى كرده، و تشويق بر ورود كالاهاى خارجى مى نمايد، تا پول اضافه اى كه موجب تورم شده به خارج برده شود.

 هفتم) دولت كشاورزى و صنعت داخلى را از رونق مى اندازد، تا مردم ناگزير به استيراد كالاهاى خارجى شوند، و اين موجب كاهش شدت تورم مى شود، زيرا بوسيله استيراد اضافه پول به خارج از كشور مى رود.

 هشتم) دولت املاك و زمينهاى دولتى را در معرض فروش مى گذارد، تا پول اضافى را جمع آورى كند، و غالبا بوسيله دلالها اين املاك و زمينها گرانتر از قيمت واقعيشان به فروش مى رسد.

 نهم) دولت از بالا رفتن قيمتها جلوگيرى مى كند.

 دهم) استقرار و ثبوت پول را همه جا اعلام مى كند، كه اين فايده روانى دارد نه حقيقى و واقعى.

 و بالاخره.. دولت راهها و روشهاى معروف غير از اينها را هم براى كاهش تورم به كار مى برد.

 وانگهى.. يكى از روشهاى استعمارگران براى سقوط دولتهاى ملى، ايجاد تورم داخلى در آنهاست، تا نارضايتى مردم زياد شده و رژيم ساقط شود.. و همچنين از روشهاى ديگرشان ايجاد خشك ساليها مصنوعى است، چنانكه هنگام قيام گاندى در هند همين روش را پيش گرفتند، و با ايجاد قحطى و خشك سالى مصنوعى توانستند (800) هزار انسان را از گرسنگى بكشند، و غير از اينها كه در اين كتاب در صدد ذكر آن نيستيم.