|
شمه اى از زبانهاى استعمار |
|
بيان بخشى از زيانهاى استعمار از نظرتان گذشت.. مانند: احتكار بازارهاى كشورها.. احتكارى كه انواع زيانها را به دنبال دارد، به اين نحو كه استعمارگر مواد اوليه را به قيمت ارزان خريدارى كرده، و بعد آن را به صورت كالاهاى ساخته شده با قيمت گرانترى مى فروشد يا اينكه بازارها را تنها براى خودش احتكار مى كند، و يا ذخيره هاى انسانى كشورها، مغزهاى متفكر و علمى، كتابهاى كمياب و قديمى جواهرات و غيره را ميربايد، اضافه بر تمام اينها: ـ يك از آثار استعمار تشكيل اقليتهاى مذهبى، احزاب مزدور تحريك اقليتهاى موجود در كشورها و تأسيس حكومتهاى مزدور (مانند.. اسرائيل) مى باشد، و لذا ملاحظه مى كنيم كه روسيه شوروى بهائيت را در ايران، و بريتانيا جنبش وهابيها و قاديانيها را بوجود آوردند و به همين ترتيب.. تمام جنبشهاى از اين قبيل را مرتبط با استعمارگران مى يابيم، مثلا (كسروى) در ايران يك عضو مخفى از حركتى در لندن بود.. و اما تحريك اقليتهاى موجود در كشورها به واسطه استعمارگران خواه اقليتهاى مذهبى يا نژادى، آشكار است و نيازى به بيان ندارد. پس لازم است بر ملل آگاه كه هم با اصول فساد و هم با فروع آن مبارزه كنند، زيرا اصول مانند سرطان، و فروع مانند دملهاى بدن مى باشد، و هردو واجب العلاج هستند، گرچه علاج سرطان مهمتر است، و اگر امر بين يكى از اين دو داير شد، علاج مهمتر لازم است، و لذا دين اسلام دو برنامه مقرر داشته (دفاع و جهاد در راه خدا) و (برنامه امر به معروف و نهى از منكر) و مى بينيم كه (جنبشهاى آزادى بخش) در همان حالى كه با استعمار مبارزه مى كنند اگر انسان مفسدى را ـ ولو آلوده به فساد اخلاقى ـ يا دزدى را يافتند، فورا دادگاه تشكيل داده، و ريشه مفسد و دزد را قطع مى كنند چون هر دستى كه از جانور (هشت پا) قطع شود، قوايش تضعيف و از گسترش آن جلوگيرى به عمل مى آيد. دو) همچنين از آثار استعمار: ايجاد تفرقه است.. و آنچه در عامل يكم از: تشكيل اقليتها، تأسيس حكومتها و تحريك گروهها گذشت.. جز ايجاد تفرقه هدفى به دنبال ندارد.. چون با بودن تفرقه مردم از مقاومت خسته و استعمار از پس پرده ظاهر شده تا زمام را بدست گيرد و اقتصاد را بربايد، و اين روش استعمار از قديمها بود، خداوند متعال مى فرمايد: (همانا فرعون در زمين طغيان كرد و اهل آن را گروه گروه ساخت)(ان فرعون على فى الارض و جعل اهلها شيعا) و در آيه ديگرى مى فرمايد (باهم منازعه نكنيد.. زيرا شكست خورده و هواى شما از بين مى رود)((ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم))، مقصود از شكست در ميادين جنگ، و از بين رفتن هوا همان شهرت خوب مى باشد، و شهرت مانند هواست، چون هوا براى دور و نزديك.. در اين نسل معاصر يا در نسلهاى آينده يعنى (در بعد مكانى و بعد زمانى) بوى عطر را حمل مى كند. سه) از آثار استعمار از هم پاشيدن اخلاق، دين و معنويات است، چون امت با دين و اخلاق.. مقاومت، صبر و استقامت دارد، و اين صفات مغاير با استعمار است، و استعمار انگليسى، آمريكائى، روسى و غيره ناظر بودند كه چگونه در واقعه تنباكو به دست ميرزاى شيرازى، واقعه آزادى عراق به رهبرى شيخ محمد تقى شيرازى، واقعه قيام كاشانى ، قيام سيد مجاهد و بالاخره در آزادى افغانستان، علماى مذهبى مقاومت كردند تا آنكه استعمارگران را از سرزمينهاى اسلامى زدوده و اجازه استعمار نظامى، اقتصادى و هيچ نوعى از انواع استعمار را به آنان ندادند. و از همين نقطه نظر.. استعمارگران بانواع گوناگون با علماى دينى مبارزه مى كنند، و همه جا گروهى بنام (روشنفكران) بوجود مى آورند تا با آنان به مبارزه برخواسته و انواع تهمتها كه آسان ترينش اين است كه (مرتجع اند و شرايط زندگى را درك نمى كنند) متهم شان سازند. از اين رو مى بينيم حكومتهاى مزدور، بر تأسيس مشروب فروشيها خانه هاى فحشاء، پخش كتابهاى فاسد و كفرآميز، پخش فيلمهاى سكسى، تأسيس سينماها، كاباره ها، دانسينگها و استخرهاى مختلط، توسعه شبكه قمار و بالاخره فروش هروئين اصرار مى ورزند و شاه مخلوع ايران دستور چاپ كتابهاى كمونيستها را مى داد، چنانكه خواهرش بزرگترين تاجر واردكننده فيلمهاى سكسى و غيره بود. چهار) ديگر از آثار استعمار.. سرگرمى جوانان به ساختن استاديومها و تشويق آنان به عضويت در تيمهاى ورزشى است، و در حالى كه يك دانشمند متفكر دراين كشور بفكر لقمه نانى است استاديومها با مبالغ چند ميليونى ساخته مى شود، و در حاليكه در وسائل ارتباط جمعى اسمى از دانشمند نمى آيد، مشاهده مى كنيم كه راديو و تلويزيون با آغوش باز و بااشتياق و سر و صداى بى وصفى كه در سخت ترين احوال جنگ هم مانند آن پديد نمى آيد، فيلم بازيها را از طريق ماهواره به هر خانه اى منتقل مى كند، و بالاخره در صورتيكه يك آگهى ارزشمند در مطبوعات جا ندارد مگر پس از صرف هزينه زياد، مطبوعات هر روز يك صفحه كامل يا بيشتر را اختصاص به اخبار و پيروزيهاى فريبكارانه (در فلان استاديوم و در باره فلان تيم) مى دهند. خلاصه ملت سرگرم تفرقه ها، فساد و سرگرميهاست، و استعمارگر هم مشغول ربودن و چپاول بزرگترين مقدار ممكن از دارائى، ثروت و مغزهاى متفكر مى باشد، تا به دانش، دانشمندانش افزوده و آنان را روى سطح كره ماه و بالاتر از ماه پياده كند، در صنعت، كشاورزى و همه چيز پيشرفت نمايد، سفينه هاى فضائى، دريائى و زمينى را بسازد و قدرت خويش را در مشرق و مغرب زمين گسترش دهد. و ما در يك صورت مى توانيم از هردو استعمار شرقى و غربى رهايى يابيم، آنهم اگر پايبند به دين شده و آن را حاكم بر زندگى خويش قرار دهيم، كه در پرتو آن مى توانيم استعمار فكرى، نظامى اقتصادى و غيره را از كشورها بزدائيم، و در پناه دين مى توانيم وابستگان و مزدوران استعمار را (كه همان عوامل ارتجاع داخلى گرايشهاى سرمايه دارى، كمونيسم و ديكتاتورى، كمونيسم، سرمايه دارى (و زائيده هاى آن اعم از: بعثى، ناسيوناليسم، اگزستانسياليسم و غيره)، و از سوسياليسم، سيستم اقتصاد توزيعى و بالاخره ارتجاع بيزار و متنفر بوده و اسلام با هيچكدام از اين مكاتب سازش ندارد. بلكه اسلام (در حكومت شورائى و در حركت و جنبش پيشرو) بوده، و اقتصاد آن از سيستم ويژه اى كه اشاره به آن گذشت سرچشمه مى گيرد و براى نژادها، محدوديت كشورها و اين قبيل مسائل هيچ رسميتى قائل نيست، بلكه منطق اسلام بر اين دو آيه پايه گذارى شده: (و ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون)(و اين است امت شما، يك امت واحد و منهم خداى شمايم پس عبادتم كنيد) (ان أكرمكم عند الله أتقاكم)(همانا بهترين شما نزد خداوند پرهيزكارترين شماست). و كسى كه مدعى است اساس مشكل.. اقتصاد بوده و اگر اقتصاد آزاد گشت، تمام مشكلات حل خواهد شد، اين نيست جز آنكه متأثر به افكار ماركس شده، و مانند كسى است كه ادعا مى كند اساس مشكل را (امور جنسى) و يا اشياء ديگر تشكيل مى دهد، كه خوشبختانه از نظر علمى انحراف همه آنها ثابت چنانكه بطلانشان عملا در زندگى به مرحله اثبات رسيده است. بنا بر اين: اگر استعمار به همه رنگهايش، كه استعمار اقتصادى هم جزئى از آن است زدوده شود، و اسلام زمام حكومت را به دست گيرد، مفاسد خود به خود سقوط كرده رفاه عموميت پيدا مى كند، و امت شروع به سير تكاملى و پيشرفت سريع خواهد نمود. زمانى كه ايمان به فراموشى سپرده شد، و استعمار با ديكتاتورى و برنامه هاى منحرفش جاى آن را گرفت، زندگى رو به انحراف گذاشته، و مشاهده مى كند كه در كنار گروه اندكى از سرمايه داران منحرف بيشتر مردم در فقر و تنگدستى به سر مى برند، كمونيسم همچو جغدى بر ويرانه مغزهاى جوانان لانه كرده، و ميليونها مردم را ملاحظه مى كنيد كه از جهت فحشاء و منكرات، تجارت مشروبات الكلى، قمار و غيره همه سرگرم تخريب مى باشند. در حالى كه اگر برنامه هاى اسلام در كشورها پياده مى شد، هيچ اثرى از تخريب نبود. |