فهرست

مؤلفات

 تاريخ

صفحه اصلى

 

 بهترين دستور، و بهترين تطبيق كننده

 قرآن، داراى بهترين دستورات و احكام الهى است، و پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله بهترين تطبيق كننده اين دستورات بودند.

 دانستن يك نظام صحيح كه بتوان بشر را به آن دعوت كرد، و آن را با عقل و ادراك بشرى نزديك ساخت، امرى است بسيار مشكل، ولى نظامى كه گرفتاريهايش نسبتا كم باشد، و به راه صحيح نزديك باشد از مشكل ترين امورى است كه حكما و فلاسفه را متحيّر ساخته، و هميشه به فكر فرو برده است. از زمان قديم هركس كه آمده و دستور العملى براى بشر ساخته بعد از مدتى به مشكلات برخورد كرده و از همه لحاظ احتياج به اصلاح داشته، و با زمانى توافق مى كرده، ولى با پيشرفت علوم و تمدّن بعد از مدّتى، قابل تطبيق نبوده است.

 لذا، هميشه عقلا و مفكّرين جهان در هر زمان و هر مكان، كنفرانسها تشكيل مى دهند و جلسات طولانى دور هم جمع مى شوند، و شبها و روزهاى فراوانى را باهم به بحث و بررسى امور مى پردازند، تا شايد بتوانند نظام صحيحى از براى مردم بياورند، و آن را دستورالعمل زندگى قرار دهند، و فكر مى كنند:

 چه نظامى از براى مردم و حكومت صحيح است؟

 چگونه بايد اقتصاد مملكت تنظيم شود؟

 چه دستوراتى از براى حلّ امور قضائى و مشكلات آن بهتر است؟

 وضع ارتش، پليس و كارمندهاى دولت بايد چگونه باشد؟

 چگونه بايد با فساد و دزدى و زورگوئى مقابله كرد؟

 و همچنين نسبت به تمام شئون مربوط به مملكت و يا ملّت، خانواده، تجارت، كشاورزى، صنعت، فرهنگ، و تربيت و غيره...

 ولى اگر انسان عميقا اسلام را مطالعه كند، و برنامه هاى آن را بداند، و بتواند آن طور كه خدا و پيامبر و ائمّه اطهار دستور داده اند به آن عمل كند، خواهد دانست كه تنها راه نجات از بدبختيها و گرفتاريها قرآن است، كه داراى بهترين قوانين و احكام از براى بشر است، و افضل، و اكمل، و صحيح ترين دستورالعملى است كه ممكن نيست كسى بتواند مانند آن را تا روز قيامت بياورد.

اين، يك امر طبيعى است، چون قرآن از لحاظ دستور و قانون به حدّ كمال رسيده است، و آن را خدائى كه خود خالق بشر است، براى آنها انتخاب كرده، و اگر ممكن بود قانونى بهتر از اين در دنيا اجرا شود، خدا همان را از براى بندگانش مى فرستاد.

لذا قوانين بشرى، در مقابل قرآن، تمام ناقص و غير قابل قبول است.

 قرآن، نظام و برنامه خدا و خالق هستى و كائنات است، او بشر را آفريده، و احتياجات بندگان خود را از روزى كه آنها را روى زمين خلق كرده تا قيام قيامت مى داند، و او به بندگان خود رؤوف و مهربان است، و در مقابل دستورهايش هيچ احتياجى به ثروت و جاه و مقام ندارد، لذا در دستورهاى قرآن تمام عناصر كمال موجود است كه آن عبارت است از:

 علم منظّم پروردگار به تمام امور، و احتياج نداشتن مطلق او به بندگان، و مهربانى او نسبت به بشر.

 اما ساير نظامها كه از فكر و مغز بشر درست شده، هرچند كسى كه اين نظامها را مى گذارد و از براى بشر وضع مى كند، مجرّد از منافع شخصى و فرصت طلبى باشد، ولى ممكن نيست كه از روحيّه هاى افراد بشر و ريزه كاريهاى كائنات اطّلاع داشته باشد، مخصوصاً نسبت به نسلهاى آينده، و پيشرفتهائى كه قطعاً در آينده انجام خواهد شد.

 لذا، اگر نظرى به قوانين جهان امروز اندازيم، خواهيم ديد هميشه مانند كشتى در طوفان است، و هر روز يك قانون جديد مى شود، و قانون قبلى را نقض مى نمايد، لذا هميشه مشاكل روى هم متراكم و زياد مى شود و گرفتاريها و بدبختيهاى مردم افزوده مى شود... اين از يك سو.

 از سوى ديگر احساسات و عواطف و دلبستگيها و ديگر انگيزه هاى بشرى لابد و حتماً اثرات خود را در قانون گذاران خواهد گذاشت، هرچند كه آنها منزّه و متّقى باشند، و كمترين اين احساسات، در زندگى و محيط و عادات و تقاليد و طرز تربيت و فرهنگ آنها مى باشد، آيا ممكن است انسان خود را از تمام اينها تهى كند، و قانون گذار شود؟

 اضافه بر اين، ادلّه علمى كه مقايسه و مقارنه كردن ميان نظام هاى بشرى، و قوانين عاليه قرآن است مى گويد، هيچ نظامى شبيه نظام آسمانى نيست، و هرچند نظامهاى خوب جهان امروز كه بعد از هزاران انقلاب و آزادى و زحمات طاقت فرسا به وجود آمده با اسلام مقايسه شود، باز هم افضل و اكمل و بهتر آن در قرآن كريم است، و به اين حقيقت فلاسفه و حكماى غرب كه هيچ ربطى به اسلام ندارند اعتراف كرده اند.

 اين نسبت به قرآن.

 ولى نسبت به حضرت رسول عاليقدر و بزرگوار اسلام صلى الله عليه وآله ، اگر نظرى در تاريخ مفصّل جهان از روز خلقت تا امروز بنگريم، مردى ديده نشده كه در كارها و رفتار و كردارش حتّى شباهت به حضرت محمّد صلى الله عليه وآله داشته باشد، دينى را از براى بشر بياورد كه ميان زمين و آسمان را ربط دهد، و خواسته هاى روحى و جسمى بشر را برآورده سازد، و ميان عقل و عاطفه انسانى موافقت ايجاد كند، و دنيا و آخرت را از براى سعادت بشر جمع كند، و بتواند آن را بر مردم تطبيق كرده، و خودش از طرف پروردگار مؤسّس دين و دولت آنها شود.

 در وقتى كه وضع مردم و سرزمين حجاز طورى بود كه اين كار در آنجا از سخت ترين امور به شمار مى آيد، چون از طرفى وضع جهانى آن روز اقتضا نداشت كه پيامبر بتواند چنين كارى انجام دهد، و مردم آن ديار از لحاظ تمدّن متأخّرترين مردمان، و از لحاظ وحشيّت همين بس كه كودكان خود را زنده به گور مى كردند، و در ميان دو ابرقدرت نيرومند آن روز، يعنى فارس و روم قرار گرفته بودند.

 آيا مانند پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلّم مثل و مانندى سراغ داريد كه بتواند يك چنين محيطى و چنين مردمانى را به اوج عظمت و سرافرازى رساند كه جهان فارس و روم از براى آنها سر تعظيم فرود آورند؟

 پس بر مسلمانان ـ و غير مسلمانان ـ يعنى كسانى كه ادّعاى تمدّن و دانش مى كنند - واجب است كه قرآن را دستورالعمل خود قرار دهند، و بر تطبيق احكام و قوانين آن، از حضرت محمد صلى الله عليه وآله و اهل بيت اطهارش پيروى نمايند، و بدانند كه اسلام با معجزه بر مسلمانان تطبيق نشده، بلكه با گامهاى دقيق پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه وآله پياده شد، و تا به حال موجب اعجاب و تحسين بزرگان جهان مى باشد.