| مؤلفات |
|
آزادى |
|
هيچكس اين را انكار نمىكند كه در غرب گونه هائى از آزادى وجود دارد با اينكه در مقايسه با آزاديهاى كامل و فراگيرى كه اسلام ارائه مىدهد، ناقص به نظر مىرسند. از اين رو بسيارى از خردمندان و انديشمندان غرب به نحوى در انديشه تطبيق و پياده كردن اين نوع آزادى هستند. البته اين مهم نياز به سعى و تلاش زياد دارد اما در هر صورت تحقق بخشيدن به آن غير ممكن نيست. امور زيادى نيز هست كه به پياده كردن آن كمك مىكند از جمله اينكه خداوند انسان را بجز در مواردى كه به خود و ديگران آسيب مىرساند، آزاد خلق نموده است. مثلا از جمله آزاديهاى ملى كه به انسان عطا شده و به آن مىپردازد: آزادى در كشاورزى، بازرگانى، صنايع، ساختمان سازى، مسافرت، اقامت گزيدن، تملك اشياء مباح، پوشاك، مركب، خوراك، ازدواج، نشستن، برخاستن و استقرار يافتن و امثال آن است. خداوند مىفرمايد: (يضع عنهم اصرهم والاغلال التى كانت عليهم)(1). (بارهاى سنگين و زنجيرهايى را كه بر آنها بود (از دوش و گردنشان) بر مىدارد). اما سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود اين است كه: آيا غرب همه اين آزاديها را به شكل تام و كامل فراهم مىآورد يا نه؟ پاسخ اين است كه: خير. ما چنانكه آزادى اسلامى را با آزادى غربى مقايسه كنيم بين اين دو الگو فاصله زيادى مىيابيم. اسلام همه آزاديها را بجز آنچه به دين و دنياى خود فرد ضرر مىرساند، يا ديگران را در معرض آسيب و خطر قرار مىدهد، به انسان داده است. در حالى كه غرب قوانينى را وضع نموده كه بيش از آنكه به صلاح و مصلحت فرد و جامعه باشد مطابق ميل و خواسته هاى حكام و قانون گذاران و افرادى مثل اينهاست. ممكن است كسى اشكال كند كه اغلب كشورهاى اسلامى فاقد ساده ترين انواع آزادى هستند و اين در مقايسه آنها با كشورهاى غربى معلوم مىشود كه آنها آزادى را براى افراد جامعه فراهم آورده اند. بنا بر اين مقايسه كشورهاى اسلامى با كشورهاى غربى در اين باب مثل مقايسه روشنى چوب كبريت در مقابل روشنائى چراغ پر نور و تابان و نور افكن است. اين اشكال اين گونه پاسخ داده مىشود، كه: اغلب كشورهاى اسلامى به ويژه آنها كه در خط سياست غرب حركت مىكنند اسلام را در شكل صحيح خود اجرا ننموده اند بلكه مىتوان گفت از اسلام جز اسمى نمىدانند و حتى برخى حكام ممالك اسلامى در اعطاى آزادى به مردم از حكام كشورهاى غربى بخيل تر به نظر مىرسند. مانند آن ضرب المثل معروف كه مىگويد (خدا مىبخشد و كدخدا نمىبخشد). در واقع مساله اصلى مربوط به برنامه و شيوه عمل اسلام و قوانين آن است كه از آسمان نازل شده و رسول اكرم صلىالله عليه و آله و اهل بيت معصوم حضرتش (سلام الله عليهم) آن را تبيين نموده اند و خود رسول الله صلىالله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام در دوران حكومتشان آن را پياده نموده اند(2). من هنوز دوران پيش از جنگ جهانى دوم را فراموش نمىكنم كه طى آن دوران، قوانين اسلام در عراق اجرا مىشد ـ البته تا حدودى ـ براى همه چيز آزادى وجود داشت بجز محرمات كه مواردش نيز كم بود. گذشته از اينكه مىتوان گفت: محرمات براى انسان ضرورى نيست و براى جايگزينى آنها چيزهاى ديگرى وجود دارد، كه مردم مىتوانند به جاى آن محرمات از آنها استفاده كنند. مثلا به جاى شراب و قمار و زنا و ربا خوارى راه حلهايى مثل انواع سرگرميها و همينطور سياحت و تيراندازى و ازدواج و مضاربه وجود دارد و اينها چيزهايى است كه به جامعه نيز آسيب نمىرساند در حالى كه محرمات جامعه را در معرض آسيب قرار مىدهد و آن را به سوى مشكلات متعدد و فروپاشى پيش مىبرد. بنا بر اين چنانچه غرب به خود بيايد، به قوانين اسلام كه همه آزاديها را دربر دارد، پايبندى پيدا خواهد كرد. همانگونه كه گذشتگان آنها نيز قوانين اسلام را در نظام حكومت و زندگى و نظافت و مشورت، گرفتند و از طريق آن به پيشرفت و شكوفائى كنونى نائل شدند.
|
|
1 ـ سوره اعراف: 157. 2 ـ براى اطلاع بيشتر به كتابهاى (حكومت اسلامى در زمان على عليه السلام) از مؤلف و (السياسة من واقع الاسلام) از برادر مؤلف، آيةالله سيد صادق شيرازى مراجعه فرمائيد. |