|
تقويت نيرو در مقابل دشمن لازم است بر كسانى كه در راه خدا و قرآن گام بر مى دارند و فعّاليت مى كنند، بدانند كه واجب است در مقابل كفّار و مشركين و دشمنان اسلام هميشه بايد خود را نيرومند و قدرتمند گردانند، و سعى كنند تمام انواع سلاحهائى را كه دشمن به كار مى برد فراهم نمايند، تا اينكه دشمن هميشه در هراس باشد، و بداند كه با يك كشور قوى و نيرومند روبرو است، و اگر چنين نباشد، با زور سر نيزه و قدرت تمام معادن و خيرات ما را مى برند، و ما در مقابل مانند بنده ذليل، بايد تماشا كنيم، و اگر كوچكترين حركتى انجام دهيم در نطفه خفه خواهيم شد. لذا دولتهاى اسلامى بايد سعى كنند، تمام انواع سلاحهاى دنياى روز را به هر قيمتى كه شده خود، در ممالك خويش تهيّه و فراهم سازند، و مغزهاى متفّكر جوانان مسلمان را به كار اندازند، و از هوش سرشار آنها استفاده كنند، تا انشاءالله از دولتهاى كفر قدرتمندتر شوند، و اگر جدّا مسلمانان به اين فكر بودند خداوند آنها را يارى مى كرد، و از غربيها پيش افتاده بودند، چونكه فكر جوانان ما قطعا از افكار آن مغزهاى الكلى بيشتر كار مى كند، ولى آنها از همان مختصر فكر و هوش و علمشان استفاده مى كنند، و ما در خواب غفلت فرو رفته ايم، و اگر هم افرادى در ما نبوغ كنند به دست همان كفّار مى سپاريم، كما اينكه عدّه بسيارى از متفكّرين و مخترعين و مبتكرين اروپا از جوانان مسلمان كشورهاى اسلامى مى باشند، ما بايد خود مخترع شويم، و در مقابل شرق و غرب، عرض اندام كنيم نه اينكه هميشه دستمان به سوى آنها دراز باشد، و هميشه ثروتهاى هنگفت از براى خريد اسلحه به آنها بپردازيم، و باز هم زير دست و مستضعف باشيم، و هر وقت دشمن اراده كند سلاح ندهد، و با يك چشم بر هم زدن، ما را از بين ببرد. پس بايد هميشه در فكر بود كه نيرویمان با دشمن مساوى باشد، آن وقت با نيروى ايمان كه هميشه كمك و پشتوانه ما خواهد بود، پيروزى قطعى نصيبمان خواهد شد، البتّه اين كلام بر طبق موازين طبيعى مى باشد، كه خداوند از براى اين جهان قرار داده است، و الاّ نتيجه عمل و فعّاليّت بسيار بعيد به نظر مى رسد، و وضع ما، در مقابل دشمن مانند توپ فوتبال خواهد بود كه به هر طرف كه بخواهند با پا مى زنند. انسان مجاهد، دائماً بايد قول پروردگار متعال را به نظر آورد، آنجا كه مى فرمايد: (انّا لننصر رسلنا والّذين آمنوا فى الحياة الدّنيا و يوم يقوم الأشهاد) ما فرستادگان خود، و كسانى كه به آنها ايمان آورده اند، يارى خواهيم كرد، در دنيا و در آخرت. و هميشه بايد به ياد داشت كه چگونه اسلام با عدّه مختصر كمى به پا خاست و پيشرفت كرد، اين امور، و اين طرز فكر، باعث مى شود كه اميد انسان از براى كار كردن و برپا ساختن حكومت اسلامى زياد گردد، و بايد همچنين در مقابل آيات اميد و پايدارى و استقامت قرآن، آيات ديگر را هم در نظر گيرد و تطبيق كند، خداوند متعال مى فرمايد: (و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة) در مقابل كفّار تا آن اندازه كه برايتان امكان دارد نيرو جمع آورى كنيد، و مى فرمايد: (يا ايّها النبىّ حرّض المؤمنين على القتال) اى پيامبر، مؤمنين را برجنگ با كفّار تشويق كن. و بايد بدانيم كه چگونه حضرت مسيح عليه السلام وقتى به اندازه كافى يار و ياور نداشت، يهوديها به گفته خودشان بر او مسلّط شدند و او را خواستند اعدام كنند، ولى خداوند متعال به طرز، معجزه آسائى ايشان را نجات داد و به طرف آسمان پرواز كرد و هنوز هم به عقيده ما مسلمانان زنده و در آسمان چهارم مكان دارد، و روايات زيادى از پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله رسيده كه حضرت عيسى عليه السلام در وقت ظهور امام زمان حضرت حجّة بن الحسن المهدى (عجل الله تعالى فرجه)، در آخرالزمان به طرف زمين خواهد آمد، و يكى از ياران و ياوران امام زمان (عجل الله تعالى فرجه) خواهد بود، ولى يهوديها بعد از آنكه خيال كردند كه او به چوبه دار آويخته و اعدام شد، پيروان او را تا سيصد سال تعقيب كرده، و آنها را به انواع شكنجه ها كشيده، و از شهر و ديار خود دربدر مى كردند، و همچنين بود حالت پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله در ابتداى اسلام، كه ياوران و پيروان او هنوز كم و ضعيف بودند، به انواع شكنجه ها مبتلا، و عدّه اى از آنها زير شكنجه جان دادند، و مى خواستند خود حضرت را به قتل برسانند، تا اينكه مجبور شدند از آن ديار هجرت كنند، مسلمانان به حبشه هجرت كردند، و بعد از آنكه پيامبر از دست مشركين نجات يافت و به مدينه منوّره هجرت كرد، مسلمانان ديگر هم به او ملحق گشتند، و آن حضرت در مدينه كم كم وسائل پيشبرد و پيروزى را آماده كرد و مسلمانان تقويت يافتند، و دشمن نتوانست حضرتش را از بين ببرد. در آن روز و آن زمان، حضرت توانستند وسائل جنگى و تبليغاتى خود را تقويت كنند، به اندازه اى كه در مقابل كفّار ايستادگى نمايند، البتّه مسلمانان از لحاظ نيرو و سلاح ضعيف تر از كفّار، ولى از لحاظ نيروى ايمان و تبليغاتى بسيار روحيّه قوى و ارزنده اى داشتند، و حضرت رسول صلى الله عليه وآله كمبود سلاح را با تقويت نيروى ايمان در مسلمانان، و نقشه هاى دقيق جنگى و روشهاى فكرى صحيح كامل گرداند. ولى امروزه، متأسّفانه هيچ نسبتى ميان نيروهاى كفر و اسلام نيست (البتّه نه از لحاظ كميّت، ممكن است كسى خيال كند كه ما عدد مسلمانان را كه يك ميليارد مى باشد مى گوئيم)(1) از جهت كيفيّت سخن مى گوئيم، كه وسائل جنگى كفّار به اوج عظمت نيروئى رسيده، و آنها مى توانند در يك مدّت كوتاه جهان را نابود گردانند، ولى وسائل و قواى ما مسلمانان با كمال تأسّف بايد بدون پروا گفت در بعضى اوقات زير صفر مى باشد، و اين امر براى هيچ مسلمانى پوشيده نيست. چرا ما مسلمانان بايد يك جنبه اسلام را كه نماز و روزه و خمس و حج و غيره مى باشد بگيريم، و جنبه ديگر آن را كه مقابله با كفّار و جمع آورى نيرو و سلاح است ترك كرده باشيم، و هيچ به فكر آن هم نيستيم كه حيات ما، رهبرى ما، اسلام ما، قرآن ما، شخصيت ما، آبرو و حيثيت، تمام مربوط به آن است كه در مقابل شرق و غرب بتوانيم ايستادگى كنيم، و تهيّه وسائل نيروى خودمان را به دست جوانان و مخترعين و متفكّرين خود تهيّه كنيم. يكى از دوستانم قبل از مدّتى از يكى از كشورهاى آفريقائى آمده بود و با تأثّر مى گفت (اگر حالت مسلمانان به همين گونه كه من در آنجا ديدم ادامه پيدا كند قطعاً كمتر از نيم قرن ديگر اسلام در آفريقا محو خواهد شد) بعد گفت: چون مسيحيان در آنجا رخنه كرده اند و در هريك از شهرهاى آنها چهار بنياد خيرى تأسيس كرده اند: 1 ـ دبستان، از براى فرهنگ و عقيده كودكان 2 ـ كليسا، براى دعوت به مسيحيّت و عبادت مردم 3 ـ بيمارستان، براى معالجه بيماران 4 ـ يك بنياد خيرى از براى كمك به فقرا و محرومين جامعه آفريقائى كه كمكهاى خود را بدون مقابل در اختيار مردم مى گذارد. البتّه تمام اين خدمات در مقابل يك چيز است، و آن دست كشيدن از اسلام و قبول كردن مسيحيّت است (يعنى پيروى كردن صد در صد مردم از غرب و استعمارگران، و تبعيّت از آنها مى باشد). آيا بعد از اين تبليغات و فعّاليتها راهى مى باشد كه اسلام در آنجا رشد و نمو نمايد؟ با اينكه هيچ يك از اين بنيادهاى اساسى را ما مسلمانان در آنجا نداريم؟ خلاصه: نيروهاى كفر و گمراه كننده از دو جهت داراى بزرگترين قدرت مى باشند، يكى مادّى، و ديگرى تبليغاتى، و ما، در مقابل آنها داراى هيچ يك از آنها نيستيم، مگر به شكل خيلى مختصر و ضعيف (يا اينكه كشورهاى اسلامى داراى منابع سرشار مادّى و انسانى مى باشند، ولى متأسّفانه چون اكثر سران كشورهاى اسلامى سرسپرده غرب و يا شرق مى باشند، لذا اين منابع را استعمارگران به ثمن بخس از دست آنها خارج كرده، و بعد منافع همان منابع اسلامى را از براى نابودى اسلام و مسلمانان بكار مى گيرند) بدين جهت ما بايد اين دو نيروى فوق الذكر را در خودمان تقويت نمائيم، يا اينكه از لحاظ كميّت كمتر امّا از لحاظ كيفيّت بيشتر باشد، پس لازم است از براى مبلّغين و مجاهدين و خدمتگذارانى كه مى خواهند در راه رسيدن به حكومت اسلامى و برگشت اسلام كوشش كنند، و مسلمانان را دو مرتبه به حكم قرآن دعوت كنند، و دستورات اسلامى را پياده گردانند، هيچوقت خود را گول نزنند، كه فقط بااميد به هدف خواهند رسيد، و بگويند چون پروردگار متعال پشتيبان و ياور ماست پس هيچ قدرتى در مقابل اسلام نمى ايستد. آيا خداوند نفرموده است: (كلاً نمدّ هؤلاء و هؤلاء، من عطاء ربّك، و ما كان عطاء ربّك محظورا). يعنى: هريك را مدد مى كنيم (اهل حق و باطل را) از بخشش پروردگارت، و بخشش پروردگارت باز داشته نخواهد شد. البتّه لطف و مرحمت پروردگار بر مسلمانان و كافر، و متديّن و بى دين، و بر سر همه مى باشد. چون دنيا را خداوند براى امتحان بندگانش قرار داده، و در اينجا هيچ كس را از لطف و كرمش محروم نمى گرداند. و چون دوره امتحان است، لذا از لحاظ لطف باران رحمتش بر سر تمام بندگانش مى بارد. و در آخرت هركس به نتيجه عمل خود خواهد رسيد. |