فهرست

مؤلفات

 فرهنگ اسلامى

صفحه اصلى

  

اسلام آئين صلح

س: اسلام دين صلح است يا جنگ؟

ج: اسلام آيين صلح است. در قرآن كريم آمده است:

(يا ايها الذين آمنوا ادخلوا فى السلم كافة)(1) يعنى: اى كسانى كه ايمان آورده ايد: همگى به صلح روى آوريد.

(و ان جنحوا للسلم فاجنح لها)(2) يعنى: اگر دشمن پيشنهاد صلح داد، بپذير.

س: بنا براين، آيا اسلام مى گويد در برابر ستمگران و متجاوزان بايد سر تسليم فرود آورد؟

ج: نه هرگز اسلام دين عقل و عدل است، و ستمكشى از نظر اسلام مردود است. در قرآن كريم آمده است:

(فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم)(3) يعنى: پس هركس بر شما تجاوز و ستم كند، شما نيز به همان اندازه او را مورد تجاوز و ستم قرار دهيد.

(اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله على نصرهم لقدير)(4) يعنى: به كسانى كه مورد محاصره دشمن قرار گرفته و مظلوم واقع شده اند، اجازه قيام داده شده و خداوند تواناست كه آنان را يارى دهد.

(وان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به)(5) يعنى: و اگر دست به انتقام زديد، همانگونه كه با شما رفتار كرده اند با آنان رفتار كنيد (و به همان اندازه كه شما را شكنجه كرده اند، عذابشان دهيد).

س: اگر اسلام دين صلح است، چگونه جنگ با كفار را رخصت داده است؟ و چرا پيامبر اسلام به جنگ كفار رفته است؟

ج: جنگهاى پيغمبر اكرم (ص) همه دفاعى بوده است(6) و هيچكدام جنبه تعدى يا كشورگشايى يا تصرف زمين و استعمار و استثمار نداشته است.

س: شما مى فرماييد اسلام هيچ وقت به جنگ ابتدائى دست نزده است؟!

ج: چرا در مواردى كه يكى از دو انگيزه زير وجود داشته است:

1 ـ در راه خدا: براى نجات بخشيدن مردم از آلودگيهاى اعتقادى و اخلاقى و اجتماعى و غيره.

2 ـ در راه مستضعفين: براى نجات بخشيدن ملتهاى زير ستم از سلطه ستمگران و استعمارگران.

خداوند متعال مى فرمايد: (و مالكم لا تقاتلون فى سبيل الله والمستضعفين)(7) يعنى: چرا در راه خدا و در راه مستضعفين به كار زار كفار قيام نمى كنيد.

س: فرق جنگهاى اسلامى با جنگهاى غير اسلامى چيست؟

ج: بطور اختصار عبارت است از:

1 ـ جنگ اسلام، جنگ رهايى بخش است، رهايى بشريت از خرافات و آلودگى گناهان، نجات مستضعفين از چنگال استعمارگران و دفاع در برابر مهاجمان داخلى و خارجى.

2 ـ اسلام در هنگام جنگ موازين اخلاقى را كاملاً رعايت مى كند:

ـ متعرض زنان، كودكان، بيطرف ها، زاهد، راهب و غيره نمى شود.

ـ آب را بروى دشمن نمى بندد، آب آشاميدنى دشمن را زهرالود نمى كند و درختها را از بين نمىبرد.

ـ تا آنجا كه امكان داشته باشد، از شروع يا ادامه كارزار جلوگيرى مى كند.

به مجرد آن كه بر دشمن مسلط شد، اعلام عفو عمومى مى كند. چنانكه حضرت رسول اكرم (ص) در مورد اهل مكه، و حضرت على (ع) در باره اهل بصره، همين كار را كردند.

3 ـ خوشرفتارى با مردم كشورهاى فتح شده و دشمن شكست خورده:

ـ همه افراد و گروههاى جامعه را از عدال برخوردار مى گرداند.

ـ مناطق فتح شده را استثمار نمى كند و عايدات و محصول كشاورزى هر منطقه را به ساكنان همان منطقه مى دهد.

ـ در مورد اداره امور مناطق فتح شده استبداد به خرج نمى دهد و اگر در ميان ساكنان منطقه افرادى واجد شرايط باشند، خود آنها را به حكومت مى گمارد.

ـ آزادى كامل و تساوى واقعى برقرار مى كند.

اما جنگهاى غير اسلامى رهايى بخش نيستند، بلكه درست بعكس، به منظور تحكيم پايه هاى استبداد انجام مى گيرند. فاتحان بعد از چيره شدن بر دشمن به كشتار مخالفان مى پردازند و پايه هاى استثمار و استبدادشان را با ايجاد ترس و خفقان محكم مى كنند.

آنچه در مقايسه جنگهاى اسلامى و غير اسلامى گفتيم، ادعا نيست بلكه تاريخ گواه اين امتيازات اسلام است.

ناگفته نماند ما منكر آن نيستيم كه احياناً ممكن است در بعضى فتوحات اسلام، از اصول ياد شده تخلفى شده باشد، يا اينكه در بعضى كشورگشايى هاى غير اسلامى، اصول انسانى رعايت شده باشد، اما ربطى به اصول و قواعد كلى ندارد.

 

1 ـ سوره بقره: آيه 208. 

2 ـ سوره انفال: آيه 61. 

3 ـ سوره بقره: آيه 194. 

4 ـ سوره حج: آيه 39. 

5 ـ سوره نحل: آيه 126. 

6 ـ (الرسول فى المدينه) از مؤلف همين كتاب.

7 ـ سوره نساء: آيه 75.