|
مقايسه بين اسلام و ديگر مكتبها كسى كه مى خواهد احكام اسلام را پياده كند، و نظام قرآن را به زندگانى و به جامعه بشرى برگرداند، و در تمام امور مردم را به سوى اسلام دعوت كند، بايد به دو جهت اهميّت فراوان دهد، تا مقدّمه تطبيق اسلام به دست آيد. 1 ـ جهت ايجابى، كه ترويج و نشر نظام اسلام است. 2 ـ جهت سلبى، كه مشاكل و بديهاى نظامهاى غير اسلامى است. امّا جهت ايجابى: پس به تأسيس مؤسّسات اسلامى و فرهنگى و ملّى به تمام انواع آن. 1 ـ بناى مساجد، و نصب بلندگوهاى تبليغاتى در آنها. 2 ـ باز كردن مدارس حفظ قرآن، و تعليم تفسير و تجويد آن، و همچنين تعليم ساير علوم اسلامى. 3 ـ باز كردن مدارس دينى در تمام شهرها و كشورهاى اسلامى. 4 ـ باز كردن مدارس براى تبليغ و تربيت مبلّغ و خطيب و اديب و غيره... 5 ـ باز كردن مدارس جديد كه شامل علوم اسلامى به اندازه حاجت و علوم روز به تمام انواع غير حرام آن. 6 ـ باز كردن مدارس ايتام، و مهد كودك، واماكن خاصّى از براى معلولين و بزرگسالان و مستمندان، و كارگاه هاى صنعتى و كارهاى دستى و غيره، از براى كسانى كه خود داراى سرمايه نيستند و يا اينكه نمى توانند از براى كار خود بازاريابى كنند. 7 ـ باز كردن درمانگاه و بيمارستان و زايشگاه، طبق قوانين اسلام، از لحاظ طبّ و پرستارى و غيره. 8 ـ گذاشتن صندوقهاى خيرى از براى برنامه هاى اسلامى و انسانى، از قبيل اطعام فقرا، و خريد لباس و پوشاك براى مستمندان و ايتام، و كمك به ازدواج جوانان، و بناى ساختمانهاى فقرا، و كمك به درماندگان و بيچارگان، و دادن سرمايه به بيكاران از براى كار، و شبه اين كارها، كه البتّه بسيار زياد است. 9 ـ تأسيس چاپخانه هاى مدرن، از براى چاپ كتابهاى اسلامى و غيره، كه منافاتى با اسلام ندارد. 10 ـ باز كردن و تأسيس كتابخانه هاى عمومى 11 ـ اخراج و نوشتن روزنامه و مجلات و نشريّات اسلامى 12 ـ به وجود آوردن دوره هاى ورزشى و مسابقات اسلامى، و جلسات دينى. 13 ـ تأسيس هيئتهاى تبليغى سيّار، و كتابخانه هاى اسلامى سيّار، و فيلمهاى اسلامى سيّار، و نمايشنامه هاى اسلامى، تا با اين روشها مردم را به سوى اسلام تشويق كرده و آنها را كم كم با برنامه هاى اسلامى آشنا گردانيم. 14 ـ تأليف هرچه بيشتر از كتابهائى كه تمام جوانب اسلام را بحث كرده باشند، با وسعت انتشار آن به صورت مستمر، و من گمان مى كنم كه اگر ما مسلمانان ده هزار قسم كتاب بتوانيم در شؤون مختلف و برنامه هاى اسلامى تأليف كنيم، هنوز نتوانسته ايم تمام جوانب اسلامى را از براى مردم جامعه با توجه به اختلاف فهم و مستواهاى علمى آنها شرح داده باشيم. 15 ـ اقامه مجالس جشن و سوگوارى در مناسبات دينى، مخصوصاً در ايّام شهادت و ميلاد پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله و ائمّه اطهار و حضرت زهرا عليهم السلام. 16 ـ تأسيس باشگاههاى اسلامى، و نشان دادن نمايش و هنرهاى اسلامى را، بطورى كه بتوانيم جوانان خود را به آنجا دعوت كرده و از اماكن فساد و بى دينى نجات دهيم. 17 ـ تأسيس ايستگاههاى راديوئى و تلويزيونى در هر شهر، و توجيه مردم به سوى اسلام. 18 ـ تشويق كردن مردم در موسمهاى اسلامى، به اجراى برنامه آن موسم، مانند رفتن به حج و عمره، و زيارت اماكن مقدّسه، مخصوصا مراقد مشرّفه ائمّه اطهار، و تشكيل كنفرانسهاى اسلامى در ايّام زيارات مخصوصه امير مؤمنان حضرت على عليه السلام و همچنين زيارات حضرت سيدالشهداء حسين بن على عليه السلام، كه هزاران نفر از مسلمانان جهان در اين اماكن حضور دارند. 19 ـ تأسيس دوره هاى علمى از براى ترجمه كتابهاى دينى به لغات زنده جهان. 20 ـ تأسيس موسّسات بزرگ اسلامى از براى پخش نوار به زبانهاى مختلف و رساندن احاديث و سخنان پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله و خاندان معصومش عليهم السلام به مردم جهان. 21 ـ فرستادن عدّه اى از جوانان خوش استعدادمان به خارج، براى كسب علوم و اختراعات و اكتشافات اروپائيان، و بعد از آن خودكفا شدن در امور خود. البتّه برنامه هاى ديگر مربوط به اسلام از لحاظ فرهنگى و سياسى و اقتصادى و اجتماعى بسيار زياد است، كه هركدام در واقع يك فصل بايد درباره آنها بحث كرد، ولى هدف از نوشتن اين كتاب به اختصار مى باشد. امّا بحث ما از لحاظ سلبى كار كردن! اسلام، خود يك مبدأ و عقيده است، و يك فرهنگ و تمدّن و تاريخ، و داراى قوانين تشريعى مى باشد، كما اينكه غير از اسلام هم تمام مبادى و ملل گذشته و حاضر داراى عقيده، تاريخ، تمدّن، و تشريع مى باشند، و بر همه واضح است كه زيبائيهاى هرچيز وقتى هويدا مى شود، كه مقايسه به غير شود، چون كه (الأشياء تعرف بأضدادها) (هرچيز با مقايسه ضدّش واضح و معلوم مى شود) پس اگر توانستيم مقارنه و مقايسه كنيم اسلام را در امور مختلف با بقيّه اديان و عقائد، قطعاً هر انسان عاقلى با تمام وجود و تصميم مسلمان خواهد شد، مگر اينكه معاند باشد، كه غالباً اين افراد بسيار كم مى باشند، و ضررى به اجتماع نخواهند زد، و قصد من از اين كلام اين نيست كه سلبى كار كردن يعنى هجوم آوردن و بدگوئى كردن از ساير عقايد و تمدّنها، بلكه قصد اين است كه حقايق و خرافات ساير اديان را بيان كنيم و مقايسه با حقائق اسلامى نمائيم، تا اينكه حقّ و حقيقت واقعى كه سبب سعادت و خوشبختى بشر دردنيا و آخرت مى باشد روشن گردد، و كدام شخصى است كه رغبت نداشته باشد خود و اجتماعش به سعادت و واقعيّت برسد؟ شايد تمام بشر به حقيقت دست يابند. |