فهرست

مؤلفات

 اقتصاد

صفحه اصلى

  

مقدمه مؤلف

تشكيل مراكز تبليغ:

مسلمانان قدمى به سوى پيشرفت بر نمى دارند و از چنگال دشمنان نيز خلاص نمى شوند، مگر اينكه اسلام پيشرفت كند و برنامه حكومت اسلام. در كشورها پياده شود.

اسلام هم پيشرفت نمى كند، مگر اينكه مؤسّسات و مراكز اسلامى به وجود آيد و تبليغات عمومى طبق اقتضاى زمان براى همه مسلمانان داشته باشيم، وگرنه با نداشتن مؤسّسات و مراكز تبليغى ممكن نيست در برابر دنيائى كه مؤسّسات و مراكز تبليغى دارد ايستادگى كرد، زيرا مغرب زمين كه امروز، زمام مسلمانان را به دست گرفته، به بزرگترين قدرت مالى، مردان سياسى، بيدارى، برنامه هاى تبليغى و ساير وسائل پيشرفت مجهّز است.

از طرفى هم ما مى دانيم، مؤسسات و مراكز دينى و تبليغى به وجود نمى آيد، مگر به وسيله مردان لايق و ثروت كافى و مردان لايق را هم موسّسات تبليغى زنده بوجود مى آورد، بنا بر اين بايد در اسرع وقت و با كمال دقّت و دور انديشى مؤسّسات تبليغاتى تشكيل داد.

از طرف ديگر مى دانيم، تشكل مراكز دينى، به مال و ثروت احتياج دارد و ترديدى نيست كه: ثروت وسيله كوشش و پشتكار پى گير مى شود و از يك طرف به انسان جرأت و قدرت مى بخشد و از طرف ديگر به وسيله مال، به نيازمندى هاى اجتماع آشنا مى شويم و براى اقناع و تأمين آن مى توان قدمى برداشت.

خلاصه: براى تأمين مال و تشكيل مؤسّسات تبليغى بايد از قواعد و فرمولهاى مختلف روانشناسى و جامعه شناسى استفاده كرد، و الاّ هيچكس نمى آيد و بگويد: اين پول را بگيريد و آن را هر گونه و براى هرچه مى خواهيد مصرف كنيد.

علت كمبود ثروت:

امروز در مغرب زمين، افرادى وجود دارند كه ثروت هركدام آنها به ميليونها مى رسد، آيا در كشورهاى اسلامى امروز، افرادى را سراغ داريد كه ثروت آنها از يك دهم ثروت متموّلين غرب بيشتر باشد؟

در جواب مى گوئيد: نه، چرا و علّت آن چيست؟

معلوم است وقتى اسلام در ميدان زندگى عقب افتاد، مسلمانان نيز همه به قهقرا بر مى گردند، و ثروتمندان آنها هم از ثروتمندان غرب عقب مى افتند، حكومت آنها از حكومت غرب عقب تر است، دانشمند آنها هم از دانشمند غرب عقب تر است و همينطور...

امّا اگر ثروتمندان ما، بذل مال كنند، قبل از هرچيز براى بالا بردن سطح زندگى خود، همكارى كرده اند، و خداى متعال چه خوب فرموده: هركس در بذل مال بخل بورزد، زيان آن به خودش بر مى گردد(1) زيرا نتيجه بخل اولاً: در مال اثر مى گذارد، ثانياً: آبروى اجتماعى را لكّه دار مى سازد، و در مرحله سوّم از پاداش آخرت محروم مى گرداند!

مسئوليت ثروتمندان:

روزگارى فقط استعمار غرب ملّت اسلام را شديداً چپاول مى كرد، امّا امروز بحران استعمار شرق و غرب نسبت به ملّت مسلمان مساوى است، در گذشته ملّتهاى نيرومند مسلمانان را تحت فشار قرار مى دادند، امّا امروز حتّى پست ترين جمعيّت، يعنى يهود، ملّت مسلمان را تحت فشار و هجوم خود قرار داده اند، و اوضاع آنها را بحرانى كرده اند، و همين اوضاع سبب شده، ثروتمندان مسلمان يكى پس از ديگرى و گروهى پس از گروه ديگر سقوط كنند!

آيا بهتر نيست ثروتمندان براى حفظ موقعيّت اسلام كوشش و همكارى كنند، تا در نتيجه موقعيّت خويش را نيز از خطر سقوط حفظ كرده باشند؟

شاعر مى گويد:

علاج واقعه، قبل از وقوع بايد كرد          بلا نديده، دعا را شروع بايـد كرد

منظور اين نيست كه ثروتمندان، از روى ميل يا بى ميلى فقط خمس مال خود را بپردازند، يا اينكه بخششهائى را با منّت يا بى منّت انجام دهند، يا در شب ماه رمضان به خاطر ثواب يا شهرت سفره افطارى پهن كنند، يا فقيرى را كه از فشار فقر، وطن خود را ترك گفته باز گردانند، يا بيمارى را به بيمارستان ببرند، يا در تشكيل ازدواج جوانان تهى دست و غريب شركت كنند.

خلاصه: منظور ما از وظيفه و همكارى ثروتمندان از اينها خيلى بالاتر است.

هدف اين است كه: ثروتمند با ثروت خود مسير ملّت اسلام را حفظ و تقويت نمايد، با بذل مال و ثروت ملّتهاى اسلام را حفظ كند، و نيز موقعيّت خود را در برابر خشم طبقات ضعيف محفوظ بدارد.

زيرا اگر اسلام عقب گرد كند، در مرحله اوّل ثروتمندان دستخوش هجوم و چپاول واقع مى شوند همان طور كه: ثروتمندان بزرگ در (بادكوبه و تركستان) مورد غارت و چپاول دشمن واقع شدند، و حتى به قتل رسيدند!

آيا براى پيشگيرى اين حوادث كافى است ثروتمندان فقط قسمتى از مال خود را به عنوان خمس بپردازند يا سفره ميهمانى پهن كنند يا مريض فقيرى را به بيمارستان ببرند؟!

سزاى ثروتمند وظيفه نشناس!

ثروتمندى پيش من آمد كه مى گفتند: ميليونها تومان ثروت دارد، و مى گفت: مى خواهم به مكّه بروم، امّا الآن نمى توانم تصفيه حساب كنم و خمس تمام مالم را بدهم، الآن بيست هزار تومان موجود دارم كه به وسيله آن مى خواهم مكّه بروم، خمس آن چهار هزار تومان است، من از سيّدى دو هزار تومان طلبكارم، مى خواهم شما به عنوان سهم سادات آن را قبول كنى و اجازه هم بدهى، دويست تومان آن را به واعظى بدهم، اين هم هزار و هشتصد تومان بقيّه آن.

صرف نظر از پاداش آخرت و هدف دين آيا چنين ثروتمندى با اين گونه عملكرد در مورد پرداخت حقوق كامل الهى، مى تواند ثروت خود را از نابودى حفظ نمايد؟

يك روز ديگر قاصدى پيش ثروتمندى فرستادم و پيغام دادم كه يك مؤسّسه دينى در كربلا بسازد، البته مؤسّسه اى كه در نظر من اهميّت آن از مدرسه و كتابخانه و دارالأيتام و حسينيّه و مسجد خيلى بيشتر بود، امّا ثروتمند به دوست خود و قاصد من گفته بود: سلام مرا به سيّد برسان و بگو: الآن اوضاع مالى من مساعد نيست و نمى توانم ساختمان آن مؤسّسه را شروع كنم!

شما فكر مى كنيد، آن مؤسّسه چقدر بودجه لازم داشت؟ حدّاكثر ده هزار تومان، امّا از اين داستان شش ماه نگذشت، ثروتمند از دنيا رفت و دولت ماليات سنگينى بالغ بر يك ميليون و هشتصد هزار تومان بر ارث او بست.

زخم زبان، و آينده خطرناك ثروتمند!

يك وقت گروهى از تجّار جمع شدند، براى يكى از علماء خانه اى بخرند، خانه اى در حدود بيست هزار تومان خريدند، در اين كار خير، ثروتمندى نيز شركت داشت كه ثروتش را ميليونها تومان تشكيل مى داد، امّا كمك او براى خريد خانه از دويست تومان تجاوز نمى كرد! يك روز در خانه همان ثروتمند دعوت داشتم، يكى از حاضرين گفت: اوضاع آن عالم عائله مند خيلى نا مرتّب است و احتياج شديد به كمك دارد! ميزبان ثروتمند كه قبلا هم مبلغ دويست تومان به عنوان خمس به عالم كمك كرده بود، شديداً خشمناك شد و گفت: اينطور كه نمى شود، مگر هر روز ما مى توانيم به او كمك كنيم؟! و مقدارى از اين كلمات زشت و جسارت آميز را به زبان جارى كرد!

بارى، ثروتمند در حالى اين سخنان دردناك را به زبان آورد، كه براى سفره خود حدود هزار تومان خرج كرده بود! من از شنيدن اين كلمات و مشاهده اين صحنه، آنقدر منقلب شدم كه نزديك بود لقمه غذا از دستم بيفتد و آن وقت به وضع نامناسب و نسنجيده اين گونه ثروتمندان تأسّف خوردم (البتّه اين عالم با من هيچ سابقه دوستى يا قرابت نداشت) خلاصه من هم تشخيص دادم: بهتر است در آن موقعيّت حسّاس سكوت كنم و چيزى نگويم، پس از اين داستان، چيزى نگذشت ديدم (عبد السلام عارف) اموال همان ثروتمند را تاراج كرد و او مانند افراد مجنون، حيران و سرگردان شد، بعد هم عده اى از بستگانش بر او مسلّط شدند، به طورى كه بر او هيچ رحمى نكردند! بعد پيش خود فكر كردم، اگر اين گونه ثروتمندان، چنين آينده خطرناكى را براى خود پيش بينى مى كردند، حتما بيدار مى شدند و عنان خود را از كف نمى دادند!

فقط دويست تومان كمك!

فراموش نشود، ما با ثروتمندان هرگز مخالف نيستيم و نسبت به آنها كينه اى در دل نداريم، بلكه شب و روز دعا مى كنيم: خدا ثروتمندان مسلمان را زياد كند، آنها براى ما مايه افتخارند و حتّى آرزوى ما اين است كه ثروتمندان كفّار از ثروتمندان ما بيشتر نباشند، من دوست دارم، به مصداق (اسلام پيروز است) حتّى ثروتمندان مسلمان هم بر غير مسلمان پيروز باشند.

بلكه آنچه نوشتيم از يك طرف حقائقى بود و از طرف ديگر اعلام و پيامى، تا چنانچه ثروتمندان به موقعيّت مالى و اجتماعى خود علاقه اى دارند، راه سخاوت و بخشش را پيش گيرند وگرنه، حوادث تلخى را كه باور ندارند گريبان آنها را خواهد گرفت!

ثروتمند ديگرى كه مخارج زندگى شخصى او، هرماه صد هزار تومان و در نتيجه هرسال يك ميليون و دويست هزار تومان بود، وقتى عدّه اى از تجّار براى ساختمان يك مؤسّسه دينى براى كمك نزد او رفتند، پس از گفتگو و ناراحتى زياد، فقط دويست تومان كمك كرد!

برنامه هاى پيشرفت:

به راستى مسلمانان امروز، احتياج شديد دارند، به اينكه با دستيارى و همكارى خود، مراكز وسيعى در شئون مختلف: تأسيسى، تبليغى، فرهنگى، و خلاصه اين گونه مؤسّسات در داخل ممالك اسلامى و در خارج تشكيل دهند، امروز بر مسلمانان شديداً لازم است، مدرسه ها، روزنامه ها، مجلّه ها، دستگاههاى فرستنده ملّى، دانشگاهها، كتابخانه ها و جمعيّت هاى مختلفى در قسمتهاى مختلف تبليغات دين داشته باشند.

زيرا امروز هر شهر اسلامى، به مركز علمى و عملى و برنامه اى احتياج دارد كه با موقعيّت آن تناسب داشته باشد، و نيز هر شهرى به تناسب جمعيّت خود به مبلّغين مختلفى نياز شديد دارد، همانطور كه هر پايتختى به تناسب و موقعيت خود، به يك مركز پخش خبرى، تلويزيون و روزنامه و مجلّه يا بيشتر احتياج دارد، همينطور اين برنامه ها كه از نيازمندى هاى عمومى روز است در باره كشورهاى غير اسلامى هم بايد اجراء شود، آيا به وجود آوردن اين گونه تشكيلات بدون قدرت پولى و مالى ممكن است؟!

بعضى از دانشمندان اسلامى مى گويند: گناه نداشتن اين گونه مؤسّسات به گردن ثروتمندان است، در مقابل بعضى از ثروتمندان هم مى گويند: در اين زمينه علماء دين گناهكارند! فرض مى كنيم هر دو عقيده صحيح باشد، در هر صورت، آيا گناه را به گردن ديگرى انداختن، دردى را دوا مى كند، يا راه چاره اى در اختيار ما مى گذارد؟!

بارى، احتياج شديد داريم به اينكه با كمال سرعت و دور انديشى، راه چاره اى بيابيم، وگرنه خداى نكرده روزى مى آيد كه نه علماء دين قدرتى دارند و نه ثروتمندان و سرانجام در دنيا گرفتار ناتوانى و ذلّت مى شوند، و در آخرت نيز مورد خشم خداوند قرار مى گيرند!

در اين ميان گروه سوّمى وجود دارند، و عقيده آنان اين است: خدا در هر حال، دين خود را حفظ مى كند و مثلاً به اين داد و فرياد و جوش و خروش ما احتياجى نيست!!

در جواب اينها مى گوئيم: پس چرا ائمّه طاهرين (ع) اين همه شكنجه و آزار ديدند؟ چرا اين همه شهرهاى اسلامى، به سرزمين كفر و ضدّ خدايى تبديل شده، و چرا در شهرهاى اسلامى ما، شرابخوارى، فسق و فجور، قمار بازى، بىعفّتى، بىبندبارى و هزاران عصيانهاى دردناك ديگر در حال گسترش است؟!

فراموش نشود، دنيا، دنياى وسائل و اسباب است، هركس وسيله و اسباب داشته باشد، به هدف مى رسد خواه مؤمن باشد يا كافر، امّا حساب آخرت جدا است و مخصوص مؤمنين است، به همين دليل مى بينيم، رسول گرامى اسلام (ص) با تمام قوا و با كمال سعى و كوشش پى گير، از هر وسيله اى كه مى توانست براى پيشبرد هدف استفاده مى كرد، قرآن كريم هم مى فرمايد: (بكوش تا به وسيله چيزى كه خدا به تو داده، ثواب آخرت را به چنگ آورى، و لكن بهره ات را هم از دنيا فراموش مكن)(2) .

از خداى بزرگ مى خواهم، همه ما را در راه خدمت به دين و عظمت بخشيدن مؤمنين و بيدارى پى گير براى باز گرداندن اسلام به زندگى اجتماع نصرت فرمايد.

(مال و فرزندان زينت زندگانى هستند ولى بازمانده هاى شايسته، در پيشگاه پروردگار، از نظر پاداش و هدف بهتر است)(3).

سيد محمّد شيرازى

 

1 ـ و من يبخل فانّما يبخل عن نفسه (سوره محمّد، آيه: 38). 

2 ـ وابتغ فيما اتاك الله، الدّار الاخرة ولا تنس نصيبك من الدّنيا، (سوره قصص: 77). 

3 ـ سوره كهف، آيه: 46.