|
واما مسأله كشاورزى در اسلام |
|
از جمع چند دليل مانند (الارض لله و لمن عمرها) زمين از آن خدا و از آن كسى است كه آن را تعمير و احياء كند. و (لزوم يكسانى فرصتها براى همه) و (عدم اجحاف) و (من ساوى يوماه فهو مغبون) يعنى كسى كه دو روزش يكسان باشد مغبون و زيان ديده است، و از مراعات كفايتها به دليل آيه شريفه (وان ليس للانسان الا ماسعى) يعنى جز آنچه انسان براى خودش كوشش كرده چيزى به او تعلق نمى گيرد، و غير از اينها.. از جمع تمام اين ادله لازم است كه به هر انسانى كه خواستار كشاورزى است به مقدار درخواست و توانائيش داده شود، مثلا اگر هزار هكتار زمين و هزار انسان وجود داشته باشند، و يك انسان تنها نيم هكتار در حالى كه ديگرى يك هكتار و نيم مى خواهد و به همين ترتيب به طورى كه درخواست مجموع آن هزار نفر بيش از هزار هكتار نشود.. بايد زمين طبق درخواست همگان تقسيم شود، ولى اگر درخواست هايش از مقدار زمين موجود بود، به هر انسانى به نسبت داده مى شود، همان طورى كه نسبت به شخص ورشكسته مقروض با نسبت به طلبكاران داده مى شود، و اينجا ديگر به طور مساوى زمين را تقسيم نمى كنند، چه اينكه براى شخصى يك هكتار كم است و اگر كمتر از مقدار قدرتش به او داده شود اين نوعى نابودى قدرت و توانائيش مى باشد، و به عكس شخصى ديگر هم هست كه يك هكتار برايش زياد است، پس اگر به او يك هكتار داده شود.. اين هم نوعى نابودى و به تباه كشيدن زمين خواهد بود. و اين كه گفتيم در صورت عدم كفايت زمين براى تقاضاها تقسيم به نسبت بايد شود، چون عرفا همين مفهوم را از اينكه زمين ملك همگان است مى توان دريافت، به طور مثال اگر ده قرص نان به ده نفر داده شود و يكى از آنان به دو قرص و ديگرى به يك قرص نياز داشته باشد.. در اين صورت نبايد درخواست كننده يك قرص سير و درخواست كننده دو قرص به اندازه نصف گرسنه بگذاريم. بلكه بايستى به همگان آن هم هركس به اندازه كفايت و يا نصف كفايتش. در حال آزمندى بدهيم.. پس بايد به صاحب يك قرص نان نيم قرص و به صاحب دو قرص يك قرص و بدين ترتيب تقسيم كنيم، چه اينكه مقتضاى قاعده عدالت و انصاف نيز همين است، و طبق قاعده هم پول را به طلبكاران تقسيم مى كنند. در هر صورت.. اگر زمين تقسيم عادلانه شد.. كسى كه مديريت دارد مى تواند كشاورزان را استخدام كند البته در فضائى آزاد و بدون اكراه و نه در جوى كه در آن يكسانى فرصتها نباشد با مراعات عدم اجحاف از سوى مالك و كشاورز در تقسيم در آمد، و به شرط اينكه هركس حق عادلانه اش را به دست آورد. و لازم است كه دولت چگونگى استخدام تكنولوژى جديد را در زمينهاى زراعتى به دست بگيرد، زيرا اسلام دينى است پيشرو همان گونه كه در حديث آمد: (كسى كه دو روزش مساوى شود مغبون و زيان ديده است.. و اسلام هميشه پيش مى رود چيزى بر آن پيش ندارد و غيره. بنا بر اين اسلام مبناى توزيع و تقسيم اراضى را كفايت و توانائى قرار داده نه يكسانى و برابرى، چنانكه معلوم شد كه اشكال ندارد انسانى به شرط عدم اجحاف كشاورزان را نيز استخدام نمايد و اين با روش مزارع دسته جمعى و همگانى فرق دارد، چه اينكه انسان بر غير خواسته اش مجبور نمى شود، پس از دليل لااكراه ولا اجحاف و غيره روش اسلام در چگونگى برنامه ريزى و تقسيم زمين جهت كشاورزى آشكار مى گردد. از خداوند متعال مسئلت داريم كه همه را در راه رضايش موفق نموده، و كلمه مسلمين را مبنى بر تقوى و پرهيزكارى يكى گرداند، و تمام بشر را هدايت كند تا همگى تحت پرچم ايمان گردهم آمده، و در زندگى راه خدائى را پيش بگيرند، تا در دنيا و آخرت سعادتمند شوند. و هوالموفق المستعان.
قم مقدس محمد بن المهدى الحسينى الشيرازى |