| مؤلفات |
|
دادگسترى و قضاوت |
|
در گذشته قضاء و دادگسترى اسلامى در شهرها حكومت داشت مثلا در كربلا يكى از علماء بنام سيد عبدالحسين حجت رحمت الله عليه در صحن امام حسين(ع) امام جماعت بود، هم درس خارج مىداد و محلّ درس او شبها نزديك درِ زينبيّه بود و جماعتى از او تقليد مىكردند و رساله عمليّه داشت و هم قضاوت شرعى با ايشان بود. همان طورى كه امام (ع) فرموده است: (فانى قد جعلته عليكم حاكما). يعنى من او را براى قضاوت انتخاب كردم تا حكم كند. اهالى كربلا و حومه و روستاهاى مجاور در باره خريد و فروش، رهن و اجاره، وقف و صلح، ازدواج و طلاق و اموال محجورين كه نمىتوانند در مال خود تصرّف كنند و گمشده ها و همچنين امور يتيمان به او مراجعه مىكردند و ايشان حكم شرعى صادر مىكرد، به اين ترتيب هر مشكلى به زودى حلّ مىشد، هيچوقت تعطيلى نداشت و احتياج به وكيل و ادارات دادگسترى و اسناد نبود معاملات و ازدواج و طلاق و غير اينها را در يك كاغذ مىنوشت و پولى نمىگرفت، يك منشى هم داشت كه مىنوشت و ايشان امضاء مىكرد، طرفين و شهود هم امضاء مىكردند و كار بدون تشريفات قانونى و ادارى تمام مىشد. دو نفر شاهد در موقع لزوم امضاء مىكردند و گواهى مىدادند. در يك گوشه خانه دالان درازى بود كه از آجر و گچ ، سكّوونشيمنگاه درست كرده بودند، در زمستان زيلو و در تابستان حصير مىانداخت و مراجعه كنندگان را مىپذيرفت. هر روز صبح دو سه ساعت براى مراجعه مردم همانجا مىنشست و در تمام امور قضاوت مىكرد، اگر كسى با حكم شرعى او مخالفت مىكرد طبق قوانين شرع مجازاتى براى او قائل مىشد، امّا نه زياد، بلكه خفيف بود، اغلب به اين مجازات هم احتياج نمىشد، حكم او از قرآن و سنّت و اجماع و عقل يعنى منابع احكام اسلامى اخراج مىشد حتىالمقدور تعزير و مجازات نمىكرد زيرا مىدانست اگر زياد باشد مردم در باره احكام جرى مىشوند و با خودسرى از احكام اجتماعى سرپيچى مىكنند، بنا بر اين هرقدر امور با صلح و مسالمت آميز حلّ شود بهتر است. خودش زندان نداشت فقط حاكم شهر يك زندان با مساحت تقريبا ده متر مربع داشت كه اغلب خالى بود يا دو سه نفر در زندان بودند، زندان را هم (سراى) مىگفتند. بعد از جنگ جهانى دوّم كه تمدّن مادّى غرب به شهرها راه پيدا كرد بين دو شخصيّت در كربلا در باره زمين زراعتى اختلاف ونزاع واقع شد، جريانش در دادگسترى سيزده سال طول كشيد، بالاخره يكى از طرفين دعوى مُرد و نزاع تمام شد، نظير اين دعوى در نجف حدود يازده سال طول كشيد سرانجام پيش يكى از علماء رفتند و در ظرف سه ساعت اختلاف رفع شد. دراصفهان نيز دعوائى شبيه اينها واقع شد كه پانزده سال در دادگسترى ادامه داشت، بالاخره عالمى آن را دردو ساعت خاتمه داد. قوانين اسلام اينطور است كه بدون پيچيدگى و وقت گذرانى و تعطيلى بطور آسان و ساده تمام مراجعات قضائى را حلّ مىكند بدون اينكه وقت مردم و يا مال آنان تلف و غارت شود و كار شكنى و مشكل بوجود آيد. |