| مؤلفات |
|
مسئوليت ثروتمندان |
|
پيكر ملّت اسلامى، از هر طرف، مورد حمله قرارگرفته است، از يك طرف مبشرين كليسائى بپاخاسته اند، از آن طرف (صهيونيسم) كه ماديات و معنويات را مىبلعد قيام كرده، از طرف ديگر، فرقه هاى كافر و منحرفى كه (نسل جوان مسلمان) را به چپ و راست مىكشند، در تكاپو هستند. از سوى ديگر، اديان و مذاهب تحريف شده ملت اسلام را دسته دسته مىربايند، از جانب ديگر، قوانين دردناكى وضع مىشود كه هستى انسان را به باد مىدهد و خلاصه: از هر طرف كشمكشها و اختلافات بىشرمانه برقرار است! بنابر اين، از پيكر ملت اسلامى، چه باقيمانده است؟ و در اين ميان مسئول كيست؟ در جواب بايد گفت: قهراً همه مسئوليم، و در حديث هم آمده است: (همه شما نگهبان هم ديگريد، و همه شما در مورد ملّت خود مسئوليد) در قرآن كريم هم آمده: (در موقف حساب آنها را نگهداريد، آنها در كارشان سخت مسئولند)(1) امّا عمده مسئوليت مربوط به مال و ثروت است، زيرا به وسيله پول، همه كارى مىشود انجام داد و پول هم در اختيار ثروتمندان است و آنها مسئولند، خداى مهربان هم در اموال آنان، براى سؤال كننده طبقات محروم حقّى قرار داده است(2) و بر آنها واجب است خمس مال خود را بپردازند، و چنانچه خير و سعادت بيشتر مىخواهند، بيشتر از خمس نيز بدهند شايسته است. در حديث آمده است: سخت ترين ساعات روز قيامت، ساعتى است كه مستحق خمس مىايستد و مىگويد: خمس من كجا است؟!(3). اين يك مطلب طبيعى است، كه قسمت مهم عقب ماندگيهاى ما در اثر نبود مال و ثروت است، و ناچار صاحبان ثروت بايد درست فكر كنند و براى پرداخت انفاقات كمر همّت ببندند، زيرا چنانچه آنها انفاق كنند، بدين وسيله، شهرهاى خود را از چنگال استعمار آزاد كرده اند و جوانان خود را از پرتگاه سقوط حفظ نموده اند، و كيان و موجوديّت خويش را از ورطه خطر نگه داشته اند. بارى، اگر ثروتمندان حقوق واجب خود را بپردازند، اضافه بر اينكه قسمت عمده گرفتاريهاى مردم را برطرف كرده اند، به دين و خدا نيز خدمت بزرگى نموده، امانت دين و خدا را هم رد كرده اند، و خود را نيز از عذاب و آتش آزاد ساخته اند. آيا با اين وصف كسى هست كه فكر كند و از اين مطالب پند بگيرد و مال خود را اصلاح نمايد؟! |
|
استقامت، رمز پيروزى |
|
به من خبر دادند: فلان شخص ده ها هزار تومان خمس بدهكار است، در همان روزها، من مشغول تأسيس مؤسسه اى بودم، براى اينكه شايد آن ثروتمند هم با ما، در تأسيس مؤسسه همكارى كند، با گروهى از دوستانش به خانه او رفتيم و به او گفتم: قسمتى از حقوقى را كه بدهكارى، من حاضرم براى اين مؤسسه قبول كنم، چون مؤسسه دينى است، پس از اينكه اندكى خود دارى كرد، بالأخره پذيرفت كه كمك كند، و ما هم فهميديم اگر كمك هم كند مبلغ ناچيزى بيشتر نيست، وقتى دوستانش اين معنى را فهميدند سخت خشمناك شدند و تصميم گرفتند بطور كلّى آن مبلغ را قبول نكنند، امّا من به آنها گفتم: كسى كه مىخواهد مؤسسه مذهبى بنا كند، بايد صبور و خونسرد باشد.. مرتبه ديگر، يكى از دوستان او در مورد كمك به همان مؤسسه مذهبى با او مذاكره نمود، وى علاقمند شده بود كه به مؤسسه كمك كند و حتى به كمك كردن به آن مؤسسه هم ايمان پيدا كرده بود و خودش وعده داده بود، هر ماه صد تومان يا بيشتر كمك كند، و پس از سه ماه مرد ثروتمند پرداختى خود را اضافه نمود.. من يك وقت حساب كردم اين مرد در راهى كه ابتداء به آن هيچ اهميتى نمىداد، حدود سه هزار تومان كمك كرده است! |
|
علت پيشرفت غرب |
|
يك وقت گروهى از ثروتمندان جمع شدند تا در منطقه اى كه خيلى ضرورى بود، مسجدى بسازند، من فكر مىكردم: فقط ده نفر آنها، هر كدام ده در صد مخارج مسجد را كمك مىكنند، و آن را مىسازند، امّا وقتى نوبت پول دادن شد، يكى از آنها، يك در صد بيشتر كمك نكرد، و در نتيجه: از اين كمك ناچيز ديگران سخت ناراحت شدند و مسجد تعطيل شد! از اين گونه ما جراها من فراوان ديده ام، آيا با اينگونه برنامه ها مىتوانيم پيشرفت خود را ضمانت كنيم؟ آنهائى كه مىگويند: چگونه فلان شهر در اروپا ترقّى كرده است؟ و فلان شهر در مشرق زمين عقب افتاده است؟ بايد بدانند، يك ثروتمند در غرب به تنهائى ضمن مؤسسات فراوانى كه به وجود آورده، چهار صد كتابخانه هم تأسيس كرده است، يك شركت در غرب دويست و پنجاه اتومبيل در اختيار مبلغين مسيحى براى نفوذ در پايتختى كشورى اسلامى قرار داده، خانمى مبلغ شصت ميليون تومان، وقف يك كليسا نموده است.. در اين صورت آيا كارها و مخارج ما با پولهائى كه آنها خرج مىكنند قابل مقايسه است؟ جاى تعجّب اينجا است كه در دين آنها پرداخت حقوق مالى واجب نيست، امّا دين ما خمس، زكات، صدقات، و هديه ها، و بخششها دارد، و قرآن مىگويد: (در اموال ثروتمندان حق معينى هست براى سؤال كنندگان و طبقات محروم اجتماع)(4). در دين ما جهاد، به وسيله مال وجود دارد(5) و... ولى با وجود همه اين زمينه هاى ترقّى و پيشرفت، مانند كوه بىحركت و ساكتيم، اين همه تحولات و نوسانها، در ما اثر نمىگذارد، و ما براى آينده دنياى خود، و براى آخرت خود نيز فكرى نمىكنيم! |
|
نه اسراف، نه تراكم ثروت |
|
خداى متعال، براى باقيماندن پول در صندوقهاى اسراف كنندگان قانونى قرار داده همانطور كه براى اخراج مال از صندوق هاى امساك كاران قانونى قرار داده است و حدّ وسط بين اسراف و امساك را حقيقت شناخته است. قرآن كريم يكى از خصوصيات بندگان صالح و شايسته خدا را چنين بيان مىكند: (... آنهائى كه وقتى انفاق مىكنند، اسراف و تند روى ندارند، و از طرف ديگر، اهل امساك و سخت گيرى هم نيستند، بلكه حدّ وسط و ميانه روى را شيوه خود قرار داده اند)(6). در اين دو قانون مثل ساير قوانين اسلامى، واجب شده جلو اسراف و تبذير گرفته شود، و از طرف ديگر از تراكم و انباشته شدن ثروت نيز در صندوقهاى امساك كاران و بخيلان، جلوگيرى به عمل آيد، به همين دليل بر كسانى كه اسلام را دوست دارند، و از خدا و روز قيامت مى ترسند واجب است براى خارج كردن مال از صندوق بخل ورزان، همّت نموده به سوى آنها بروند، و آنها را از گرفتارى و عاقبت دردناك بخل بترسانند، زيرا انسان وقتى در خود بى نيازى ديد طغيان مى كند(7) و آن وقت چيزى غير از ترس و خشونت به حال او نفعى ندارد، و در حالى كه از طرف قانون و حكومت هم ترس و شدّتى نباشد، لازم است خيرانديشان و نيكوكاران براى اصلاح اموال ثروتمندان، قيام كنند، به اميد اينكه خداى مهربان راه چاره اى باز كند. در حقيقت جمود و ركودى كه در ثروتها و شهرهاى اسلامى به وجود آمده جمود و ركود خطرناكى است، و حرارت و قدرت نيرومندى مى خواهد كه آن را از بين ببرد، زيرا اگر به همين جمود باقى بماند شهرها ويران تر و خرابتر مى گردد، همانطور كه الآن هم با مفاسد زياد دست به گريبان است! |
|
هدف ميرزاى شيرازى |
|
مى گويند: (ميرزاى مجاهد شيرازى) وقتى در آستانه وفات قرار گرفت، گروهى از دوستان مخصوص او كنارش حاضر شدند، يكى از تجار كه هر وقت ميرزا به خاطر بخشش و سخاوت زياد خود، دچار كمبود مى شد از او قرض مى كرد حضور داشت، ميرزا پيوسته چشمان خود را مى بست و باز مى كرد، حاضرين مجلس كه از جمله آنان تاجر طلبكار بود، به ميرزا نگاه مى كردند تاجر هم به ميرزا نگاه مى كرد، ميرزا به تاجر گفت: مى دانم به خاطر چه نگرانى، فكر مى كنى اگر من بميرم بدهكارى تو را چه كسى مى پردازد! امّا مى دانى من چه فكر مى كنم؟ فكر و نگرانى من از اين جهت است كه: اگر خداى سبحان، به من بگويد: تو مى توانستى مبالغ ديگرى هم قرض كنى و به وسيله آن به اسلام خدمت كنى و به تهيدستان و طبقات ضعيف و فرومانده اجتماع كمك نمائى، چرا نكردى؟ آن وقت من چه جواب بگويم؟! آرى، مردان شايسته خدا، به اينكه هرچه دارند براى آخرت خود پيش مى فرستند، قناعت نمى كنند، بلكه براى آخرت خود قرض مى كنند و جلو مى فرستند. در تاريخ آمده است: پيامبر بزرگوار اسلام (ص)، هنگام وفات مقروض بود، اميرالمؤمنين (ع) وقتى شهيد شد، هفتصد درهم مقروض بود! من هم خبر دارم، مرحوم (سيد ابوالحسن اصفهانى) رحمة الله عليه، وقتى از دنيا رفت مديون بود، مرحوم (حاج آقا حسين قمى) رحمة الله عليه، نيز در حالى كه مديون بود وفات نمود(8). بنا بر اين بر ثروتمندان لازم است، براى انفاق و بخشش تعجيل كنند، پيش از اينكه دست آنها از دنيا قطع شود، آن وقت خداى نكرده براى هميشه گرفتار وبال و مكافات مال و عمل بد خود شوند! خلاصه، انسان بايد براى روز بيچارگى و تهيدستى خود، چيزى پيش فرستد و بداند آن روز هركسى در سايه صدقه و احسانى كه در دنيا داشته، زندگى آرامى دارد.
|
|
1 ـ (وَقِفُوهم إنّهم مسؤولون) سوره صافات: آيه 24. 2 ـ اشاره به آيه: (وفي أموالهم حق معلوم للسائل والمحروم) است، سوره ذاريات: آيه19. 3 ـ عن أبى عبدالله (ع): إنّ أشد ما يكون الناس حالاً يوم القيامة إذا قام صاحب الخمس فقال: يا رب خمسي (سفينة البحار: ج1، ص428). 4 ـ (وفي أموالهم حقّ معلوم للسائل والمحروم) سوره ذاريات: آيه19. 5 ـ (... وتجاهدون في سبيل الله بأموالكم وأنفسكم..) سوره صف: آيه11. 6 ـ (والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكانوا بين ذلك قواماً) سوره فرقان: آيه67. 7 ـ اشاره به آيه: انّ الانسان ليطغى، أن رآه استغنى، سوره علق، آيه7 و 6 . 8 ـ البته، نبايد فراموش كرد كه بدهكارى اين مردان شايسته و دلسوزان بزرگوار، به خاطر مسائل زندگى شخصى نبوده است، بلكه به منظور مصالح عالى اسلامى و اجتماعى كه آن را پراهميّت تشخيص مى دادند و زحمات و مشكلات آن را بر خود هموار مى كردند، صورت گرفته است (مترجم) . |