| مؤلفات |
|
حكومت اسلامى |
|
س: آيا اسلام به سياست توجه دارد؟ ج: البته اسلام هم دين است و هم برنامه زندگى. بنا بر اين تمام مسائلى را كه انسان با آن سر و كار دارد، بيان كرده و راه درست هركارى را نشان داده است. س: حكومت در اسلام چه شكلى دارد؟ ج: بيان كيفيت حكومت اسلامى، نياز به تأليفى جداگانه دارد(1). ما در اينجا فقط به سه سؤال اصلى در اين زمينه پاسخ مى گوييم: 1 ـ بالاترين مرجع حكومت اسلامى كيست؟ 2 ـ حكومت در اسلام چه كيفيتى دارد؟ 3 ـ نظام حكومت اسلامى چه ضوابطى دارد؟ س: عالى ترين مرجع حكومتهاى اسلامى كيست؟ ج: عالى ترين مقام حكومت اسلامى بايد واجد شرايط زير باشد: ـ بالغ و عاقل باشد. ـ آزاد باشد. ـ مرد باشد. ـ حلالزاده باشد. ـ مؤمن به اسلام باشد. ـ در امور دين و دنيا مطلع و صاحب نظر باشد. ـ عادل باشد. بعضى از فقهاى اسلام اين شرط را هم افزوده اند كه بايد از همه معاصرانش اعلم باشد. س: حكومت در اسلام چه كيفيتى دارد؟ ج: حكومت در اسلام يك حكومت دينى و دنيوى باهم است. به اين معنى كه در حكومت اسلامى، حاكم بنام خدا حكومت مى كند نه بعنوان شخص خودش، نه بنام ملت، نه بنام اشراف و اعيان مملكت. چنين حكومتى داراى اين امتيازات است: 1 ـ از نظر اطاعت از دولت، مردم به هيچ وجه دچار ترديد و سرگردانى نيستند. رهبرى دينى، سياسى، اجتماعى و... همه در يك نقطه متمركز شده اند، و شخص حاكم شاخص دنيا و دين هردو مى باشد. 2 ـ براى حاكم امكان كج روى وجود ندارد. به مجرد آنكه دست از پاى خطا كند فوراً رسوا مى شود. زيرا قوانين دينى تغيير و تبديل و تعديل و تفسير بر نمى دارند و حاكم هم ناچار است عيناً مطابق احكام شرع عمل كند. 3 ـ روابط صميمانه مردم با حكومت، سبب مى شود كه مردم از هر حيث با دولت همكارى كنند. مردم فطرتاً به تدين تمايل دارند. حتى كسانى كه متدين هم نيستند به مظاهر دين ابراز علاقه مى كنند. درست است كه ايمان ندارند اما گوهر اصلى دين بالاخره در وجودشان هست. دين اصولاً عبارت است از روش زندگى. اگر دين و دنيا يك جا جمع شوند، كيست كه به آن اظهار علاقه نكند. 4 ـ حكومت اسلامى بقا و دوام دارد زيرا، قدرت روحانى و معنوى دوامش به مراتب بيشتر از قدرت اجتماعى است. س: نظام حكومت اسلامى چه ضوابطى دارد؟ ج: در پاسخ اين سئوال با توجه به لزوم اختصار، فقط به بيان بعضى ضوابط و پايه هاى حكومت اسلامى مى پردازيم به اين ترتيب: 1 ـ قضاوت در اسلام. 2 ـ ارتش در اسلام. 3 ـ ماليات در اسلام. 4 ـ آزادى در اسلام. 5 ـ مشكلات اجتماعى در اسلام. 6 ـ ترقى و تكامل جامعه در اسلام. سه اصل اول، پايه هاى موجوديت هر ملت و دولتى است. قضاوت ستون عدالت، ارتش قوه قاهره براى دفع دشمنان و ماليات براى تأمين هزينه تشكيلات دادگسترى و ارتش و ديگر نيازمنديهاى مملكت. اصول4 و5 و6 با يكديگر موجبات ترقى و تعالى جامعه و رفاه مردم را فراهم مى سازد. س: قضاوت در اسلام چگونه است؟ ج: ساده و سريع و رايگان. يك نفر قاضى يا حاكم شرع، به تمام مسائل حقوقى و قضائى و كيفرى يك شهر بزرگ رسيدگى مى كند خيلى ساده و بى تكلف و بدون درخواست پول و عوارض و غيره. به مجرد آنكه طرفين دعوا در حضور قاضى روبروى يك ديگر مى ايستند، قاضى ازمدعى مى پرسد: آيا دليل و مدركى دارى؟ اگر داشته باشد حكم به نفع او صادر مى شود، اما اگر دليل نداشته باشد حكم به نفع طرف مقابلش داده مى شود. و به مجرد صدور حكم قاضى، همه چيز تمام مى شود. به همين جهت است كه در تاريخ صدر اسلام مى بينيم، كليه امور حقوقى و قضائى و كيفرى شهر بسيار بزرگى مانند كوفه را در حدود نيم قرن فقط يك قاضى اداره مى كند. س: ارتش در اسلام چگونه است؟ ج: ارتش اسلامى چنانكه از ادله مختلف استنباط مى شود همگانى است و اختيارى، و هيچگونه تشكيلات اضافى ندارد. براى آموزش نظامى، حاكم ميدانهايى را خارج از شهر معين مى كند، آلات و ادوات جنگى را فراهم مى آورد و مردم را به آموزش و تمرين فنون جنگى تشويق مى كند. ناگفته پيدا است كه مردم به چنين تمرينى رغبت نشان مى دهند زيرا اولاً، عموميت دارد. ثانيا، هيچكس را به سربازى اجبارى نمى برند. داوطلبان هم فقط چند ساعت در شبانه روز به فراگيرى فنون جنگى مى پردازند و بقيه وقتشان را به زندگى شان مى رسند. بودجه سازماندهى و بسيج تداركات ارتش بر دوش دولت نيست، دولت فقط وسائل اوليه و ادوات جنگى را فراهم مى كند، و بقيه تجهيزات بعهده خود مسلمانان است. ارتش در اسلام بيش از هرچيز شبيه يك تيم ورزشى است. س: ماليات در اسلام چگونه است؟ ج: ماليات اسلامى منحصر است به خمس و زكات و جزيه و خراج. و دولت اسلامى كليه تشكيلات خود را با همين وجوهى كه بيت المال مى رسد، به بهترين وجه اداره مى كند. تشكيلات دولتى در اسلام بى اندازه ساده است از اين رو، دولت اسلامى مانند دولتهاى غير اسلامى و طاغوتى نياز آنچنانى به پول ندارد، و به همين خاطر است كه هم مردم در سايه حكومت اسلامى خوشبختند و ماليات هنگفتى نمى پردازند، و هم دولت وضع مرتبى دارد و هميشه سبكبار است. س: آزادى در اسلام چگونه است؟ ج: وقتى تشكيلات دولتى در اسلام بى نهايت ساده باشد، طبعاً، همه گونه آزادى براى مردم تضمين مى شود. كشاورزى، بازرگانى، حرفه و صنعت، مسافرت، ساختمان، اقامت، تصرف زمينهاى مباح و غيره هيچ قيد و شرطى ندارد. ماليات و عوارض وجود ندارد، كار اجبارى و بيگارى ـ مانند نظام وظيفه ـ وجود ندارد، نيازمنديهاى مردم به ساده ترين شكل مرتفع مى شود، قضاوت فوق العاده ساده انجام مى گيرد، خريد و فروش و قرارداد رهن و اجاره و امثال آن به سرعت صورت مى پذيرد، همه مراسم و تشريفات خريد و فروش هاى مهم در همين خلاصه مى شود كه فروشنده مى گويد: فروختم و خريدار مى گويد: خريدم و يك كاغذ عادى نوشته مى شود و دو شاهد آن را امضاء مى كنند. س: اسلام مشكلات اجتماعى را چگونه حل مى كند؟ ج: اولاً، اسلام فقط مشكلات اساسى را بعنوان مشكل مى شناسد. ثانياً، اسلام هيچگونه مالياتى بر كالا و كار وضع نمى كند. ثالثاً، تشكيلات دولتى بسيار ساده و محدود است. از اين رو به مجرد آنكه حكومت اسلامى در منطقه اى برقرار شود بسيارى از مشكلات موجود در جوامع بشرى امروزى، خودبخود مرتفع مى گردد و تنها مشكلات اساسى و اوليه باقى مى ماند. گرفتاريهاى روزمره دولت هم عبارت است از تعدادى مرافعات از قبيل درگيرى بر سر مالكيت يك خانه، معدودى جنايات از قبيل دزدى و گاهى قتل و چند فقره خلاف قانون مانند شرابخوارى. اين مشكلات را هم اسلام به سرعت هرچه تمامتر حل مى كند و نمى گذارد بصورت مسئله در آيند. مرافعه ها بسرعت پايان مى پذيرند. يك نفر قاضى براى يك شهر بزرگ كفايت مى كند. قاضى شخصاً دعواها را فيصله مى دهد، امور ايتام و اوقاف و غيره را رأساً سرپرستى مى كند، برخريد و فروش ها و كليه معاملات ديگر نظارت مى كند و فقط يك نفر مجرى حدود اسلامى دارد كه حدود اسلام را اجرا مى كند. زندان در دولت اسلامى بسيار محدود است. بى مبالغه، مى توان گفت دولت اسلامى مشكلى ندارد. و پرواضح است كه وقتى مشكلات اجتماعى از جامعه اى رخت بربندد، مردم با خيال راحت به كارهاى روزمره و گرفتاريهاى زندگى خودشان مى پردازند. س: اسلام، چگونه يك جامعه مترقى مى سازد؟ ج: نظام حكومتى اسلام با استفاده از سه رمز، ترقى و تكامل ملت مسلمان را به اوج پيشرفتهاى مادى و معنوى مى رساند: 1 ـ سادگى تشكيلات. 2 ـ تشويق. 3 ـ تعاون. 1 ـ سادگى تشكيلات: تاريخ نويسان آمار كارمندان را در دولت هاى اسلامى به دست داده اند. بر اساس اين آمارها، نسبت تعداد كارمندان دولت به جمعيت كشورهاى اسلامى50 نفر در يك ميليون نفر است (يعنى: نيم درصد)! اسلام بسيارى از تشكيلات و تجهيزات دولتهاى امروزى را قبول ندارد. تشكيلات دولتى اسلام گرفتاريهاى مردم را با كمال سادگى و در اسرع وقت فيصله مى دهند. در مديريت اسلامى، سازمانهاى گوناگون و طول و تفصيل وجود ندارد كه كارمندان بسيارى بخواهد، بيشتر كارها به خود مردم واگذار مى شود. حكومت اسلامى چون از استبداد بدور است، تشكيلات و تجهيزات فراوان هم لازم ندارد. حكومت اسلامى نيازى به اين ندارد كه هم بار دولت را سنگين كند و هم در كارهاى مردم دخالت بيجا بكند. 2 ـ تشويق: اسلام بصورت بى نظيرى مردم را به علم و عمل تشويق مى كند، و دانش جويى را بر هر فرد مسلمان فيض مى گرداند، و ثواب اخروى عالم با عمل را بى حساب مى داند. مسلمانان از دو نيروى پيش برنده برخوردارند: يكى نيروى دنيوى و مادى كه ديگران هم كم و بيش دارند، دوم، نيروى دينى و معنوى كه ديگران از آن محرومند، خداوند سبحان مى فرمايد: (و ترجون من الله مالا يرجون)(2). 3 ـ تعاون: دولت اسلامى با مردم همكارى مستقيم دارد. دولت اسلامى و ملت مسلمان دست در دست يكديگر جامعه را به پيش مى برند. يكى از سفارش هاى مولاى متقيان امير مؤمنان (ع) به مالك اشتر در فرمان معروف آن نحضرت به مناسبت تفويض فرماندارى مصر به مالك در همين زمينه است. بديهى است، وقتى جامعه اى در پرتو اسلام، اين چنين زمينه براى ترقى و تعالى داشته باشد، جامعه اسلامى بصورتى باور نكردنى مراحل پيشرفت مادى و معنوى را مى پيمايد. اين بود، مختصرى در باره اسلام و سياست و ما در كتاب جداگانه اى به تفصيل در اين باب، به بحث و بررسى پرداخته ايم.
|
|
1 ـ نويسنده محترم در اين زمينه3 كتاب نگاشته اند كه به چاپ هم رسيده است: (الحكم فى الاسلام) و (الى حكم الاسلام) و (هكذا حكم الاسلام) كه سومى تحت عنوان آئين نامه جمهورى اسلامى به فارسى چاپ و منتشر شده است. ناشر. 2 ـ سوره نساء: آيه 104. |