فهرست

مؤلفات

 فرهنگ اسلامى

صفحه اصلى

  

ازدواج

ازدواج با دوشيزگان باكره، سابقاً در اجتماع رايج بود و حكم اسلامى حكومت مىكرد، دختران از سنّ دوازده تا چهارده ساله ازدواج مىكردند و پسران جوان از شانزده تا هجده سالگى حتما زن مىگرفتند، فرمايش حضرت پيغمبر (ص) را مدّ نظر داشتند كه فرموده است: (تناكحوا تناسلوا تكثروا فانى اُباهى بكم الامم يوم القيامة و لو بالسقط).

براى توليد نسل و ازدياد افراد ازدواج كنيد زيرا من روز قيامت به شما امّت افتخار مىكنم حتى به آنانكه سقط شده اند.

و باز فرموده است: (من سعادة المرءان لا تحيض ابنته فى بيته).

يكى از سعادتهاى مرد اين است كه دخترش در خانه خود حيض نبيند.

و باز فرموده است:

(من تزوج فقد احرز نصف دينه، او ثلثى دينه، فليتق الله فىالباقى).

كسى كه ازدواج كند، نصف يا ثلث دين خود را حفظ نموده، پس بايد در باقى آن تقواى الهى پيشه كند.

مسلمانان اين فرمايشات را شعار زندگى خود قرار داده و عمل مىكردند در نتيجه مرد بىزن و دختر بىشوهر پيدا نمىشد.

ياد دارم در شهر ما فقط چهار نفر مجرّد بودند كه ازدواج نكرده و مايه حيرت مردم شده بودند و اين مردان دو به دو باهم برادر بودند.

مِهر و تشريفات بسيار كم و ساده بود، سعى مىكردند وسايل ابتدائى زندگى را تهيه نمايند و به همان قانع مىشدند و كمتر خلاف اين اتّفاق مىافتاد، براى سكونت يكى از اطاقهاى پدر زن يا پدر شوهر را اختصاص به خود مىدادند تا بعدا خانه مستقل پيدا كنند و اين مشكلات و تشريفات مهريّه كمرشكن امروزه اصلا وجود نداشت.

پدرم مىگفت: وقتى كه مرجع بزرگ آقا سيد عبدالهادى شيرازى ازدواج مىكرد اطاقش با شبهاى گذشته فرقى نداشت و فقط مختصرى جهيزيّه براى زوجه آورده بودند و از اطاقى به اطاق ديگر نقل مكان مىكرد، عروس مانند دختر خودشان در اين خانه پذيرائى مىشد و داماد مثل پسرشان، تحصيلات و خدمت سربازى و موانع ديگر مانع ازدواج نمىشد، در نتيجه جوانان دختر و پسر هيچوقت دچار انحرافات جنسى و كارهاى حرام مانند زنا، لواط، استمناء، و نظير اينها نمىشدند.

لازم است بگويم، آن موقع چند زن داشتن هم بسيار كم بود و مانند سالهاى اوّل اسلام نبود كه ايجاب مىكرد يك مرد چند زن داشته باشد، گمان مىكنم كم شدن تعدد زوجات در اين زمان يكى بدليل بدرفتارى زنهاى قبلى با زنهاى بعدى باشد، و ديگر اينكه افراد اجتماع از اين كار زياد خوششان نمىآيد و اين مسئله سبب كدورت مىگردد و عوامل ديگر نيز مانند ناراحتى اولاد و به هم خوردن وضع خانواده و پيش آمدن طلاق و غيره به اين دو عامل اضافه مىشود.