| مؤلفات |
|
سرمايه دارى |
|
چنانكه رنجها و مصائبى كه كشورهاى غربى را مبتلا ساخته شمارش كنيم و در پى جستجوى علل و عوامل آنها برآييم، معلوم مىكنيم كه علت اصلى و عمده همه آن مشكلات و نابسامانيها و وخامت يافتن آنها چيزى جز سرمايه دارى نيست. آرى سرمايه دارى، عدالت اجتماعى را از كف جامعه غربى ربوده بطورى كه درگوشه اى از اين جامعه اموال بىشمار انبار شده و در گوشه ديگرى از آن فقر به نهايت خود رسيده و اين اختلاف طبقاتى به ندارى عده اى و در پى آن به بيمارى، جهل، نابسامانى، اضطراب، بيكارى، فروپاشى و امثال آن انجاميده است(1). و اما آنگاه كه كمبود مادى پيش آيد و كابوس فقر و نادارى بر جامعه اى از جوامع بشرى يا بر قشر وسيعى از مردم سايه افكند در چنين صورتى نتيجه اين خواهد بود كه: آن جامعه دچار انواع مشكلات و بحرانها مىگردد چرا كه فقر، پىآمدش اين است كه شهروند از حق مسلم خود در تحصيل دانش و حقوق خويش در برآوردن نيازهاى مادى و جسمانى محروم شود و نتيجه اين نيز، كينه ورز شدن شهروند نسبت به جامعه خويش است كه به دنبال آن در پى فرصت خواهد گشت تا از آن جامعه انتقام بگيرد و مىدانيم اين به آشفتگى و نابسامانى، در همه بخشهاى زندگى مىانجامد. و لذا مىبينيم در ايالات متحده آمريكا (كه داراى نظام سرمايه دارى است) بيش از سى ميليون فقير وجود دارد، كه خود مسئولين آمريكا نيز به اين معترفند در حالى كه در تاريخ ملاحظه مىكنيم در حكومت گسترده على بن ابىطالب عليه السلام كه منطقه وسيعى ازكره زمين را شامل مىشد حتى يك فقير و نيازمند وجود نداشته است(2). و در مناطق تحت استعمار فرانسه مردم از گرسنگى مىميرند در صورتى كه در خود فرانسه فقط اموالى كه براى سگها مصرف مىشود، براى سيركردن بيست و پنج ميليون انسان كافى است، و ديگر آمار و ارقام سرسام آور و عجيبى كه از كشورهاى سرمايه دارى به گوش ما مىرسد. آرى اين آمار و ارقام سرسام آور بايد احساسات اصلاح گران را برانگيزد تا از اين فجايع پيشگيرى كنند، همانگونه كه پيش از اين نيز در مقابل ديكتاتورى ايستادند و آن را به دمكراسى، كه به آزادى نزديكتر است مبدل نمودند(3). پس استبداد و خود رايى آنطور كه امام على عليه السلام فرموده موجب هلاك و نابودى حاكم و محكوم است حضرت مىفرمايد: (من استبدّ برأيه هلك)(4). (كسى كه مستبد به رأى خويش باشد، هلاك مىشود). در حالى كه دموكراسى جنبه مهم و با اهميتى دارد كه همان مشورت و شور است. قرآن كريم نيز مىفرمايد: (و امرهم شورى بينهم)(5). (... و كارهايشان به طريق مشورت در ميان آنها صورت مىگيرد). (و شاورهم فىالامر)(6) (و در كارها با آنها مشورت كن). و (تشاور)(7). (مشورت كردن). هرچند بين مفهوم شورا نزد آنها، با مفهوم شورا در اسلام فاصله و تفاوت زيادى وجود دارد. از جمله اينكه شورا در اسلام به فطرت نزديكتر است(8). و اينجاست كه معلوم مىشود يكى از علل پيشرفت غربيها، بازگشت آنها به فطرت در اداره امور حكومت است. آنها گونه اى از شورا را برگزيده و استبداد را رها نموده اند و هم از اين رو، از ديگران پيشى گرفته و با امكانات خويش بر جهان سيادت يافته اند. بر اين اساس، پيش بينى مىكنم نظام سرمايه دارى فرو خواهد پاشيد چرا كه با دموكراسى مورد ادعايشان تعارض دارد. آنها دموكراسى را بعنوان يك عامل مهم به نفع طبقه ثروتمندتر، در انتخابات و يا زمينه هاى ديگر به خدمت مىگيرند و اين چيزى است كه با فطرت پاك و سليم انسانى سازگارى و توافق ندارد.
|
|
1 ـ مؤلف (دام ظله) در اين باره، در كتاب: (الفقه: الاقتصاد)، و (اقتصاد الاسلامى المقارن) و غير آن به تفصيل سخن گفته است. 2 ـ وسائل: ج15 ص66، باب19، ح19996؛ نهج البلاغه: نامه 45 (... شايد در حجاز يا يمامه [فقيرى...] وجود داشته باشد). 3 ـ از نكات مهمى كه انديشمندان غرب براى از بين بردن ديكتاتورى دنبال كردند: الف ـ نشر آگاهى عمومى از طريق كتابهائى كه حاوى شرح زيانهاى ديكتاتورى و محاسن دموكراسى بود. ب ـ احزاب آزاد (چند حزبى). ج ـ شورا در حكومت. د ـ تعدد مجالس قانونگذارى از جمله تقسيم و تعدد قدرت و گروههاى فشار. هـ ـ آزادى روزنامه ها و مجلات. و ـ ايجاد نظام محدود كردن رياست دولتمردان و اختياراتشان به زمانى معين بود. 4 ـ بحارالانوار: ج 72 ص 104. 5 ـ سوره شورى:38. 6 ـ سوره آل عمران: 159. 7 ـ سوره بقرة: 233، مؤلف (دام ظله) در باره شورى و دليل وجوب و برپا كنندگان آن در چندين كتاب خويش از جمله (شورا در اسلام)، (سياست از ديدگاه اسلام)، (الفقه: الدولة الاسلامية) سخن گفته است، همچنانكه پيرامون اين طرح در كتاب (شورى الفقهاء) نيز سخن رفته است. 8 ـ در اين زمينه به كتابهاى مؤلف از جمله (الصياغة الجديدة لعالم الايمان والحرية والرفاه والسلام)، (شورا در اسلام)، (الفضيلة الاسلامية) و (الفقه: الدولة الاسلامية) مراجعه كنيد. |