| مؤلفات |
|
جاسوسى |
|
همراه با گسترش سازمانهاى اطلاعاتى و امنيتى جهان، انسان اين قرن نيز احساس مىكند كه هميشه تحت مراقبت و پىگرد است، و هر لحظه ممكن است براى بازجوئى فرا خوانده شود و مورد شكنجه قرار گيرد، بدون اينكه اين كار علتى داشته يا وى جرمى را مرتكب شده باشد. اصولا طبيعت و سرشت آدمى اين را رد مىكند كه همه اين اموال به جاى اينكه براى خوشبختى و آسايش و امنيت به كار گرفته شود براى پيگرد و ارعاب توده ها مورد استفاده قرار گيرد. البته اين را نبايد انكار كرد، كه نظارت بر كاركنان براى اينكه در كارها و خدمتشان كوتاهى نكنند امر مطلوبى است همچنانكه على عليه السلام نيز در دوران حكومتش اين كار را كرد. امام در عهدنامه اش به مالك اشتر استاندار مصر مىفرمايد: (ثم تفقد اعمالهم (الولاة) وابعث العيون من اهل الصدق والوفاء عليهم، فان تعاهدك فىالسر لامورهم حدوة لهم على استعمال الامانة والرفق بالرعية)(1). مراقب و ناظر بر كارهايشان باش و ناظرانى صادق و وفادار را بر آنها بگمار تا اينكه آنها بدانند در نهان مورد نظارت هستند. اين خود انگيزه ايست تا در برخورد با زير دستان جانب مدارا و امانت دارى را رعايت كنند.. بنابر اين نظارت بر دشمنان واقعى (و نه دشمنان خيالى، كه به علل شخصى ويا بيهوده، دشمن فرض مىشوند)، امرى مطلوب است، و براى فراهم آوردن امنيّت و حمايت از ميهن در مقابل ويرانگرى و توطئه و شرارت دشمنان لازم به نظر مىرسد، امّا پرسش اين است كه آيا درست است يك شهروند صرفا بر اساس تهمت و يا گمان تحت نظر قرار گيرد؟ حقيقت اين است كه هدر دادن بودجه هاى بىحد و حساب در مراكز جاسوسى مىتواند بزرگترين خطر براى جامعه اى باشد كه خود، با فقر و تنگدستى روبرو است. درواقع اين خطر از خطر وبا و بيماريهاى مرگبار و كشنده نيز بيشتر است. آرى اكنون مساله جاسوسى در بسيارى از كشورهاى جهان سوم به ابزارى در دست حاكمان ديكتاتور مبدل شده كه با آن فرزندان آزاده جامعه را مىكوبند و افراد بىگناه را سركوب مىكنند و بالاتر اينكه آن را به عنوان ابزارى براى درهم كوبيدن مسلمانان و باقى نگه داشتن مزدوران شرق و غرب و يا ديكتاتورها بر اريكه قدرت مورد استفاده قرار مىدهند. وانگهى اين شكل جاسوسى كه امروزه در كشورهاى غرب رايج است خود از پس مانده هاى قرون وسطى است كه همچنان پايدار مانده و پس از جنگ جهانى اول و دوم گسترش بيشترى پيدا كرده و استحكام يافته است و سپس در دوران جنگ سرد ميان شرق و غرب شدت بيشترى پيدا نموده است، و بركسى پوشيده نيست كه به نحوى از انحاء در زمينه اطلاعاتى و جاسوسى از سوى كشورهاى غربى به سازمان اطلاعاتى و جاسوسى بسيارى از كشورهاى جهان سوم كمك هاى عمده اى مىرسد. در هر صورت هم اكنون همه بهانه ها حتى بهانه هاى خيالى براى جاسوسى كردن، ديگر بى جا تلقى مىشود و بنا بر اين بر غرب است كه جاسوسى را كنار گذاشته، به فطرت خويش باز گردد تا مردم همانگونه كه آزاد بوده اند و خداوند نيز براى آنها اينگونه خواسته، باز هم آزاد باشند. خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد: (ولا تجسسوا ولا يغتب بعضكم بعضا)(2). (وهرگز [دركارهاى ديگران] تجسس نكنيد، و هيچيك از شما ديگرى را غيبت نكند). به علاوه روايات زيادى نيز در ممانعت از تجسس وارد شده است. لذا شايسته است دست اندركاران مراكز امنيتى به جاى اينكه زحمت كاركنانشان به هدر رود و اموال آن مراكز را در امور تجاوز كارانه و مخربى كه به جامعه و ميهن آسيب مى رساند مصرف كنند آن را در برنامه هاى سازندگى و عمرانى و توسعه اقتصادى مورد استفاده قرار دهند. پس لازم است اين مراكز به جز اندازه ضرورت و نياز منحل شوند. البته چه بسا ميزان حجم ضرورت بودن آنها از يك درصد حجم كنونى شان و شايد كمتر نيز تجاوز نكند. البته شيوه مناسب براى منحل كردن اين مراكز به صورت تعيين كميته هاى ويژه جهت محدود ساختن تدريجى آنهاست. بدين ترتيب كه تدريجا كاركنان تشكيلات جاسوسى در مراكز اقتصادى اجتماعى سياسى تقسيم مىشوند. نتيجه اين كار به حركت در آمدن چرخهاى اقتصادى مملكت و در پى آن پيشرفت هرچه بيشتر كاروان بشريت است.
|
|
1 ـ شرح نهج البلاغه: ج 3 مؤلف. 2 ـ سوره حجرات: 12. |