| مؤلفات |
|
كمى بيماريها |
|
به سبب وجود روشهاى بهداشتى اسلامى و رعايت آداب دينى در خوردنيها و آشاميدنيها و لباس پوشيدن و مسكن و ازدواج و روزه و پاكيزگى و حمّام كردن و غير اينها بيمارى كم مىشود(1). وقتى مردمان در يك اجتماع از آنچه حرام بوده و مضرّ مىباشد مانند آشاميدن مشروبات الكلى و خوردن گوشت خوك و مردار و غيره پرهيز كردند و در تهيّه موادّ خوراكى و آشاميدنيها خيانت و تقلّب نكردند و هرج و مرج و بىنظمى و عوامل اضطراب و از بين برنده آرامش خاطر وجود نداشت علّتى براى مرض جسم و روح باقى نمىماند و بيماريهاى دائمى در اجتماع ريشه كن مىشود و گاهى يك نفر در ميان چندين هزار نفر به اين بيماريها دچار مىگردد، بيماريهاى بسيار بد مثل سرطان و نظاير آن كم مىشود. در تابلو اعلان پزشكى نوشته شده بود (معالجه امراض وارداتى) از خواندن اين عبارت سخت تعجّب كردم و با رفقا بحث نموده، گفتم: آيا ممكن است مرضى باقى بماند؟ در آن زمان در خيابان امام على(ع) كه سابقا (شارع بلوچ) نام داشت يك نفر سكته قلبى كرده بود مردمان بقدرى براى مشاهده اين مرده جمع شده بودند كه در خيابان جائى براى ردّ شدن باقى نمانده بود اينها به همديگر مىگفتند آيا ممكن است كسى بخوابد و ديگر بيدار نشود؟ بعضى كه از آيات قرآن آگاهى داشتند اين آيه را مىخواندند: (الله يتوفى الانفس حين موتها و التى لم تمت فى منامها)(2). خدا موقع فرا رسيدن مرگ جان اشخاص را مىگيرد همان اشخاصى كه به خواب مىرفتند و نمىمردند و باز بيدار مىشوند. با تعجب مىگفتند: چطور ممكن است بميرد بلكه غش كرده و به حال خواهد آمد و نمرده است. از اين حرفها مىزدند زيرا تا آن موقع نديده بودند كسى سكته كند و بميرد. به سبب كمى بيمارى، پزشك هم كم بود و هر شهر يك يا دو پزشك بيشتر نداشت، از داروخانه هم خبرى نبود. در كربلا كه شهر بزرگ زيارتى است و مسافرين زيادى براى زيارت آنجا مىآمدند و مىماندند فقط يك داروخانه وجود داشت، درمانگاه و بيمارستان هم كم بود فقط يك بيمارستان در كربلا بود كه بيماران كمى به آنجا مراجعه مىكردند، ويزيت پزشك و قيمت داروها بسيار اندك بود و پزشك تقاضاى مزد نمىكرد اگر كسى چيزى مىداد تشكر مىكرد و قبول مىنمود و اگر نمىدادند چيزى نمىخواست، وقتى كه ويزيت رسم شد از ده فلس بيشتر نبود، وقتى كه قيمتها بالا رفت ويزيت هم بيست فلس شد. وقتى مالاريا شهر كربلا را فرا گرفت از ما ده نفر كه در يك خانه بوديم فقط پدرم كه خدا او را رحمت كند مبتلا نشد، يك نفر نيمه پزشك داشتيم كه هر روز به خانه ما مىآمد و نسخه و دوا مىداد و خوراكى تعيين مىكرد و ما عمل مىكرديم، پس از يك ماه حال همه ما خوب شد و حساب كرديم روى هم خرج پزشك و دواى ما نيم دينار شد، داروهائى كه مىداد اغلب گياهى بود كه در محل بدست مىآمد و يا ازاطراف مىآوردند.
|
|
1 ـ در فقه اسلامى و احاديث و آيات قرآن كريم و زندگى پيامبر بزرگوار اسلام و آل او براى هريك از اين امور دستورات زياد و سفارشهاى اكيدى وارد شده كه رعايتش مانع بروز بيمارى بوده و عامل مهمّ سلامت تن و روان مىباشد. 2 ـ سوره زمر، آيه 42. |