| مؤلفات |
|
آموزش و پرورش |
|
در گذشته وسيله با سواد شدن و آموزش و پرورش بطور سهل و ساده در اختيار همه طبقات مردم بود. آموزش و پرورش فقط به باسواد شدن يعنى ياد گرفتن، خواندن و نوشتن ختم نمىشود، بلكه فرهنگ هر قومى كه تمدّن جزئى از آن است شامل: اخلاق، مذهب، عقيده، تاريخ، زبان، تجربيّات و صنايع و ساير دست آوردهاى انسانى نيز مىشود. آموزشگاه هاى مقدّماتى عبارت از مكتب بود كه يك نفر باسواد به نام شيخ يا ملا آن را اداره مىكرد و همه چيز به دانش آموزان ياد مىداد و در شهرها و روستاها نيز وجود داشت. مثلا: مدرسه شيخ على اكبر نائينى، در صحن حضرت امام حسين عليه السلام و شيخ عبدالكريم در صحن حضرت عباس (ع) مكتبهاى مهمّ كربلا بود، معلم يا اداره كننده و مدرّس مكتب ماهيانه بيست فلس از هر دانش آموز مىگرفت و گاهى هم از آنانكه بىبضاعت بودند كمتر و يا اصلاً چيزى نمىگرفتند و قربة الى الله بدون مواجب درس مىگفتند و علم قرآن و اخلاق و خواندن و نوشتن و آداب ياد مىدادند. وسايل و اثاثيه مدارس بسيار مختصر و ساده بود. بر زمين حصير و امثال آن مىانداختند و دانش آموزان در نهايت درجه به استاد خود احترام مىگذاشتند و به او اعتماد و اطمينان داشتند و در نماز به او اقتدا مىكردند، همه طبقات در نهايت سادگى با قناعت زندگى كرده، بىاندازه فروتن و متواضع بوده و به هم فخر نمىفروختند هركس در شغل خود احترام داشت و بين افراد و طبقات امتيازى وجود نداشت بنّا و معمار و مهندس و پزشك همه از مردم بودند و براى شغل خود به مردم افتخار نمىكردند. در پيشرفت فرهنگ و معلوماتِ اجتماع مساجد، صحن هاى مقدّسه، مدارس علميّه،منبرها و موعظه وعاظ و مجالسى كه در منزل علماء برقرار مىشد مؤثر بودند و جامعه هاى فرهنگى بحساب مىآمدند. همانطورى كه حضرت ختمى مرتبت (ص) فرموده است: (طلب العلم فريضة على كل مسلم و مسلمه). فراگيرى دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است. همه مسلمانان به اين فرمايش پر معنى و سودمند عقيده داشتند و دنبال كسب دانش مىرفتند. بعضى از علماء فتوى داده اند: دختر يا پسر پيش از فراگرفتن اصول دين خود با دليل و برهان نبايد ازدواج كنند و حق ازدواج ندارند مگر اينكه اين اصول را ولو اينكه دلايل و براهين آنها ساده و مختصر باشد فراگيرند. در نجف اشرف و كربلاء مقدّسه و كاظمين و سامرا حوزه هاى مهم علميّه داير بود و در سطح بالاى فرهنگ به دانش آموزان كمك مىنمودند مثلا در نجف اشرف حدود پنج هزار نفر و در كربلا هزار نفر در سطح بالاى علمى مشغول تحصيل بودند و هركدام خودشان ضمن درس خواندن مدرّس بودند و به عده اى در سطح پايين تر درس مى دادند و مجالس بحث و درس داير مىكردند. مراجع بزرگ آن زمان حاج سيد ابوالحسن اصفهانى در نجف اشرف و حاج سيد حسين قمى در كربلاء مقدسه طالبين علم را به درس خواندن و درس دادن و منبر رفتن و تاليف كتاب تشويق مىفرمودند. به ياد دارم مرحوم آقا ميرزا على شيرازى فرزند مرحوم شيرازى بزرگ به هركس كه الفيه ابن مالك را خوب حفظ مىكرد يك ليره عثمانى جايزه مىداد. اغلب علماء مطالبى را از كتابهاى مختلف حفظ مىكردند، مثلا پدرم مرحوم ميرزا مهدى شيرازى علاوه بر اينكه تمام قرآن را حفظ بود هر روز يك جزء قرآن را از حفظ مىخواند و با كمال دقت به معنى آن توجه داشت. و تقريبا هشت هزار بيت شعر از اشعار: الفيه ابن مالك، نجم ثاقب در امامت كه سيد محمد باقر طباطبائى حجّت تاليف كرده و ساير شعرهاى مهم را حفظ بود. و نيز كتابهائى امثال تهذيب در منطق را از حفظ بود. با تقوا و معروف مردم را با بيانات شيواى خود به ديندارى ترغيب مىنمودند و آنان را به سوى صفا و وحدت و خدمت به جامعه و اسلام دعوت مىكردند، به بالا رفتن سطح معلومات عمومى كمك مىنمودند. كه از معروفترين وعاظ آن زمان مرحوم شيخ محمد على خراسانى در نجف اشرف و مرحوم سيد حسن استرآبادى در كربلاء مقدّسه بودند. به همين مناسبت در جامعه صفا، صميميّت و برادرى، فضيلت و تقوى، اسلام و سلام كاملا برقرار بود. |