|
از بين بردن يأس و نااميدى مهمترين چيزى را كه ما بايد براى رسيدن به هدفمان كه، تطبيق احكام اسلام و زنده كردن دستورات آن است، از بين ببريم (يأس و نااميدى است) كه متأسّفانه مانند ديوى بر جامعه اسلامى دوستدار احكام قرآن، سايه افكنده... اين يا از تلقين غرب و شرق است و يا جهل به واقع، و يا از حسن نيّت – چون كه بعضيها مى بينند كه اسلام از تمام كارها و برنامه هاى اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى ما دور شده، لذا مأيوس شدن از كار يك امر طبيعى گشته - و همگى از برگشت دستورات اسلام به جامعه اسلامى و تطبيق آن بر مسلمانان نااميد مى باشند، و اين يك راه سدّى مقابل مسلمانان ايجاد كرده، كه آنها حتّى كوچكترين قدمى از براى تأسيس حكومت اسلامى و پياده كردن احكام آن برنمى دارند، و مثل آنها مانند خانواده اى است كه عزيزترين فرد آنها بيمار گشته، و هرچه از آنها دارو و پزشك مى طلبد آنها فقط غصّه مى خورند، چون همگى از شفاى او مأيوس گشته اند، و از بهبودى او دست شسته اند، آيا اين كار سبب نزديكى مرگ او نمى شود؟ ولى اگر همگى فعّاليت كنند و باهم فكر كنند و به بيمار اهتمام دهند، شايد پزشك فهميده و دانشمندى پيدا كنند كه مرض را تشخيص داده و با يك داروى شفابخش، بيمار عزيز آنها را از مرگ قطعى نجات دهد، ولى چه بايد كرد؟ از بين بردن يأس از قلبهاى مأيوسين كار آسانى نيست، و تنها اسلام است كه از دست پيروانش شاكى است و مى نالد، ولى آنها منتظر مرگ و از بين رفتن آن مى باشند، چونكه از زنده شدن و برگشت به زندگانى مسلمانان نااميد شده اند، بلكه ممكن است با بعضى وسائل و انديشه هاى صحيح، علماى نفس چاره اى از براى اين كار پيدا كنند، كه مهمترين آن: 1 ـ در هر مجلس و محفل و جلسه اى كه تشكيل مى دهيم (يأس) را سرزنش كنيم، و مردم را بيدار كرده، و شرافت اطمينان و رجاء و اميد كه ضدّ يأس است دردلها جايگزين نااميدى گردانيم، و بدانيم در هر قدم كه براى سربلندى و تطبيق احكام خداوند برداريم، پروردگار پشتوانه ماست، همچنان كه در قرآن كريم مى فرمايد: (ولا تيأسوا من روح الله، انّه لا ييأس من روح الله الاّ القوم الكافرون)، يعنى: هيچوقت از رحمت پروردگار مأيوس نگرديده، و مأيوس نمى شود از رحمت خدا، مگر قوم كافران، اين رحمت همان يارى خداوند است به عاملين در راهش. 2 ـ بايد انسان فكر كند كه خداوند متعال به هركس كه او را در راه اسلام و تطبيق دستورات او يارى كند، نصرت خواهد داد، چنان كه مى فرمايد: (ان تنصروا الله ينصركم و يثبّت أقدامكم) يعنى: اگر شما خدا را يارى كنيد، او هم شما را يارى مى كند، و در هدفتان ثابت قدم خواهيد شد، پس پشتوانه ما بسيار قوى خواهد بود، اگر واقعا هدفمان خدا و نصرت دين او باشد. ديگر اينكه تمام نظامها و مبادى جهان از براى تطبيق و پياده كردن آن دولتها به دشوارى و مشكلات برخورد مى كنند، و تطبيق اسلام مشكل تر از بقيّه نظامها نخواهد بود، مخصوصاً كه كشورهاى ما، در ظاهر اسلامى است، و اكثريّت مردم مسلمان مى باشند، و محبّ دستورهاى اسلامند، و اسلام بزرگترين پشتوانه را در نفوس اجتماع دارد. 3 ـ بايد انسان مراجعه و مطالعه كند، تا تاريخ تأسيس اسلام را كه چگونه پيامبرصلى الله عليه وآله كار را شروع كرد بداند، آن وقت يأس و نااميدى را كنار گذاشته، و به آن حضرت اقتدا كند، و مشغول تبليغ و فعاليّت شود، تا انشاءالله بزودى به نتائج پرثمر كارها برسد. 4 ـ مغول، دولتهاى اسلامى را غزو كرد، كه اوضاع آن روز، مانند غزو فكرى امروز غربيها بود. باز هم مى بينيد چگونه دو مرتبه جهان اسلام، به پاى خويش استقامت و قيام كرد، و همچنين ساير قيامهاى ضدّ اسلامى و مشاكلى كه از براى مسلمانان پيش آمد، مانند جنگهاى صليبى و غيره، كه عاملانش در سر داشتند اسلام را ريشه كن كنند، ولى مانند ابرى بود كه به آسمان آمد و از بين رفت، و دو مرتبه نور اسلام برگشت و مسلمانان با فعّاليّت هرچه بيشتر خرابكاريهاى دشمن را از بين برده، و مانند آن بود كه هيچ بلائى به سر اسلام نيامده، و اگر بنا به اختصار نبود، جمله اى از حكايات تاريخى را نقل مى كردم، تا اينكه اميد و رجاء در قلوب مسلمانان از براى كار و فعّاليّت و برگشت به اسلام زياد شود، و همگى انشاءالله دست به دست هم داده و بتوانيم يك حكومت واحد اسلامى در جهان تشكيل دهيم. |