فهرست

مؤلفات

 فرهنگ اسلامى

صفحه اصلى

  

اداء دين و احترام حقوق مردم

افراد اجتماع برخود واجب مىدانستند كه به حقوق مردم احترام گذاشته و دين و قرض را به صاحبانش برگردانند، در اصول و فروع و عقايد و اخلاق و آداب زندگى كاملا اين اصل رعايت مىشد.

كسى پيدا نمىشد ديگرى را متهم به بىدينى و كفر كند يا كارگران به صاحب كار و برعكس ستم روا دارند، صاحبان زمينهاى زراعتى به كشاورزان ستم نمىكردند، در بين صاحبان زمين و زراعت كنندگان كمتر اشكالى كه به اختلاف بكشد ديده نمىشد، يا اينكه در مورد شخصى بگويند تارك نماز يا روزه است.

در مدّت سال مجالس هفتگى براى وعظ و ارشاد مردم وتولّد و وفات ائمه (ع) و جشن در عيد و غيره داير بود و مردم از اين اجتماعات بهره مىبردند.

يكى از علماء بنام سيد محمد حسين كشميرى مىگفت: در يكى از سالهائى كه در بغداد زندگى مىكردم با تعجّب شنيدم جوانى نماز نمىخواند او را خواستم و گفتم: آيا تو مسلمان نيستى؟

گفت: چرا مسلمانم.

پرسيدم: تو نماز نمىخوانى و آن را ترك كرده اى؟

ساكت شد و سرش را پائين انداخت و چيزى نتوانست بگويد.

پس او را نصيحت كردم كه نماز بخواند و دين خود را كامل كند.

از اين قضيّه و سرگذشت معلوم مىشود كه ترك نماز يك نفر از مسلمانان چگونه موجب حيرت و تعجّب همه مىشد.

شنيده نمىشد كسى مشروبات الكلى بخورد و يا به زنا و قمار بپردازد، زنى بىحجاب نبود و قمار خانه و مشروب فروشى و فاحشه خانه و نظير اين كارها و محلّهاى فساد را كسى سراغ نداشت.

بياد دارم هيچ مردى ريش خود را نمىتراشيد و آلات موسيقى فقط شب عروسى بكار مىرفت كه با دهل و نى و داريه به خانه عروس مىرفتند و اين كار نيزدر بين علماء مورد اختلاف مىباشد كه جايز است يا نه.

يكى از علماء براى من نقل كرد كه به بغداد رفته بودم زن بىحجابى را ديدم كه در خيابان راه مىرفت، دو روز صبح و عصر او را با اين وضع ديدم و از چگونگى حالش جويا شدم گفتند:

زن انگليسى است و در سفارتخانه زندگى مىكند و آمده اينطور گردش كند تا زنان مسلمان را به اين كار تشويق كند و به تبليغ بپردازد اين زن جمعيّتى براى زنان تشكيل داده بود تا به زنان بغداد بىحجابى را ياد بدهد و در اين تجمع و تشكيلات بيشتر زنان يهودى و مسيحى شركت مىكردند.

همينطور مرحوم سيد هبةالدين شهرستانى براى من نقل مىكرد وقتى كه اين زن با بىحجابى به خيابانها رفت و آمد كرد عدّه اى از علما شروع به مبارزه كردند و مجلسى تشكيل دادند، اينان تصوّر نمىكردند كه دولت انگلستان از اين كار زشت پشتيبانى مىكند و به آنها كمك مىنمايد.

اين مجلس تمام شد و يكى از حاضرين چنين گفت: اين مسئله براى مسلمانان چيز بىاهميّتى است و دوام نخواهد داشت و به تدريج از بين خواهد رفت.

و اين شعر را بعنوان مثال آورد:

(سحابة صيف عن قريب تقشعت).

اين ابر تابستانى است كه به زودى از بين مىرود.

بعد مرحوم سيّد فرمودند: وقتى بىحجابى در بغداد راه پيدا كرد علماء باز جلسه اى براى مبارزه تشكيل دادند همان شخص كه قبلا شعرى را مثال زده بود مثل ديگرى زد و گفت:

(اتسع الخرق على الراقع).

پاره هاى لباس را گشاده تر كرديد.

در هر صورت مبارزه را ادامه دادند و از پاى ننشستند تا نگذارند بىحجابى معمول گردد امّا با سلطه استعمار و دراثر حكومت سلاطين خائن كار به جائى كشيد كه بانوان باحجاب را مورد تهمت قرار دادند، زشتيها جاى خوبيها را گرفت و خوبيها زشت به حساب آمد، معروف و منكر تغيير جا دادند همانطورى كه پيغمبر اسلام (ص) خبر داده بود. متأسفانه در زمان جمهورى نيز وضع عراق بدتر از سابق شده است.