|
حقوق اختصاصى مرد فتوى دادن، قضاوت و حكومت نياز به قاطعيّت و خشونت دارد و خداوند زن را چنين نيافريده، و انگيزه اش هم اينست كه زندگانى انسان از يك سو نياز به عاطفه و از سوى ديگر نياز به قاطعيّت و خشونت دارد، خداوند متعال زن را نسبت به موضوع اول و مرد را در موضوع دوّم تخصّص داده است، و چنانكه در سابق مثال زديم مثل دو ماشين باربرى و مسافرى است، و اگر از نظر آفرينش و احكام، زن و مرد مانند هم بودند نقص بزرگى در نظام آفرينش پديد مى آمد، درست مثل اينكه تمام ماشينها براى باربرى و يا مسافرى باشد.و حجاب زن براى اينست كه از چشمهاى مردان بدور بوده، و اشتياق و علاقه مرد نسبت به او باقى بماند كه به گوشه هائى از آن اشاره شد. و امّا مسئله تعدد زوجات چون زنان هميشه بيش از مردان هستند، پس آيا بهتر اينست كه قسمتى از ايشان مجرّد و بدون همسر بمانند، يا اينكه يك مرد بتواند با بيشتر از يكى ازدواج كند؟ و لذا چون مسيحيّت در غرب تعدّد زوجات را منع نموده و بى حجابى و اختلاط مرد و زن را مباح دانست، زن به شقاوت و بدبختى كشيده شد، و هر جوانى چند معشوقه براى خود انتخاب كرد كه فقط از آنان بطور غير شرعى لذّت ببرد، و حتّى خرجى آنها را هم نپردازد. حال اگر امر داير شود بين برنامه اسلام و برنامه غرب، آيا برنامه اسلام به عقل، علم و تجربه نزديكتر نخواهد بود؟ |