فهرست

مؤلفات

 فرهنگ اسلامى

صفحه اصلى

  

معارف اسلامى

طهارت

س: طهارت چيست؟

ج: طهارت در اسلام چهار قسم است؟

1 ـ طهارت روح از رذائل اخلاقى مانند حسد، بخل، كينه، ترس و غيره.

2 ـ طهارت اعضاى بدن از كارهاى خلاف. مانند پاكى چشم از نگاه خيانت آميز و پاك بودن زبان از ياوه گويى.

3 ـ طهارت بدن و لباس و ظرف و فرش و لوازم زندگى، اسلام تطهير از بول و خون و غائط و نجاسات ديگر را واجب گردانيده است و نظافت و دورى از چركى و كثافت را تشويق كرده است.

4 ـ طهارت روح و بدن باهم شامل وضو، غسل و تيمم.

اول ـ وضو: بدنبال هر حدثى كه از انسان صادر مى شود.

س: حدث ها كدامند؟

ج: حدث عبارت است از: بول، غايط، باد روده و معده، خواب، خون استحاضه قليله براى زنان، استعمال هرچيزى كه عقل را از كار بيندازد مانند شراب، هر عارضه اى كه موجب بيهوشى و از كار افتادن عقل شود، مانند حالت اغما و غيره.

س: چگونه بايد وضو گرفت؟

ج: به اين ترتيب:

1 ـ صورت را از بالاى پيشانى (رستنگاه موى سر) تا چانه مى شوييم.

2 ـ دست راست را از بالاى آرنج تا سرانگشتان مى شوييم.

3 ـ دست چپ را هم مانند دست راست مى شوييم.

4 ـ با همان ترى و رطوبت دست راست قسمتى از جلو سر را مسح مى كنيم.

5 ـ با همان ترى دست، با دست راست روى پاى راست و با دست چپ روى پاى چپ را مسح مى كنيم.

دوم ـ غسل: كه بر دو نوع است: غسل واجب و غسل مستحب.

س: غسل هاى واجب چندتا هستند؟

ج: شش تا:

1 ـ غسل جنابت: جنابت حالتى است كه پس از آمدن منى از انسان يا نزديكى كامل (دخول) براى انسان پيش مى آيد، و براى در آمدن از آن حالت بايد غسل كند.

2 ـ غسل حيض: خون ماهيانه اى كه زنان مى بينند كه پس از پاك شدن بايد غسل كنند.

3 ـ غسل نفاس: خونى كه زنان در هنگام زاييدن مى بينند، كه پس از پاك شدن بايد غسل كنند.

4 ـ غسل استحاضه: خونى كه زنان مى بينند كه نه خون حيض است و نه خون نفاس (و شرحش مفصل است).

5 ـ غسل مس ميت: اگر كسى انسان مرده اى را كه بدنش سرد شده باشد و هنوز غسلش نداده باشند، لمس كند بايد غسل كند.

6 ـ غسل ميت: وقتى انسانى مى ميرد واجب است كه مسلمانان او را غسل دهند و بعد كفن كنند و به خاك بسپارند.

س: غسلهاى مستحب چندتا هستند؟

ج: غسلهاى مستحب زيادند، مانند: غسل جمعه، غسل اعياد اسلامى، غسل شبهاى ماه رمضان.

س: چگونه بايد غسل كرد؟

ج: غسل را بدو صورت مى توان انجام داد: ارتماسى و ترتيبى.

غسل ارتماسى به اين شكل است كه يك دفعه تمام بدن را در آب فرو ببريم به نحوى كه به همه جاى بدن همزمان آب برسد.

غسل ترتيبى به اين شكل است كه ابتدا سر و گردن را مى شوييم و بعد، طرف راست بدن و پس از آن طرف چپ بدن را مى شوييم.

سوم ـ تيمم: در صورتى كه آب براى وضو يا غسل پيدا نكنيم (يا آب براى بدنمان ضرر داشته باشد) به جاى وضو يا غسل، تيمم مى كنيم.

س: تيمّم را چگونه بايد انجام داد؟

ج: تيمّم را به اين ترتيب انجام مى دهيم:

1 ـ دو كف دست را روى زمين پاك و حلال و غير غصبى مى زنيم. بعد، گرد و خاك دستمان را مى تكانيم و با دو دست پيشانى را از رستنگاه موى سر تا قسمت بالاى بينى دست مى كشيم.

2 ـ با كف دست چپ روى پشت دست راست مى كشيم و با كف دست راست روى پست دست چپ.

3 ـ يكبار ديگر كف دو دست را به زمين مى زنيم و به همان ترتيب قبلى پُست دو دست را دست مى كشيم.

لازم به تذكر است كه طهارت (وضو، غسل و تيمم) احتياج به نيت دارد و بايد با توجه به اينكه وضو يا غسل يا تيمم براى در آمدن از حدث يا جنابت و غيره به منظور تقرب به خداوند متعال، انجام مى گيرد، بجاى آورده شود. علت لزوم نيت براى صحت طهارت اين است كه وضو و غسل و تيمم هم براى تطهير ظاهر انسان است و هم براى تطهير باطنش و اين توجه به خداوند متعال است كه طهارت ظاهر را به طهارت باطن سرايت مى دهد.

عبادتگاهها

س: منظور از عبادتگاه چيست؟

ج: پيامبر اسلام (ص) فرموده است: (جعلت لى الارض مسجدا و ترابها طهورا) بنا براين، در همه جاى زمين از نقطه نظر اسلام، مى توان عبادات را بجاى آورد. و در دين اسلام يك محل بخصوص براى عبادت اختصاص ندارد. همچنين در اسلام محل عبادات اين گروه با آن گروه و اين طبقه با آن طبقه تفاوتى ندارد. خداوند متعال فرموده است:

(واقيموا وجوهكم عند كل مسجد)(1).

با اين وصف، اسلام بعضى اماكن را مخصوص عبادت قرار داده است كه مسجد ناميده مى شوند. عبادت در مساجد ثواب بيشترى دارد، و شارع مقدس اسلام مردم را به تجمع در آنها بسيار ترغيب فرموده است و براى ساختمان مساجد و ايجاد روشنايى در آنها ثواب بسيار قرار داده است.

مساجد از نظر درجه اهميت سه دسته اند:

1 ـ مساجدى كه در درجه اول اهميت اند عبارتند از: مسجدالحرام در مكه مكرمه، مسجد پيغمبر (ص) در مدينه منوره، مسجد كوفه در نزديكى نجف اشرف، مسجد بصره در شهر بصره، و بيت المقدس در اردن.

2 ـ مساجدى كه در درجه دوم اهميت هستند، شامل: مسجد سهله در نزديكى نجف اشرف. مسجد براثا ميان كاظمين و بغداد.

3 ـ مساجدى كه مسلمانان در شرق و غرب جهان ساخته اند. اين مساجد هم در مقايسه با يكديگر اهميت و فضيلتشان متفاوت است و در فقه اسلام به تفصيل بيان شده است.

س: آيا مساجد، احكام بخصوصى دارند؟

ج: آرى. نجس كردن مسجد حرام است، ويران كردن مسجد حرام است، ماندن شخص جنب و زن حائض و نفساء در مسجد حرام است، در مورد مسجدالحرام و مسجد پيغمبر، حتى عبور از مسجد يعنى ورود از يك در و بيرون شدن از در ديگر نيز براى جنب و حائض و نفساء حرام است مسجد احكام ديگرى نيز دارد كه در كتب فقهى مفصل بيان شده است.

زيارتگاهها

س: زيارتگاهها كدامند؟

ج: زيارتگاهها اماكنى هستند كه پيغمبر اكرم و ائمه طاهرين در آنها مدفونند و عبارتند از:

1 ـ حجره پيغمبر (ص) در مدينه منوره در سرزمين حجاز.

2 ـ قبرستان بقيع كه قبر چهار امام است. امام حسن مجتبى (ع) و امام زين العابدين (ع) و امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) مرقد مطهر حضرت فاطمه زهرا(س) هم شايد در اين قبرستان باشد. قبرستان بقيع در مدينه منوره در سرزمين حجاز واقع است.

3 ـ حرم امام على بن ابيطالب (ع) در نجف اشرف ـ عراق.

4 ـ حرم امام حسين (ع) در كربلا ـ عراق.

5 ـ حرم امام موسى كاظم (ع) و امام محمد تقى (ع) در كاظمين ـ عراق.

6 ـ حرم امام على بن موسى الرضا (ع) در خراسان ـ ايران.

7 ـ حرم امام على النقى (ع) و امام حسن عسكرى (ع) و سرداب امام زمان (ع) در سامراء ـ عراق.

8 ـ حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) در كربلا و حرم حضرت زينب(س) در شام.

9 ـ مقابر پيامبران مانند حضرت ذوالكفل (ع) و حضرت موسى (ع).

س: آيا اين زيارتگاهها امتياز و حرمت خاصى دارند؟

ج: آرى، در اين اماكن متبركه پيامبران خدا و اوصياى آنان و مقربان درگاه احديت، آرميده اند.

س: شمه اى راجع به احترام و عظمت زيارتگاهها بيان كنيد.

ج: زيارتگاهها در حكم مساجدند. از جمله، يكى از امتيازات حرم مطهر حضرت امام حسين (ع) آن است كه دعا در حرم آن حضرت مستجاب است.

س: آيا رفتن به اين زيارتگاهها ثوابى هم دارد؟

ج: البته اسلام، زيارت قبر پيغمبر اكرم (ص) و حضرت فاطمه زهرا(س) و ائمه طاهرين (ع) را سفارش كرده و ثواب فراوان براى زيارت قبور آنان مقرر گردانيده است و براى زيارت مرقد مطهر هر يك از آنان روزها و شبها و ساعات بخصوصى را معين كرده است كه در آن ايام و ساعات، زيارت فضيلت بيشترى دارد.

اگر در دنياى امروز براى سرباز گمنام آرامگاه مى سازند تا مردم را به دفاع از ميهن تشويق كنند و با اين كار از سپاهيانى كه در ميدانهاى جنگ كشته شده اند تجليل مى كنند، اسلام پيشوايان شناخته شده اى داشته است كه پيروى آنان خير دنيا و آخرت و خوشبختى در جهان را به دنبال دارد. از اين رو مشاهده مى كنيم كه حرم مطهر پيغمبر اكرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) كانون تابش اسلام و مركز انواع سعادت و كرامت است و زوار از نور و صفاى اين مشاهد مشرفه كسب فيض مى كنند، و حلقه هاى پيروى و اطاعت خود را با پيشوايان آسمانى خويش مستحكم تر مى كنند، و سرچشمه هاى سعادت و رفاه را در وجود و زندگى خويش جوشان مى يابند.

بخصوص، براى پيغمبر اكرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) زيارتنامه هايى مأمور است كه سراسر درس زندگى و آيين بهزيستى است.

مثلاً:

در يكى از زيارتهاى حضرت على (ع) مى گوييم: (العادل فى الرعيه، والقاسم بالسويه) كه منشور عدالت است و تساوى حقوق.

در يكى از زيارتهاى حضرت امام حسين (ع) مى خوانيم:

(اشهد انك طهر طاهر، من طهر طاهر مطهر، طهرت و طهرت بك البلاد، و طهرت ارض انت بها و طهر حرمك) كه درس پاكى دل و جسم وجان و روح و روان است و اشاره به اين نكته دارد كه انسان رسالت دارد زمين را از فساد پاك گرداند چطور ممكن است پيرو چنين امامى باشد، و زيارت وى اين اثر را روى او نداشته باشد كه تا جان در بدن دارد در مبارزه با فساد بكوشد.

س: آيا تعيين موسم زيارت براى زيارت پيغمبر و امامان فايده اى دارد؟

ج: آرى، همان فوايدى كه در باره حج گفتيم. در موسم زيارتى هريك از امامان نيز مردم از مكانهاى مختلف براى زيارت مى آيند، و همان فوايدى كه بر تجمع مردم در مكه مكرمه مترتب بود، در مورد زيارتگاهها هم مصداق پيدا مى كند.

دعا

س: دعا يعنى چه؟ و فايده اش چيست؟

ج: دعا عبارت است از سخن گفتن انسان با خداوند متعال، انسان با خدا راز و نياز كند، از روزگار و اوضاع زمان شكايت كند. تقديس و تسبيح پروردگار كند. نعمتهاى او را بر شمارد. اميدوارى به رحمت و ترس از عقاب خداوند را به درگاه او اظهار دارد.

فوايد دعا از اين قرار است:

1 ـ تحكيم رابطه انسان و آفريدگار جهان.

2 ـ تقويت روح. وقتى انسان خود را در ارتباط با نيروى لايزال مى بيند، روحش نيرومندتر مى گردد، و روح نيرومند، دليرى مى آورد و انسان را صاحب اراده مى گرداند.

3 ـ آرامش دل و اطمينان خاطر، كه مشعلى فراراه سعادت انسان است.

4 ـ زنده كردن ميل فطرى انسان به فضائل اخلاقى و نفرت باطنى انسان از رذائل اخلاقى.

5 ـ شناسايى بيشتر نيكى ها و بدى ها كه در دعاها ياد مى شوند.

6 ـ از همه مهمتر، اجابت دعا است. خداوند سبحان پاسخ دعا را مى دهد: و قال ربكم ادعونى استجب لكم(2) و واضح است كه با اجابت دعاى انسان از طرف خداى جهانيان، همه نيازهاى دنيا و آخرت برآورده مىشود.

دعا در اسلام يك مكتب اصلاحى پويا است كه در هيچ دين و مرامى نظيرش پيدا نمى شود، و از وقتى كه انسان دست راست و چپش را مى شناسد برايش سودمند است و تا آخرين روزهاى زندگيش از آن بهره مند مى گردد.

س: نمونه اى از دعاهايى كه اشاره گرديد ذكر كنيد.

ج: حضرت امام زين العابدين (ع) در دعاى مكارم الاخلاق (دعاى بيستم صحيفه سجاديه) به درگاه خداوند اين چنين راز و نياز مى فرمايد:

واغننى، و اوسع على فى رزقك، ولا تفتنى بالبطر.

واعزنى، ولا تبتلينى بالكبر.

و عبدنى لك، ولا تفسد عبادتى بالعجب.

واجر للناس على يدى الخير، ولا تمحقه بالمن.

و هب لى معالى الاخلاق، واعصمنى من الفخر.

ترجمه:

و به مال بى نيازم گردان، و روزى را بر من فراخ كن، اما به ناسپاسى و خود پرستى مبتلا مساز. و رتبه ارجمند ده، و به كبر و منت آزمايش مفرما. و توفيق عبادت ده، و به ناز و خودپسندى عبادت مرا فاسد مكن. و خير بر دست من براى مردم جارى كن، و به منت نهادن آن را ضايع مساز. و به خوى نيك آراسته ام دار، و از باليدن و فخر كردن حفظم نما.

اللهم صل على محمّد و آله.

و سددنى لان اعارض من غشنى بالنصح.

و اجزى من هجرنى بالبر

واثيت من حرمنى بالبذل.

واكافى من قطعنى بالصله.

و اخالف من اغتابنى الى حسن الذكر.

و ان اشكر الحسنه، واغضى عن السيئه.

ترجمه:

خدايا! درود بر محمد و خاندان او فرست. و توفيقم ده كه خيرخواهى آنكس كنم كه بدخواهى من كرد. و به آشتى تلافى كنم آن را كه از من بريد. و به بخشش پاداش دهم آنكه مرا نوميد كرد. و به پيوندم رشته الفت آن را كه از من بگسست. و به نيكى ياد كنم كسى را كه غيبت من مىكند، و اينكه خوبى را سپاس بگذارم، و از بدى چشم پوشم.

اللهم صل على محمد و آله.

ولا اظلمن و انت مطيق للدفع عنى.

ولا اظلمن و انت القادر على القبض منى.

ولا اضلن و قد امكنتك هدايتى.

ولا افتقرن و من عندك وسعى.

ولا اطغين و من عندك و جدى.

ترجمه:

خداوندا! درود بر محمد و آل او فرست و مگذار بر من ستم رود، با آنكه تو بر دفع آن قادرى. يا من بر كسى ستم كنم و تو مى توانى مرا باز دارى، و گمراه نشوم چون هدايت من به دست تواست، و تنگدست نگردم با آنكه گشايش كار من از دست تو برآيد، و سركشى نكنم، چون دارائى من از تواست(3).

با مطالعه و دقت در دعاهاى پيغمبر اكرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) كه قسمتى از آنها در كتاب القرآن والدعاء (بحارالانوار) مرحوم علامه مجلسى(ره) و كتاب (مفاتيح الجنان) مرحوم محدث قمى(ره) و (صحيفه سجاديه) گردآورى شده است، اين موضوع روشن مى شود كه دعا بزرگترين گنجينه شادكامى و رمز خوشبختى انسان در دنيا و آخرت است.

نماز جماعت.

س: منظور از نماز جماعت چيست؟

ج: اسلام پيروانش را تشويق مى كند كه نمازهاى يوميه را به جماعت بخوانند، يعنى هنگام نماز اجتماعاتى برپا كنند و هرگروه به يك امام جماعت عادل اقتدا كنند.

نخستين نماز جماعت به امامت حضرت رسول اكرم (ص) كه نماز جماعت را تشريع فرمود، برگزار شد، و از آن زمان تا كنون در اطراف و اكناف كشورهاى اسلامى جهان نماز جماعت برقرار شده است. مسلمانان به هنگام صبح براى اداى نماز صبح، و هنگام ظهر براى اداى نماز ظهر و عصر، و هنگام مغرب براى اداى نماز مغرب و عشاء در مشاهد مشرفه و مساجد اجتماع مى كنند، و يك نفر از آنان كه به فضائل اخلاقى و شايستگى شناخته شده است جلو مى ايستد، و نماز واجبشان را با او مى خوانند، و به همراه او قيام و قعود و ركوع و سجود مى كنند.

س: فايده نماز جماعت چيست؟

ج: فوايد نماز جماعت بسيار است، از جمله:

1 ـ وحدت مسلمانان: مسلمانان هر روز دور هم يكجا جمع مى شوند. رئيس در كنار مرئوس، سفيد پوست در كنار سياهپوست، و ثروتمند در كنار مستمند مى ايستند. همه در پيشگاه يك پروردگار هيچكس با ديگران تفاوت ندارد. همه يك احساس دارند. اختلافات طبقاتى و امتيازات از ميان مى رود. سرچشمه همه خيرات هم همين است.

2 ـ تعاون: مردم در كنار هم گرد مى آيند. با وضع زندگى يك ديگر آشنا مى شوند. نيازمنديهاى يكديگر را درك مى كنند. به درد يكديگر مى رسند. از يكديگر دلجويى مى كنند. و اگر يك روز يكى از آنان به نماز حاضر نشد، از احوال او جويا مى شوند. اگر دچار مصيبت و محنتى شده باشد در پى رفع گرفتاريش بر مى آيند. و اگر بيمار شده باشد به عيادش مى روند.

3 ـ عادت به نظم: كسانى كه بيشتر اوقات به جماعت نماز مى گذارند، چون نماز جماعت نمودار نظم است، رفته رفته، نظم و انضباط جزو طبيعت آنان مى شود و تمام حركات و سكنات آنان را تحت نظم در مى آورد.

4 ـ وعظ و ارشاد: قبل از نماز جماعت يا بعد از آن معمولاً خطابه اى براى مردم ايراد مى شود، و مردم از حوادث و رويدادهايى كه به زندگى مسلمانان ارتباط پيدا مى كند با خبر مى شوند، و در غم و شادى و اندوه ستمديدگان مسلمان در اقصى نقاط عالم، خود را سهيم مى بينند.

به همين جهت مشاهده مى كنيم كسانى كه غالبا به نماز جماعت حاضر مى شوند، مردمى فهميده و انديشمندند و در اثر وعظ و ارشادى كه در پرتو نماز جماعت صورت گرفته است، اين افراد پاكيزه تر و پارساتر و پيراسته تر از ديگران هستند. و امتيازشان در همه زمينه هاى گوناگون زندگى آشكار است.

امر به معروف و نهى از منكر

س: منظور از امر به معروف و نهى از منكر چيست؟

ج: اسلام به همه كارهاى نيك امر فرموده است. بعضى را امر كرده و واجب گردانيده، و بعضى ديگر را سفارش كرده و مستحب شمرده است. و به طور كلى همه كارهاى نيك را معروف ناميده، و كارهاى زشت و بد را منكر.

خيلى واضح است كه بعضى مردم از روى نادانى يا بى توجهى معروف را ترك مى كنند، يا منكر را مرتكب مى شوند. از اين رو، اسلام مسلمانان را امر فرموده است كه امر به معروف كنند و نهى از منكر. و با اجراى اين حكم اسلام است كه كژى و كاستى هاى جامعه به درستى و راستى تبديل مى شود، و مردم منافع حقيقى خود را تشخيص مى دهند، و مفاسد و جنايات از جامعه رخت بر مى بندد.

قرآن كريم مى فرمايد: (كنتم خير امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر)(4) يعنى: شما مسلمانان بهترين مردمان هستيد و امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد.

حضرت رسول اكرم (ص) مثال جالبى براى لزوم نهى از منكر ارائه فرموده است: عده اى بر يك كشتى سوارند و كشتى روى آب در حركت است. يكى از مسافران به سوراخ كردن گوشه اى از كشتى مى پردازد.

اگر مسافران جمع شوند و دستش را بگيرند و از سوراخ كردن كشتى بازش دارند، هم آن شخص نجات مى يابد هم ديگر مسافران، اما اگر او را بحال خودش واگذارند تا كشتى را سوراخ كند، همه به هلاكت خواهند افتاد.

حضرت اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد: با كوشش هرچه تمامتر امر به معروف و نهى از منكر كنيد و بايد اين عمل را انجام دهيد در غير اين صورت، اشرار بر شما مسلط خواهند شد و ديگر هرچه دعا كنيد مستجاب نخواهد شد!

اعتكاف

س: اعتكاف چيست؟

ج: ماندن سه روز يا بيشتر در مسجد اعتكاف گويند. كسى كه معتكف مى شود بايد روزها را روزه بگيرد، و بسيارى از كارها را كه با تقرب به خداوند منافات دارد كنار بگذارد، و جز براى رفع نيازهاى ضرورى نبايد از مسجد خارج شود.

س: اعتكاف چه فايده دارد؟

ج: روح انسان اوج مى گيرد. از تمايلات جسمانى بريده مى شود، انديشه صاف و پاكش جوشش مى گيرد. اين چند روز فرصتى است كه انسان با خيال راحت و در نهايت آسايش و آرامش و طهارت روح و بدن بسر برد و لذت زندگى واقعى انسانى را بچشد.

بارها ديده ايم كه مثلاً رئيس جمهورى يا صاحب منصبان ديگر براى چند روزى همه كارهايشان را تعطيل مى كنند و براى استراحت به منزل ييلاقى شان مى روند، يا به ساحل دريا روى مى آورند، تا در اثر اين استراحت، شادابى و تحرك خود را بازيابند، و بتوانند در كارهاى خود به درستى فكر كنند و مدتى از سر و صداى جمعيت بدور باشند.

با مقايسه اين كار با اعتكاف، به اين نتيجه مى رسيم كه اعتكاف فضيلت و معنويت بيشترى دارد به دليل اينكه:

اولاً ـ اعتكاف با روزه همراه است و فوايد روزه ناگفته معلوم است.

ثانياً ـ اعتكاف سراسر توجه به خداوند است كه مصدر هر چيز، و الهام بخش هرآسايش و آرامشى است.

ثالثاً ـ اعتكاف در مسجد انجام مى پذيرد كه محل طاعت و عبادت است، و در محيطى برگزار مى شود كه صدق و صفا و بى پيرايگى و دورى از گناهان برآن حكمفرما است. در علوم جديد به اثبات رسيده است كه محل انجام هركارى روح خود آن عمل و بجاى آورنده اش تأثير بسزايى دارد. اگر مكان مقدس باشد، انسان را به پاكى و پيراستگى دعوت مى كند، و اگر آلوده و ناپاك باشد انسان را به خيانت و جنايت سوق مى دهد.

امور خيريه

س: امور خيريه از نظر اسلام كدامند؟

ج: اسلام هركار نيكى را (خير) ناميده است و مردم را امر فرموده كه داعى خير باشند: (ولتكن منكم امه يدعون الى الخير)(5) و همچنان كه خود در كارهاى خير مى كوشند، ديگران را نيز به امور خير ارشاد مىكنند.

اسلام ثواب ارشاد و دعوت به كار خير را با ثواب خود عمل خير يكسان دانسته است. در حديث آمده است: (الدال على الخير كفاعله) يعنى: كسى كه مردم را دلالت به كارهاى خير مى كند مانند آن است كه آن كارهاى خير را خودش شخصاً انجام داده باشد.

كارهاى خير دو نوع است:

يك دسته از كارهاى خير را اسلام صريحاً نام برده و انجام آنها را از مسلمانان خواسته است. مانند:، نماز، دستگيرى درماندگان و سير گردانيدن گرسنگان.

دسته ديگر كارهاى خيرى هستند كه جزء به جزء مورد تأييد و تأكيد قرار نگرفته اند، ولى مصداق عنوان كلى خير هستند. مانند: ساختن مدارس، درمانگاهها، تشكيل انجمن هاى خيريه به منظور پوشاك و خوراك رسانيدن به فقيران و فراهم كردن وسائل ازدواج جوانان مستمند و بى بضاعت.

بنا بر اين از نقطه نظر اسلام، مسلمان كسى است كه هم خود در امور خيريه تلاش كند و هم ديگران را به امور خيريه دعوت كند. از سوى ديگر در منطق اسلام حتى كنار زدن پاره آهن يا تخته سنگ از كوچه و خيابان صدقه و كار خير به حساب مى آيد.

براستى، اگر همه جهانيان رهنمودهاى اسلام را در زمينه عمل خير و دعوت به كار خير، سرمشق زندگى خويش قرار مى دادند يك نفر نيازمند هم پيدا نمى شد، دنيا بهشت برين مى شد و خير و آسايش و انس و الفت از كران تا كران جهان را در بر مى گرفت.

جشن ها و سوگوارى ها

س: منظور از برگزارى جشن ها و سوگوارى هاى مذهبى چيست؟

ج: اسلام، جشن گرفتن و به سوك نشستن در سالروزهاى ولادت و شهادت پيغمبر اسلام (ص) و ائمه طاهرين (ع) را مستحب گردانيده، و تعظيم شعائر مذهبى را تشويق و تأييد قرار داده، و براى بعضى از آنها اجر و ثواب فراوان مقرر فرموده است.

در حديث آمده است: (شيعتنا منا يفرحون لفرحنا، و يحزنون لحزننا) يعنى: شيعيان ما از ما هستند. در شادى ما شادمانند و در اندوه ما اندوهگين.

س: فايده اين كارها چيست؟

ج: فوايد بسيارى دارد از جمله:

1 ـ تشويق مردم به كار خير: وقتى مردم مى بينند كه از نيكوكاران و مصلحان جهان چگونه تجليل مى شود، به كارهاى خير تشويق مى شوند، و در صدد بر مى آيند كارى كنند كه مورد عزت و احترام مردم قرار گيرند. نياز به توضيح ندارد كه تجليل از بزرگان دين، مردم را به خير و صلاح تشويق مى كند و از شر و فساد برحذر مى دارد، و روح حق پرستى و مبارزه با فساد را در جامعه زنده مى كند.

2 ـ سرمشق زندگى: وقتى كسى در نظر انسان بزرگ جلوه كند انسان خواه ناخواه زندگى خود را به رنگ زندگى او در مى آورد و در همه امور به او تأسى مى كند. اين خاصيت روح و روان آدمى است كه به ترقى و تعالى تمايل دارد، و مى كوشد تا والاترين رتبه انسانيت را به خود اختصاص دهد و در سطح بالاترى از معنويت و فضيلت قرار گيرد.

3 ـ تجليل از مصلحان جهان: اين حق مسلم يك مصلح اجتماعى است كه مردم از زنده و مرده او تجليل به عمل آورند.

4 ـ اجتماعات: جشن ها و سوگوارى ها معمولاً در اجتماعات پرشكوهى انجام مى شود، و همان فوايدى را كه در باره حج و نماز جماعت بر شمرديم، در بر دارد. از اين گذشته اصولاً يادبود تولد يا وفات و شهادت بزرگان دين، هميشه با ارشاد و اصلاحات و تبليغ دين همراه است.

5 ـ مظاهر عظمت: وقتى اعياد يا سوگوارى هاى اسلامى با آثارى در وضع ظاهر افراد مانند پوشيدن زيورآلات در اعياد و پوشيدن لباس سياه در سوگوارى ها همراه باشند، اثر مطلوب بهتر گرفته مى شود، و چشم به كمك گوش مى آيد و از آنچه مى بيند الهام مى گيرد، و مردم خود بخود بسوى كارهاى نيك سوق داده مى شوند، و از كارهاى بد اجتناب مى كنند.

س: اعياد و سوگوارى هاى مهم مذهبى كدامند؟

ج: برخى از اعياد و سوگوارى هاى مهم اسلامى، عبارتند از:

ـ عيد مولود حضرت رسول اكرم (ص)، حضرت فاطمه زهرا(س) و دوازده امام (ع).

ـ عيد مبعث روزى كه حضرت رسول اكرم (ص) مبعوث به رسالت اسلام گرديد.27 رجب.

ـ عيد غدير روزى كه حضرت رسول اكرم (ص) على (ع) را در محل غدير خم در روز 18 ذى الحجه به عنوان خليفه و جانشين خويش منصوب فرمود و به مردم معرفى كرد.

ـ سالروز رحلت پيغمبر اكرم (ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، و يازده فرزند آن حضرت.

ـ عيد فطر اول ماه شوال.

ـ اربعين امام حسين (ع) 20 صفر.

ـ عيد قربان. دهم ذى الحجه. 

تولى و تبرى

س: تولى و تبرى چيست؟

ج: انسان، كسى را كه دوست دارد سعى مى كند به او نزديك شود و از كردار و گفتارش پيروى مى كند. از كسى هم كه دوستش ندارد و نفرت دارد، دورى مى كند و كوشش مى كند كه در اعمال و رفتار درست نقطه مقابل او باشد. دوستى و پيروى، تولى است و نفرت و دورى، تبرى.

س: با چه كسانى بايدتولى داشت، و از چه كسانى تبرى؟

ج: تولى با خدا و پيامبران و امامان و نيكان. و تبرى از دشمنان خدا و پيغمبران و امامان و نيكان.

كسى كه خدا و بندگان شايسته او را دوست بدارد، از دل و جان به آنان نزديك مى شود و از آنان پيروى مى كند، و به سعادت دنيا و آخرت مى رسد. همچنين كسى كه از دشمنان پاكان و نيكان دورى مى گزيند، از كارهاى زشت آنان عبرت مى گيرد و مى كوشد كه اثرى از كردار و رفتار و صفات ناپسند آنان در وجودش نباشد.

عشق و نفرت دو غريزه انسانى هستند كه زندگى هيچكس خالى از آثار اين دو غريزه نيست. از ديدگاه اين دو غريزه، مردم به سه دسته تقسيم مى شوند:

1 ـ نيكان و پاكان و بندگان شايسته خدا.

2 ـ دشمنان خدا و اولياى خدا.

3 ـ بيطرف ها و بى تفاوت ها مانند: جاهلان قاصر، روستاييان و بيابان نشينان.

مسلمان بايد غريزه عشق را با دوستى و محبت بندگان شايسته خدا، و غريزه نفرت را با كينه دشمنان خدا و اولياى خدا، سير گرداند. بنا بر اين، تولى و تبرى در اسلام نوعى پاسخگويى به اين دو غريزه انسانى است كه منافع و مصالح دنيا و آخرت بشر را نيز در بر دارد.

س: آيا غريزه سير شدنى است؟

ج: غريزه هاى دوستى، نفرت، اندوه، و ديگر غريزه هاى انسانى درست مانند شكم بايد سير شوند. اسلام خوراك لازم و مفيد را براى غرائز در نظر گرفته تا انسان مايه بدبختى و رمز خوشبختى خود را دريابد، و به آنچه سودمند مى بيند روى آورد و از آنچه زيان آور است دورى كند.

 

1 ـ سوره اعراف: آيه 29. 

2 ـ سوره غافر: آيه 60. 

3 ـ ترجمه اين فرازها از دعاى مكارم الاخلاق عينا از ترجمه عالم جليل مرحوم حاج ميرزا ابوالحسن شعرانى(ره) نقل شده است (صحيفه كامله سجاديه با ترجمه و شرح فارسى: ص67، 68، 69، 72) تهران، اسلاميه، 1378ق. 

4 ـ سوره آل عمران: آيه 110. 

5 ـ سوره آل عمران: آيه 104.