فهرست

مؤلفات

 فرهنگ اسلامى

صفحه اصلى

  

ماترياليسم

غربيها آنچه را در كتابهاى دينى شان آمده رها كردند، و افكار و انديشه هائى را كه در آن كتابها بود و با عقل بشر كه در پى پيشرفت و تحول است سازگارى نداشت، بى اهميت تلقى كرده، كنار گذاشتند(1).

و آنگاه پى مادى گرى دويدند بطورى كه ديگر نتوانستند دين درست و صحيح را بشناسند. درست است كه كشورهاى غربى در صنعت و تكنيك به چنان سطح سحرآميزى رسيدند كه بشر هيچگاه انتظار آن را هم نداشت اما اين هم درست است كه مادى گرائى صرف نيز، باعث چنان خلاء روحى هولناكى شد كه جامعه غربى همچنان با پىآمدهاى آن دست به گريبان است.. و هم از اين رو بود كه جنايات انسانى و اخلاقى چنان افزايش يافت كه ديگر قانون هم نتوانست با پنجه به اصطلاح آهنين خود، مردم را از ارتكاب جنايات و بزهكاريها باز دارد...

حقيقت اين است كه قانون نيز اگر عامل بازدارنده درونى همراه نداشته باشد نخواهد توانست از انجام جنايات و خلافكاريهاى انسانى ممانعت به عمل آورد و شاهد اين مدعا: وقوع صدها فقره جنايت در آمريكا به خاطر قطع برق آنهم براى سه دقيقه است. به هر حال روى آوردن به زندگى سراسر مادى، خود موجب هجوم به ماديات و نزاع بر سر مال و ثروت مىشود چرا كه (ثروتها و ماديات) دامنه محدودى دارد اما آمال و آرزوهاى انسان نامحدود است. و آنگهى هركدام از افراد انسان نيز آن ماديات و ثروتها را به طور كامل براى خود مىخواهند و بس، و نقطه انحراف قانون نيز همينجاست، چرا كه قانون، جامعه مادى را زير سلطه قدرتمندان قرار مىدهد يعنى كسانى كه هم مال و هم موقعيت و مقام در دست آنهاست. آنهائى كه قانون را با مال خريدارى مىكنند و آنطور كه مصالحشان ايجاب كند آن را تغيير مىدهند.

همچنين خلاء فكرى و روحى باعث بروز مشكلات متعدد مىشود و جنايات مختلف را موجب مىگردد.

علت نيز اين است كه انسان هم روح است و هم ماده. لذا زياده روى در پرداختن به هركدام به زيان جنبه ديگر خواهد بود، همانگونه كه وقتى هواپيما يكى از دو بالش را از دست دهد نخواهد توانست درست پرواز كند يا فرود آيد.

و از همين جهت است كه در روايات آمده:

(اعمل لدنياك كأنك تعيش أبداً و اعمل لآخرتك كأنك تموت غداً)(2).

(براى دنياى خود، طورى تلاش كن كه گوئى تا ابد زندگى خواهى كرد، و براى آخرت خويش، گونه اى كه گوئى فردا خواهى مرد).

و خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:

(و منهم من يقول ربنا آتنا في الدنيا حسنة و فى الآخرة حسنة)(3) (و از آنها كسانى هستند كه مىگويند: .پروردگارا در دنيا و آخرت ما را خير و نيكوئى عطا فرما).

حقيقت اين است كه كليسا و كتابهاى دينى و اخلاقى آن، از پركردن خلاء فكرى و روحى كه جامعه غربى دچار آن مىباشد عاجز و ناتوان است چون كليسا فقط بعد بسيار ناچيزى از نيازهاى روحى روانى را فراهم مىآورد و اين از مقايسه ميان قرآن كريم و احاديث شريفه و كتابهاى اخلاقى مسلمانان با انجيل و كتابهاى اخلاقى آنها معلوم و آشكار مىشود(4).

از اين جهت است كه مىبينيم خردمندان جامعه غربى آنگونه كه از نوشته هايشان بر مىآيد متوجه اين حقيقت شده اند، و امروزه در پى راه خروجى از اين معضل مىگردند، اما بايد بدانند كه راه خروجى وجود ندارد، جز با بازگشت به فطرت پاك و سليم انسانى، و دين صحيح و واقعى (كه خوف و خشيت خدا را در دلها مىكارد). خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد (ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغير وا ما بأنفسهم)(5).

(خداوند سرنوشت هيچ قومى (و ملتى) را تغيير نمىدهد مگر آنكه آنها خود را تغيير دهند).

اما غربيها به (ما بقوم) پرداخته و به (ما بانفسهم) اعتنا ننموده اند.

 

1 ـ به كتابهاى (ماذا فى كتب النصارى) و (هؤلاء اليهود) از مؤلف مراجعه نمائيد. همچنين مؤلف، در باره ماترياليسم در كتاب (الفقه: الاقتصاد) و (الاقتصاد الاسلامى المقارن) و غير آن سخن گفته است.

2 ـ بحارالانوار: ج 44 ص 139. 

3 ـ سوره بقره: 201. 

4 ـ به كتابهاى (الهدى الى دين المصطفى) از امام بلاغى، و (الفضيلة الاسلامية) از مؤلف، مراجعه فرمائيد.

5 ـ سوره رعد:11.