|
ختم نبوت و تعيين اوصيا پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله خاتم انبياء است، و بعد از او خداوند متعال پيامبرى نخواهد فرستاد، و دين اسلام تا ابد و تا قيام قيامت دين جهانيان خواهد بود. و هركس بعد از حضرت رسول (ص) ادّعاى پيامبرى كند دروغگو و دجّال است، و هر حكمى غير از احكام اسلام بر مردم جهان عرضه شود تمام باطل است، چه آنكه از طرف پيامبران قبل از اسلام باشد، و چه از طرف بشر، چون حكم خدا بر تمام احكام برترى دارد، و ممكن نيست كه عقل بشرى بتواند بهتر از آن را بياورد. حضرت محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم كه آخرين پيامبر خدا است، از نواده هاى اسماعيل ذبيح الله فرزند حضرت ابراهيم خليل الرحمان عليهماالسلام مى باشد، و افضل تمام بشر على الاطلاق است، و او پيامبر بود در وقتى كه حضرت آدم عليه السلام ميان گل و آب بود. حضرتش از براى هدايت بشر مبعوث شد تا نمايانگر راه آنها به خير دنيا و سعادت آخرت باشد، و مى فرمايد: (انّما بعثت لأتّمم مكارم الأخلاق). من مبعوث شدم تا متمّم تمام خوبيها شوم، و مردم را به اخلاق پسنديده دعوت كنم. اوّلين ازدواج پيامبر با يك زن باشخصيّت و پاكدامن و اصيل و پرهيزكار به نام (خديجه كبرى) بود، و در آن وقت عمر شريف حضرت بيست و پنج سال بود، و خداوند از ثمره اين ازدواج اولادى به او عطا فرمود كه يكى از آنها دختر بزرگوار او بى بى دو عالم صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سيّده زنان عالم عليهاالسلام است كه نسل و ذرّيه حضرتش ازايشان مى باشد، و او مادر حسن و حسين عليهماالسلام و بقيّه خلفاى برحقّ حضرتش مى باشد، كه اگر بخواهيم در شخصيّت ايشان سخن بگوئيم احتياج به يك كتاب جداگانه دارد، و همين براى عظمتش كافى است كه او (معصومه) است، و اسلام صحيح و اصيل، از طرف او و فرزندانش به جهانيان رسيده است. عمر شريف حضرتش به چهل سالگى كه رسيد رسما از طرف پروردگار متعال به پيامبرى مبعوث شد، و سيزده سال در مكه مكرّمه بود و مردم را به سوى خداپرستى دعوت مى كرد، و در اين راه از قوم و قبيله خود و بقيّه مردم آن ديار جز اذيّت و ناراحتى چيزى نديد، و آنقدر بر او ظلم و ستم روا داشتند كه مى فرمايد: (ما أوذى نبىّ مثل ما أوذيت): (هيچ پيامبرى به اندازه من از قوم خود اذيّت و آزار نديد) ولى در مقابل به آنها دعا مى كرد و مى فرمود: (اللّهم اهدِ قومى، فانّهم لا يعلمون): (پروردگارا، قوم مرا هدايت كن و از تقصير آنها بگذر، چون نادان مى باشند). ولى هرچند آنها را نصيحت كرد و به يكتاپرستى دعوت كرد، نتيجه نداشت بلكه كينه و دشمنى آنها به حضرت رسول صلى الله عليه وآله بيشتر شد، تا اينكه تصميم به قتل حضرتش گرفتند و ايشان ناچار مكٌه مكرٌمه را ترك كرده، و راهى مدينه منوٌره گشتد، كه قبلاً بذر اسلام را در آن شهر پاشيده، و عدّه اى پيرو اسلام گشته بودند. لذا، مسلمانان آن ديار مقدم حضرت را گرامى داشتند و با استقبال گرم مسلمانان و مردم آنجا روبرو شدند. حضرت با فعّاليّت شبانه روزى خود و يارانش در مدينه اساس حكومت اسلامى را پايه ريزى كردند، و با سخنرانيهاى گرم خود كه توأم با آيات قرآنى بود، مردم را به اخوّت و برادرى دعوت كردند، و با اتّحاد و اتّفاق و پيروى از دستورات خداوند، از تنبلى و پستى و جنگ و دشمنى با يكديگر نجات دادند، و توانستند با نيروى ايمان و نقشه هاى حكيمانه پيامبر صلى الله عليه وآله در اندك زمانى، مكّه معظّمه و بعد هم جزيره عربستان را به اسلام دعوت كنند، و بعد هم نقشه جهانى كردن اسلام را پياده نمايند. بعد از ده سال تبليغ و خدمت مسلمانان به بزرگترين تمدّن آن روز دست يافتند، ولى در اثر سمّى كه يك زن يهودى در غذا به خورد آن حضرت داد، روح بزرگش به عالم اعلى پرواز كرد، و در هنگام وفات عمر شريفش شصت و سه سال بود. قبل از وفات از براى خودش به امر پروردگار متعال دوازده وصى و خليفه تعيين كرد، كه يكى پس از ديگرى زمام امور مردم را به دست گيرند، و آنها را به راه راست و اسلام صحيح هدايت گردانند، و فرمودند: هركس از خطّ آنها دور شود، و راهى غير از راه آنها انتخاب كند، گمراه است. خلفاى آن حضرت عبارتند از: 1 ـ اميرالمؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السلام 2 ـ حضرت امام حسن عليه السلام 3 ـ حضرت امام حسين سيدالشّهداء عليه السلام 4 ـ حضرت امام زين العابدين سجّاد عليه السلام 5 ـ حضرت امام محمّد باقر عليه السلام 6 ـ حضرت امام جعفر صادق عليه السلام 7 ـ حضرت امام موسى كاظم عليه السلام 8 ـ حضرت امام على بن موسى الرضا عليه السلام 9 ـ حضرت امام محمد جواد عليه السلام 10 ـ حضرت امام على هادى عليه السلام 11 ـ حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام 12 ـ حضرت امام حجّة بن الحسن العسكرى عليه السلام كه ايشان، يعنى امام دوازدهم زنده و از انظار مردم غائب است هم چنانكه حضرت رسول صلى الله عليه وآله و بقيّه ائمّه عليهم السلام اطّلاع دادند، كه در آخرالزمان در وقتى كه مشيّت خداوند تعلّق گيرد ظاهر خواهد شد، و دنيا را بعد از آنكه پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد خواهد كرد. پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله و دختر بزرگوار و عالى مقامش حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام، و اين دوازده حجّت خدا بر مردم كه نام برديم معصوم مى باشند، و هيچ گناه و خلافى از آنها سر نخواهد زد، از هر بدى و زشتى منزّه مى باشند، و خداوند در باره آنها فرموده است: (انّما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت ويطهّركم تطهيرا). يعنى: (خداوند مى خواهند شما اهل بيت عصمت و طهارت را هميشه از بديها پاك و منزّهتان گرداند) لذا فضائل و كمالات آنها به حدّ اعلى مى باشد، كه دردنيا بيش از آن قابل امكان نيست، و آنها از سوى پروردگار داراى تمام علوم و فضائل و خوبيها مى باشند، و بر تمام بشر واجب است كه از آنها پيروى كنند، چون پيروى از آنها پيروى از پروردگار است، و مخالفت با آنها مخالفت با خدا و سرپيچى از احكام و دستورات اوست. حضرت رسول الله صلى الله عليه وآله پيروى خلفاى دوازده گانه خود را با قرآن برابر دانسته و به مسلمانان فرموده است: (انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب الله و عترتى أهل بيتى، ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدى أبداً، و أنهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض). يعنى: من در ميان شما دو گنجينه سنگين و پرارزش را گذاشته ام: يكى: كتاب خدا. و ديگرى: عترت و اهل بيت خودم (كه مفسّر قرآن و احكام آن مى باشند). اگر به اين دو گنجينه گرانبها متمسّك شويد، بعد از من گمراه نخواهيد شد. و اين دو از هم جدا نمى شوند تا اينكه نزد حوض كوثر، بر من وارد شوند. |