| مؤلفات |
|
بيمارى |
|
يكى از مسائل مهمّى كه بايد غرب را به سوى تغيير و تجديد نظر در برنامه ها و قوانين خود سوق دهد بيمارى خطرناك كنونى در غرب است. حقيقت اين است كه در نتيجه بىبند و بارى جنسى و اشاعه فحشاء و محرّمات، بيمارى تناسلى مانند سوزاك و سفليس و ايدز گسترش يافته كه در ميان آنها ايدز با وجود پيشرفت هاى عظيم در زمينه پزشكى معاصر همچنان بىدرمان مانده است. بطورى كه ناتوانى پزشكان از درمان آن، دانشمندان غرب را وادار به انديشه در بازگشت به طب قديم، يعنى به كارگيرى گياهان براى درمان بيماران نموده است. البته نه اينكه طب جديد را رها كنند بلكه طب قديم را به آن بيفزايند و آنها را باهم تركيب نموده از فوايد هردو بهره مند شوند. امّا هنوز تصميم نهائى در بازگشت به طب يونانى كه دهها قرن پيش رواج داشته گرفته نشده است. برنامه هاى بهداشت عمومى در غرب ناموزون و مختل است و سبب آن نيز عدم پيشگيرى و مراقبتهاى بهداشتى است. چيزى كه درمان را نيز دشوار و ناممكن ساخته است. زيرا چنانچه درمان هم امكان پذير شود بهاى درمان و پرداخت آن براى همه افراد به آسانى ميسّر نيست و اينها همه پىآمد برنامه هاى منحرفى است كه انسان غربى را به اين مرحله از انواع بيمارى رسانيده است. سپس لازم است همه اين برنامه ها و عملكردها از خوراك و نوشيدن و پوشاك و مسكن و شيوه ازدواج و طرز برخورد و معاشرت گرفته تا همه جنبه هاى ديگر زندگى تغيير داده شود(1). بدين ترتيب كه مىبايد علل و عوامل نگرانى و اضطراب را ازميان برد و همه محرّمات چه در بعد جنسى ـ مانند آزادى جنسى ـ چه در خوردنيها مانند خوردن گوشت خوك و سگ و حشرات و چه در نوشيدنيها مانند مشروبات الكلى و همينطور مواد مخدّر و ساير انواع محرّمات كه به بدن انسان آسيب مىرساند ممنوع و از آنها جلوگيرى شود. درواقع همانطور كه غرب سعى دارد علل آلودگى محيط زيست را ـ آنهم تا اندازه اى ـ از بين ببرد بايد سعى كند علل آلودگى جامعه مثل انحراف و بىبند و بارى جنسى را از بين ببرد و آن جامعه را از منكرات و محرّماتى كه با عقل و فطرت منافى هستند پاك كند و آنگاه به اسلام برگردد كه با فطرت انسانى هماهنگ و با عقل سليم سازگار است. ظاهرا برخى انديشمندان غربى نيز فراخوان اين مطلب شده اند. بطورى كه نظريات و انتقادات ايشان ـ به وضع كلى غرب ـ از طريق دستگاههاى تبليغاتى پخش مىشود و براى تغيير در آن جامعه و انديشه اساسى براى تحول ريشه اى در آن درگردهمائيها و كنفرانسها و جلسات عمومى دراين باب بسيار سخن مىگويند. روشن است كه مرحله احساس خطر نخستين گام براى ايجاد تغييرات است. در واقع اين انتقادات و اعتراضات مىتواند به خواست خدا نويد دهنده نتيجه نيكو و مناسبى باشد. ترديدى نيست كه بيماريها بطور كلى مساله اى طبيعى است و انسان نمىتواند خودش را از همه آن بيماريها محافظت كند. امّا سخن ما در اين مرض هاى اضافى و بيماريهاى متعددى است كه بشريّت را تهديد به نابودى دسته جمعى و يا نقص و ناتوانى كلى مىكند. و همينطور سخن در باره علل پيدايش بيماريهائى است كه كلا يا پىآمد ثروتمندى و شكمبارگى است يا نتيجه محروميّت و تنگدستى و يا نتيجه دورى از برنامه هاى الهى در زندگى فردى و اجتماعى مىباشد. به هرحال اين تفاوت درجات در زندگى افراد توازن را به هم زده و چنان ناهماهنگى پديد آورده كه در تاريخ گذشته بشر همانند ندارد.
|
|
1 ـ براى شناخت راههاى اسلامى متكامل دراين زمينه ها به كتاب (الفقه: الآداب والسنن) از مؤلف مراجعه فرمائيد. |