| مؤلفات |
|
برادرى اسلامى يا دينى |
|
در گذشته همه باهم برادر دينى بودند و به معنى كامل دستورات اسلامى مثل برادر رفتار مىكردند، عرب و عجم و هندى و افغانى و خليجى از همه ممالك و همه نژادها برادر بودند و برادروار باهم معامله و معاشرت مىنمودند، در صفهاى نماز جماعت و در زيارتگاهها آنان را در صفهاى فشرده و به هم چسبيده مىديدند برادرانه خريد و فروش مىكردند، زمين مىخريدند و آباد مىكردند به همديگر دختر مىدادند و با هم ازدواج مىنمودند و در همه امور جز موضوع كفر و تقوى مساوى بودند و با مساوات رفتار مىكردند. نژاد و قبيله و رنگ و كشور و قوميّت براى آنان مسئله اى نبود و كلمه بيگانه مفهومى نداشت، مگر در عدّه كمى از يهوديان كه اطراف كربلا بودند و عدّه اى كه در مرقد دانيال نبّى عليه السلام بين كربلا و نجف اشرف سكونت داشتند، علاوه بر اينها تعداد كمى مسيحى و صائبى در بغداد بودند كه به اينها بيگانه مىگفتند. مسلمانان همه باهم برادر بودند و بيگانگان در داخل اجتماعات اسلامى با كمال آزادى با آسايش و اطمينان به يكديگر زندگى مىكردند زيرا از طرف حضرت پيامبر (ص) سفارش شده بود كه: (من آذى ذميّا فقد آذانى). (هركس ذمّى، شخص غير مسلمانى كه در پناه اسلام مىباشد را آزار برساند مرا آزار رسانده است). به همين مناسبت كسى براى كافرهاى ذمّى هم مزاحمت ايجاد نمىكرد. ياد دارم كه چگونه مسلمانان افرادى را كه بعد از جنگ جهانى دوّم وارد احزاب سياسى مىشدند كوچك و پست مىشمردند و آنرا مخالف با موازين اسلامى مىشمردند. در عراق احزابى مانند حزب دمكراسى، حزب دستور، حزب توده اشتراكى، حزب استقلال داير شد كه با موازين اسلامى سازگارى نداشته و جنبه سياسى داشت و برنامه هاى خود را از قوانين اسلامى نگرفته بودند، به همين مناسبت افراد اين گروهها كم بود و در مجامع اسلامى عراق نمىتوانستند جائى و منزلتى داشته باشند، از برنامه هاى اسلامى مقدار كمى به مرامنامه خود افزوده بودند ولى عملشان اسلامى نبود و مربوط به سياست مىشد. |