| مؤلفات |
|
اقتصاد اسلامى |
|
س: آيا اسلام داراى يك سيستم اقتصادى است؟ ج: البته اقتصاد سالم و آزاد، تنها در اسلام مطرح است و بس. سيستمهاى اقتصادى موجود در دنياى امروز، هيچكدام اقتصاد سالم نيستند. اقتصاد سرمايه دارى، مسئله توزيع عادلانه ثروت را بكلى به دست فراموشى سپرده است. عده معدودى سرمايه دار ميليون ها ميليون سرمايه را به خود اختصاص داده اند، و در دريايى از پول و تجملات غوطه مى خورند در حاليكه در كنار آنان، روزانه هزاران نفر از شدت گرسنگى و برهنگى جان مى دهند. اقتصاد كمونيستى، مالكيت خصوصى را از بين برده و اقتصاد جامعه را به كلى تباه ساخته است. در نتيجه در كشورهاى كمونيستى، مردم در بدترين شرايط، زندگى مى كنند. س: اقتصاد اسلامى چگونه است؟ ج: تشريح اقتصاد در اسلام، لازمه اش تأليف كتابهاى مفصل در اين زمينه است(1). ما در اينجا فقط به خطوط اصلى و قوانين كلى اقتصاد اسلامى مى پردازيم، و اينكه چگونه اقتصاد اسلامى مى تواند فقر و احتياج را از جامعه ريشه كن سازد. خطوط اصلى اقتصاد در اسلام از اين قرارند: اول: آزادى همه جانبه انسان: مردم در سايه حكومت اسلامى از آزادى همه جانبه برخوردارند. از اين رو با جديت و اخلاص كار مى كنند، و راه پيشرفت از هر طرف برويشان باز است، طولى نمى كشد كه در رديف ثروتمندان قرار مى گيرند، در يك جامعه اسلامى كمتر انسان نيازمندى را مى توان يافت كه واقعا راهى براى تأمين هزينه زندگيش نداشته باشد. در اسلام، منابع اصلى درآمد بدون هيچ قيد و شرطى در اختيار همه انسانها قرار دارد و ماليات و عوارض هم به آنها تعلق نمى گيرد. بنا بر اين، هركس به سهم خود به شغلى مى پردازد و از دسترنج خويش روزى مى خورد و اضافه هم مى آورد. اما، در چارچوب قوانين موجود در جهان: ـ منابع در آمد انحصارى هستند، و كسى حق بهره بردارى از آنها را ندارد. ـ منابع مجاز در آمد هم، با انواع ماليات و عوارض محاصره شده اند. ـ بهره بردارى از اين منابع نيز، مقيد به شرايط و خط و نشانهايى شده است. واضع است با چنين وضعى، انسان به منابع اصلى در آمد دسترسى ندارد، و اگر هم به منابعى دست يابد، شرايط كار و قوانين ماليات از همه طرف راه را بر او مى بندند. روى اين حساب، گزاف نگفته ايم اگر بگوييم اين قيد و بندها سطح درآمد فرد و جامعه را از صد در صد به صدى بيست تنزل داده است. مثلاً كشور عراق در دوران حكومت اسلامى آباد بود. كشاورزى داشت، پيشرفتهاى عمرانى داشت، اما در حال حاضر قسمت كوچكى از آن آباد است و باقى ويران. كشورى كه در سايه حكومت اسلامى چهل ميليون مسلمان بر سر سفره كمكهاى مادى و معنوى آن برخوردار بودند، در حال حاضر، جمعيت آن به8 ميليون نمى رسد. دوم: سادگى حكومت اسلامى: در آغاز، وقتى اسلام عراق را فتح كرد، براى اداره فرماندارى عراق، فقط سه نفر ازمدينه اعزام شدند. راز اين سادگى در بى آلايشى آن است كه از نقطه نظر اسلام حكومت به سه منظور تشكيل مى شود: 1 ـ اجراى عدالت در جامعه. 2 ـ حفظ مملكت از تجاوز دشمن. 3 ـ بالا بردن سطح زندگى مردم. از طرف ديگر، حكومت اسلامى اين امتيازات را دارد: 1 ـ كاملاً ملى است. 2 ـ تقيدات و تجملات را كنار گذاشته است و به تشكيلات فراوان نيازى ندارد. 3 ـ مشكلات را به سرعت حل مى كند. 4 ـ حس اعتماد در مردم بوجود مى آورد و ايمان و وجدان را حاكم مى گرداند. به همين جهت، نيازى به تشكيلات گسترده ندارد. كارمندان دولت بسيار معدودند، پول فراوان است و در نتيجه، سطح اقتصاد از دو جهت بالا مى رود: 1 ـ كارمند براى خودش كار نمى كند، هزينه زندگيش را بايد بنا بر اين مردم تأمين كنند. وقتى كارمندان دولت معدود باشند، پولى كه بايد صرف پرداخت حقوق آنان شود، اضافه مى آيد، و دولت از نظر پول در مضيقه قرار نمى گيرد، و دستش براى اجراى طرحهاى حياتى در كشور باز مى ماند. 2 ـ كسانى كه كارمند دولت نيستند، براى خودشان كار مى كنند و توليد كننده هستند، در صورتى كه اگر كارمند باشند، مصرف كننده هستند بنا بر اين، هراندازه در جامعه اى كارمند دولت كمتر باشد در آمد سرانه در آن جامعه بيشتر خواهد بود. مثال: ده نفر باهم در يك خانه زندگى مى كنند و هريك از آنان مى تواند روزانه يك دينار در آمد داشته باشد. از اين ده نفر، اگر پنج نفر كارمند بشوند و اداره امور خانه را به عهده گيرند و قرار براين شود كه بقيه اهل خانه مشتركاً هزينه زندگى اين پنج نفر را بر عهده بگيرند، درآمد سرانه از يك دينار به نيم دينار كاهش مى يابد، يعنى نصف مى شود. زيرا، مجموع درآمد اهل خانه پنج دينار است كه بايد به ده نفر تقسيم شود. اما اگر، از اين ده نفر، فقط يك نفر كارمند بشود و اداره همه كارها را بر عهده همين يك نفر بگذارند، مجموع درآمد اهل خانه9 دينار مى شود كه با تقسيم آن به ده نفر، در آمد سرانه فقط يك دهم كاهش مى يابد. سوم: بيت المال: بيت المال عبارت است از خزانه دولت اسلامى كه خمس و زكات و جزيه و خراج(2) از هرسو به آن سرازير مى شود. بيت المال دو وظيفه دارد: 1 ـ رفع نيازهاى مردم. 2 ـ اجراى طرحهاى عام المنفعه. ـ بيت المال به نيازمندان آنقدر پول مى دهد كه از حالت فقر بدر آيند و بى نياز شوند. ـ به مسافران در راه مانده، هزينه سفر مى دهد تا به وطنشان باز گردند. ـ به جوانانى كه مى خواهند ازدواج كنند، پول مى دهد تا بتوانند زن بگيرند. ـ به بيمارانى كه از عهده پرداخت پول دارويشان برنمى آيند، كمك مى كند تا بهبود يابند. ـ به كسانى كه سرمايه ندارند و مى خواهند به كسب و تجارت بپردازند، سرمايه مى دهد. ـ به كسانى كه خانه ندارند و احتياج به خانه دارند، كمك مى كند تا بتوانند خانه بسازند. ـ به دانشجويانى كه هزينه تحصيل ندارند، كمك هزينه مى دهد. بطور كلى، نيازمندان جامعه همه به بيت المال مراجعه مى كنند و بيت المال موظف است نيازشان را مرتفع سازد. جالب تر اينكه پولى كه بيت المال در اختيار نيازمندان و مستمندان مى گذارد، به هيچ وجه جنبه بخشش و احسان ندارد. بيت المال وظيفه دارد به همه امور عام المنفعه رسيدگى كند. خيابان كشى كند، روشنايى شهر و جاده ها را تأمين كند، درمانگاه بسازد، مدرسه باز كند، مسجد بسازد. بيت المال بايد كارى كند كه در جامعه نيازمندى وجود نداشته باشد، و هيچيك از طرح هاى عمرانى و اجتماعى و اقتصادى جامعه بى پشتوانه نماند. با اين ترتيب، اسلام با استفاده از همين روشهاى ياد شده توانسته است سطح اقتصاد جوامع اسلامى را بالا ببرد. و به همين جهت اقتصاد اسلامى برترين سيستم اقتصادى موجود در جهان به شمار مى آيد. اقتصاد اسلامى نه مانند كاپيتاليسم غربى، جامعه را دچار بحران مى سازد و نه همانند سوسياليسم شرقى، نيازهاى اوليه مردم را ناديده مى گيرند.
|
|
1 ـ دانشمندان و محققان اسلامى، نظام اقتصادى اسلام را از ديدگاههاى مختلف مورد بحث و بررسى قرار داده اند. به زبان فارسى نيز كتابهاى ارزنده اى در اين زمينه چاپ و منتشر شده است، از جمله: (اقتصاد در مكتب اسلام) تأليف سيد موسى صدر و خود آگاهى اسلامى كه در زمينه مقايسه بين سه اقتصاد شرقى و غربى و اسلامى است نوشته آيت الله سيد حسن شيرازى. ناشر. 2 ـ خراج، عبارت است از محصول زمينهايى كه دولت تصرف كرده است، يا سپاهيان اسلام با كارزار به دست آورده اند، يا بهر ترتيب ديگرى در اختيار مسلمانان قرار گرفته است. |