| مؤلفات |
|
تفصيل اعمال حجّ تمتّع |
|
مسأله: اعمال واجب حجّ تمتّع سيزده چيز مى باشد، و چنين نيّت مى كند: حجّ تمتّع بجا مى آورم قربةً الى الله تعالى. |
|
1 ـ احرام |
|
مسأله: اوّلين واجب از اعمال حج تمتّع: احرام است، و اين احرام با احرام عمره تمتّع از نظر كيفيّت، شرايط، واجبات و محرمات بيست و پنجگانه يكى است، تنها در دو مورد اختلاف دارد: 1 ـ در نيّت فرق مى كند بطورى كه در احرام عمره قصد مى كرد: (محرم مى شود به احرام عمره تمتّع قربة الى الله تعالى) و در احرام حج قصد مى كند (محرم مى شوم به احرام حج تمتّع قربة الى الله تعالى). 2 ـ در ميقات فرق مى كند، و ميقات عمره تمتّع قبلاً بيان شد، و امّا ميقات احرام حج تمتّع شهر مكّه مكرّمه است و از هرجاى شهر كه باشد اشكالى ندارد، و بين مكه قديم و جديد فرقى نيست، البتّه بهتر است در مسجد الحرام احرام ببندد، بلكه احرام نزد مقام ابراهيم (ع) و يا در حجر اسماعيل (ع) افضل است. مسأله: بهترين اوقات براى احرام حج: روز ترويه است (هشتم ذى الحجّه) و اگر روز هشتم محرم نشد لازم است روز نهم احرام بپوشد و به عرفات برود. مسأله: اگر نتواند از مكّه مكرّمه احرام ببندد از هر جا كه ممكن است ـ حتى از خود عرفات ـ محرم شود. مسأله: اگر عالماً و عامداً از غير مكه معظّمه براى حج محرم شد احرامش باطل است و بايد به مكّه برگردد و تجديد احرام نمايد، و اگر بر نگشت و تجديد احرام نكرد حجّش باطل است. مسأله: اگر از روى جهل و يا فراموشى از غير مكّه مكرّمه محرم شد بايد به مكّه برگردد و احرام را تجديد نمايد و اگر امكان برگشت نبود واجب است در هرجا كه هست احرام را تجديد نمايد و حجّش صحيح خواهد بود. مسأله: اگر به كلّى احرام را فراموش كند تا اينكه كليه اعمال حج را انجام داد حجش صحيح است. |
|
2 ـ وقوف در عرفات |
|
مسأله: دوّم از واجبات حج تمتّع: وقوف (يعنى بودن) در سرزمين عرفات است با قصد قربت، و چنين نيّت مى كند: در سرزمين عرفات از اذان ظهر تا غروب آفتاب وقوف مى كنم براى حج تمتّع قربةً الى الله. مسأله: حدود عرفات به وسيله علامتهاى موجود تعيين شده است و وقوف خارج از آن كافى نيست. مسأله: وقت وقوف در عرفات از اوّل اذان ظهر روز نهم ذى الحجّه است تا غروب آفتاب، و اين وقوف فى الجمله از اركان حج است كه ترك عمدى تمام آن موجب بطلان حج مى شود ولى اگر مقدارى از اين وقت را عمداً ترك نمايد معصيت كرده اما حج باطل نيست، و در غير عمدش معصيت نيز نيست. مسأله: اگر كسى از روى فراموشى وقوف به عرفات را به كلّى ترك كرد تا وقت وقوف تمام شد حجّش صحيح است و به وقوف مشعر اكتفا مى شود، و اگر تا وقت باقى است يادش آمد بايد فوراً به عرفات برود و وقوف را انجام دهد چه آن وقت باقيمانده از وقت وقوف اختيارى عرفه باشد (كه از اوّل اذان ظهر است تا غروب آفتاب) يا وقت اضطرارى آن (كه از اوّل غروب آفتاب روز عرفه است تا اذان صبح عيد قربان) و در اين صورت به هر اندازه كه وقوف كند حتّى ربع ساعت يا كمتر كافى است و بودن تمام شب لازم نيست. مسأله: اگر از روى فراموشى قبل از غروب آفتاب از عرفات خارج شد چنانچه تا وقت باقى است متوجه شود بايد به عرفات برگردد، و اگر متوجه نشد چيزى بر او نيست و حجش صحيح است. مسأله: اگر قاضى عامّه به ثبوت هلال حكم نمود و نزد شيعه ثابت نشد در موارد تقيّه دو صورت دارد: 1 ـ شيعه علم به خلاف ندارد، دراين صورت تبعيّت از قاضى عامّه نمايد و وقوف عرفه و مشعر طبق فتواى آنها مانعى ندارد و حج صحيح است. 2 ـ شيعه علم به خلاف داشته باشد (مثلاً يقين دارد يا بيّنه شرعيّه اقامه شده كه عرفه دوشنبه است و قاضى عامّه يكشنبه را عرفه قرار داده) اگر احتياط حرجى باشد و با مشكل زياد مواجه گرد بعيد نيست بگوئيم وقوف بر طبق فتواى قاضى مجزى است و حج صحيح است ولى سزاوار است احتياط ترك نشود، و در اين صورت انجام دادن اعمال منى در روز عيد حقيقى حرجى نيست و بايد در مثال مزبور اعمال منى را روز سه شنبه انجام دهد. |
|
3 ـ وقوف در مشعر الحرام |
|
مسأله: سوّم از واجبات حجّ تمتّع: وقوف (يعنى بودن) در مزدلفه (مشعرالحرام) است قربة الى الله تعالى. مسأله: واجب است بعد از آن كه محرم شب عيد از عرفات خارج مى شود به مشعرالحرام برود، و احوط اين است كه شب را در مشعر باشد، و هنگامى كه فجر طلوع كرد چنين نيّت مى كند: در سرزمين مشعرالحرام وقوف مى كنم از اذان صبح تا طلوع آفتاب براى حجّ تمتّع قربةً الى الله تعالى. مسأله: حدود مشعر (مزدلفة) كه به وسيله علامتهاى موجود تعيين شده است معتبر و وقوف خارج از مشعر مجزى نيست، و وقوف در مشعر از واجبات اساسى حج است اگر كسى عمداً آن را ترك نمايد حجّش باطل است. مسأله: وقوف در مشعر دو قسم است: 1 ـ وقوف اختيارى كه از اوّل اذان صبح روز عيد قربان است تا اوّل طلوع آفتاب، و مقدار ركن، وقوف در اين فاصله است هرچند كم باشد و اگر كسى پس از گذشتن چند دقيقه از اذان صبح عمداً از مشعر خارج شد و تا طلوع آفتاب نماند معصيت كرده امّا حجش صحيح است. 2 ـ وقوف اضطرارى مشعر دو وقت است: يكى از اوّل اذان مغرب شب عيد تا اذان صبح، و ديگرى از اوّل طلوع آفتاب روز عيد قربان تا ظهر همان روز. مسأله: براى مردان در صورت اختيار وقوف اختيارى واجب است، امّا زنان و كودكان و بيماران و كسانى كه از دشمن ترس دارند و اشخاص ضعيف كه در شلوغى اذيت مى شوند، مانند پيرمردان جايز است به همان وقوف اضطرارى اول (مقدارى از شب عيد، از اذان مغرب به بعد) اكتفا نمايند و حج آنها صحيح است و كفّاره نيز ندارد، و افرادى كه لازم است همراه اين جمع باشند حكم همين جمع را دارند، يعنى به همان وقوف اضطرارى اكتفا مى كنند و كفّاره ندارند. مسأله: كسانى كه جاهل به حكم يا موضوع بوده و يا ناسى و مضطرّ باشند به همان وقوف اضطرارى اكتفا نموده و كفّاره نيز ندارند. مسأله: اگر وقوف اختيارى (مابين اذان صبح روز عيد تا طلوع آفتاب) و اضطرارى اوّل (از اذان مغرب تا اذان صبح شب عيد) را درك نكرد لازم است وقوف اضطرارى دوّم را (كه مقدارى از اوّل آفتاب صبح عيد است تا ظهر) انجام دهد. مسأله: درك وقوفين چند قسم است: 1 ـ تنها وقوف اختيارى عرفه را درك كند و از وقوف به مشعر معذور باشد (به جهت اضطرار يا ساير عذرها) در اين صورت حج صحيح است. 2 ـ تنها وقوف اضطرارى عرفات را درك كرده باشد (مقدارى از شب عيد) حج او صحيح نيست. 3 ـ تنها وقوف اختيارى مشعر را درك كرده باشد و عمداً وقوف عرفات را ترك نكرده باشد بلكه به جهت عذرى ترك شده، حج صحيح است اما اگر عمداً وقوف به عرفات را ترك كرده باشد حج صحيح نيست. 4 ـ تنها وقوف اضطرارى مشعر را درك نمايد، اگر وقوف عرفات را عمداً ترك نكرده باشد حج صحيح است و اگر عمداً وقوف عرفات را ترك كرده باشد حج صحيح نيست. 5 ـ هر دو وقوف اختيارى عرفات و مشعر را درك كند، حج صحيح است. 6 ـ اختيارى عرفه و اضطرارى مشعر را درك نمايد، حج صحيح است. 7 ـ اضطرارى عرفه و اضطرارى مشعر را درك نمايد، حج صحيح است. 8 ـ اضطرارى عرفه و اختيارى مشعر را درك نمايد، حج صحيح است. 9 ـ هيچ يك از دو وقوف را درك نكند نه اختيارى و نه اضطرارى آن را، حج باطل است، از روى علم باشد يا جهل، معذور باشد يا نباشد. مسأله: چنانچه محرم به احرام حج شد ولى حج از او فوت شد مانند اينكه هيچيك از وقوفين اختيارى و اضطرارى را درك نكرد، بايد اعمال عمره مفرد را انجام دهد يعنى از نيّت احرام حج به احرام عمره مفرده عدول نمايد و اعمال آن را انجام دهد و محلّ شود و بقيّه مناسك مثل اعمال منى و مكّه از او ساقط است. مسأله: يكى از مستحبّات وقوف در مشعر، جمع آورى مقدارى سنگ ريزه است براى رمى جمرات در منى و جايز است بيشتر از آنچه رمى مى نمايد بردارد كه اگر تعدادى خطا كرد از زيادى استفاده نمايد گرچه اگر كم برداشت يا كم آورد مى تواند از ريگهاى منى يا وادى محسّر استفاده كند. |
|
4 ـ رمى جمره عقبه |
|
مسأله: چهارم از واجبات حج تمتّع: رمى جمره عقبه است، و سه جمره در منى موجود است كه آخرين آنها به طرف مكّه مكرّمه به نام جمره عقبه مى باشد. مسأله: واجب است انسان بعد از طلوع آفتاب روز عيد از مشعر به منى برود تا اعمال مخصوص منى را انجام دهد كه اوّل آنها رمى مى باشد. مسأله: واجبات رمى چند چيز است: 1 ـ نيّت با قصد قربت به اين صورت: رمى مى كنم جمره عقبه را به هفت سنگ ريزه براى حجّ تمتّع قربةً الى الله تعالى. 2 ـ بايد هفت سنگ ريزه رمى كند، نه زيادتر و نه كمتر، امّا اگر احتياطاً چند سنگ ريزه اضافه بزند اشكالى ندارد. 3 ـ بايد سنگ ريزه ها به جمره برسد (بخورد) و اگر در بين راه به چيز ديگرى بخورد اشكال ندارد. 4 ـ بايد سنگ ريزه ها را پرتاب كند و گذاشتن سنگ ريزه بر جمره كافى نيست. 5 ـ زدن ريگها يكى پس از ديگرى باشد، يعنى در هفت نوبت پرتاب شود نه اينكه همه را باهم بزند. 6 ـ رمى در روز باشد يعنى از اوّل طلوع آفتاب تا غروب، مگر كسانى كه شبانه از وقوف اضطرارى مشعر استفاده كرده و وارد منى شده اند مانند زنها كه مى توانند شب رمى نمايند. مسأله: هرگاه شك كند كه سنگ ريزه ها به جمره رسيده يا نه، بنا به نرسيدن بگذارد و سنگ ديگرى بزند مگر آنكه شك وى وقتى باشد كه شب داخل شده و يا مشغول انجام واجب ديگرى مانند قربانى شده باشد كه در اين دو صورت به شك اعتنا نكند، بلكه اقوى عدم اعتناء به شك است اگر شك بعد از اتمام رمى حاصل شد چه شك در عدد باشد يا در يكى از واجبات رمى شك كند. مسأله: لازم است اين ريگها بكر باشند يعنى با آنها قبلا رمى جمره نشده باشد، و بايد متوسّط باشد نه خيلى ريز و نه خيلى درشت مثلاً به اندازه يك بند انگشت، و جنس آن بايد سنگ باشد پس كلوخ و چوب و خزف و امثالش كفايت نمى كند، و لازم نيست سنگ ريزه ها پاك باشند، امّا بايد سنگ ريزه ها از محدوده حرم برداشته شود. مسأله: لازم نيست كه سنگ ريزه ها را بطور متوالى رمى كند، بلكه جايز است دراثناى رمى كمى استراحت نمايد، امّا اگر فاصله زياد شد اعاده كند. مسأله: رمى جمرات از طبقه فوقانى حتّى در غير حال اضطرار جايز است. |
|
5 ـ قربانى |
|
مسأله: پنجم از واجبات حج تمتّع: قربانى در منى است در روز عيد قربان. مسأله: واجبات قربانى عبارتند از: 1 ـ نيّت كند. 2 ـ از انعام ثلاثه باشد (شتر يا گاو يا گوسفند). 3 ـ داراى سنّ خاصّى باشد. 4 ـ تامّ الخلقه باشد. 5 ـ در روز عيد يا ايّام تشريق باشد. 6 ـ در منى باشد. 7 ـ ترتيب را رعايت كند. 8 ـ قربانى را از محدوده حرم خارج نكند. مسأله: بايد خود حاجى با قصد قربت نيّت كند، مثلاً بگويد: قربانى مى كنم از براى حج تمتع قربة الى الله تعالى، و اگر قصّاب قربانى را مى كشد، هر دو نيّت كنند، و چنانچه فقط حاجى نيّت كرد كافى است. مسأله: يك قربانى تنها براى يك نفر كافى مى باشد و براى دو نفر يا بيشتر كافى نيست مگر در حج مستحبى. مسأله: قربانى بايد از جنس شتر يا گاو و يا گوسفند باشد. مسأله: شتر قربانى بايد على الأحوط الأولى پنج سالش تمام شده و داخل سال ششم شده باشد، و گاو و بز دو سالش تمام شده و داخل سال سوم شده باشد، و گوسفند يك سالش تمام شده باشد، گرچه در گوسفند هفت ماهه كفايت مى كند. مسأله: قربانى بايستى از جميع اعضاء سالم باشد، بنا بر اين قربانى كور و شل بيّن و گوش بريده و شاخ داخلى شكسته و اخته كرده و دندان شكسته و امثالش و همچنين حيوان بسيار لاغر كفايت نمى كند. مسأله: بعضى از گوسفندها كه خلقةً دنبه ندارند اشكالى ندارد و اگر به حسب خلقت بايد دنبه داشته باشد امّا به جهتى از جهات ندارد كافى نيست. و اگر تخم حيوان را كوبيده باشند يا رگ او ماليده شده باشد اشكالى ندارد، و همچنين اگر شاخ خارجى او شكسته باشد كافى است، و اگر خود دندان افتاده باشد اشكالى ندارد، و مكروه است كه گوشش سوراخ يا شكافته و يا پيچيده شده باشد. مسأله: شرايطى كه براى قربانى ذكر شد در صورتى است كه مقدور باشد امّا اگر قربانى كامل پيدا نشود و به قربانى ناقص دسترسى دارد بايد همان ناقص را قربانى كند. مسأله: اگر قربانى ناقص نيز مقدور نبود چنانچه خود حاجى تا آخر ذى الحجّه در مكه مكرّمه مى ماند و مى تواند قربانى تهيّه كند بايد آن را تهيّه نموده و قربانى كند، و اگر نمى ماند و مى تواند به شخص امينى پول بدهد تا برايش قربانى كند اين كار را انجام دهد، و اگر اين نيز ممكن نشد عوض قربانى بايد ده روز روزه بگيرد. مسأله: ده روز روزه عوض قربانى بايد سه روزش در حج و هفت روزش در وطن باشد، و سه روز در حج بايد در ماه ذى الحجّه باشد همراه با شرايط زير: 1 ـ سه روز متّصل يا در حكم اتّصال باشد. 2 ـ در ايّام تشريق (دهم و يازدهم و دوازدهم) نباشد مگر اينكه روز دوازدهم و سيزدهم در منى نباشد كه در اين صورت جايز است و مى تواند روزه بگيرد. مسأله: مى تواند روزه را تا آخر ذى الحجّه تأخير بيندازد مگر اينكه دو روز عرفه و ترويه را روزه گرفته باشد كه بايد بلافاصله پس از بازگشت از منى روز سوّم را روزه بگيرد و تأخير نيندازد، و واجب است اين سه روز را در منى يا مكّه روزه شود، و چنانچه عذرى داشت در بين راه و اگر از آن نيز معذور بود در وطن انجام دهد، و چنانچه بدون عذر در منى و مكّه و سفر روزه نگرفت معصيت كرده ولى روزه اش در وطن صحيح خواهد بود. مسأله: اگر از قربانى و بدلش (روزه) معذور بود چيزى بر او نخواهد بود. مسأله: اگر سه روز روزه گرفت سپس قربانى پيدا شد كشتن آن بر او واجب نيست، گرچه بهتر است. مسأله: هرگاه قربانى را به خيال اينكه لاغر نيست خريد و بعد از ذبح معلوم شد لاغر بوده، يا به اعتقاد اينكه لاغر است خريد بعد از ذبح معلوم شد لاغر نبوده، يا موقع خريد لاغر نبود ولى موقع ذبح لاغر شد در هر سه صورت كافى است، امّا اگر پيش از ذبح معلوم شود لاغر بوده كافى نيست على الأحوط. مسأله: چنانچه به اعتقاد كامل بودن خريد و معلوم شد ناقص است اگر پولش را پرداخته كافى است و اگر پولش را نپرداخته لازم است ـ على الاحوط ـ تبديل نمايد و اگر با اعتقاد به ناقص بودن خريد و بعد معلوم شد كامل است كافى است حتى اگر بعد از ذبح معلوم شود در صورتى كه قصد قربت شده باشد. مسأله: احتياط مستحب آن است كه گوشت قربانى را به سه قسمت تقسيم كند: از يك سوّم آن خود و عيالش بخورند و يك ثلث به فقير بدهد و يك سوّم آن را به ديگران هديه بدهد، بلى جايز نيست همه آن را خود و عائله اش بخورند اگر آنها فقير نباشند يا واجب النفقه وى باشند، و جايز نيست همه قربانى را به غير فقير بدهد اگر فقيرى باشد و بتواند به او برساند. مسأله: لازم نيست خود انسان شخصاً كشتن قربانى را انجام دهد، بلكه مى تواند نايب بگيرد در اين صورت بايد صاحب قربانى نيّت نمايد و نايب لازم نيست نيّت كند گرچه احوط است. مسأله: واجب است قربانى را در روز عيد يا در طول ايّام تشريق (دهم، يازدهم و دوازدهم ذى الحجّه) بكشد و تأخير آن جايز نيست، امّا اگر با عذر يا بدون عذر تأخير انداخت تا آخر ذى الحجّه مى تواند قربانى كند و او را كفايت مى نمايد. مسأله: واجب است قربانى را در منى بكشد و در غير منى كافى نيست، امّا كشتارگاههايى كه جديداً احداث شده و گفته مى شود بيرون از حدود منى است، به جهت اضطرار و عسر و حرج و مانند آن، قربانى در آنها كفايت مى كند. مسأله: واجب نيست قربانى بعد از رمى و قبل از حلق يا تقصير باشد، و اگر از روى عمد يا فراموشى يا نادانى بر خلاف ترتيب ياد شده عمل كند اشكالى ندارد. مسأله: نبايد چيزى از قربانى را از محدوده حرم خارج كند مگر اينكه در منى و محدوده حرم مورد مصرف نباشد. |
|
6 ـ حلق يا تقصير |
|
مسأله: ششم از واجبات حج تمتّع: حلق يا تقصير است. مسأله: بر مردان واجب است پس از قربانى، حلق (تراشيدن تمام سر) يا تقصير نمايند (كم كردن مقدارى از ناخن يا موى سر يا صورت) و بين حلق يا تقصير مخيّر مى باشند، گرچه افضل حلق است مخصوصاً براى صروره يعنى: كسى كه براى اولين بار به مكه مكرّمه مشرّف شده است، خواه براى خود حج كند يا نايب باشد، بلكه حلق احوط است، و پسر بچه ها در حكم مردها مى باشند، امّا تراشيدن سر بر زنان و دختران حرام است ـ على الأحوط ـ و بايد آنها تقصير نمايند. مسأله: واجبات حلق يا تقصير سه چيز است: 1 ـ نيّت كند. 2 ـ در منى باشد. 3 ـ ترتيب رعايت شود، على الاحوط. مسأله: واجب است هريك از حلق يا تقصير با نيّت قربةً الى الله انجام شود و اين را بايد شخص حاجى نيت كند نه كسى كه سر را مى تراشد، مثلاً مى گويد: حلق يا تقصير مى كنم براى حجّ تمتّع قربةً الى الله تعالى. مسأله: بايد حلق يا تقصير در روز انجام شود و جايز است تأخير آن تا آخرين روز از ايّام تشريق، امّا مضطرّ مى تواند در شب انجام دهد. مسأله: هرگاه حلق يا تقصير را انجام نداده و از منى بيرون رود (چه عمداً بيرون رود يا از روى فراموشى و يا نادانى و يا اضطرار) واجب است به منى بر گردد و حلق يا تقصير را انجام دهد حتّى اگر بعد از ماه ذى الحجّه باشد، و چنانچه امكان برگشت به منى را نداشت هرجا كه هست حلق يا تقصير نمايد، و واجب نيست موى سر را به منى بفرستد گرچه مستحب است. مسأله: چنانچه در غير منى حلق يا تقصير را انجام داد بعداً متوجّه شد كه مى بايست در منى انجام دهد بايد برگردد و در منى انجام دهد و چنانچه امكان برگشت نداشت هرجا كه هست حلق يا تقصير را اعاده نمايد و حلق يا تقصير در مسأله قبلى و اين مسأله بايد فوراً انجام شود. مسأله: ترتيب بين اعمال منى واجب نيست، گرچه احوط است يعنى: اوّل رمى جمره عقبه و بعد قربانى و بعدش حلق يا تقصير. مسأله: رمى جمره عقبه بايد در روز عيد (دهم ذى الحجّه) باشد، ولى قربانى و حلق يا تقصير را مى تواند تا آخر ايّام تشريق تأخير بيندازد. مسأله: لازم نيست حلق را با تيغ انجام دهد، بلكه با ماشينهاى اصلاح (شماره صفر) نيز كفايت مى كند. مسأله: اقوى اين است كه پس از حلق يا تقصير تمام محرّمات احرام حلال مى شود غير از استعمال بوى خوش و استفاده از زن كه بعد از طواف نساء حلال خواهد شد، بلى مكروه است براى مردان پوشيدن لباس دوخته و پوشاندن سر تا بعد از سعى. مسأله: در مواردى كه به جاى قربانى بخواهد روزه بگيرد، با حلق يا تقصير حلّيت از محرّمات حاصل مى شود حتّى اگر هنوز سه روز روزه را نگرفته باشد. و همچنين اگر وظيفه اش اين بود كه پول قربانى را در نزد شخص امينى بگذارد و گذاشت گرچه هنوز آن شخص قربانى را تهيّه نكرده و ذبح ننموده است با حلق يا تقصير محرّمات احرام حلال خواهد شد. |
|
7 ـ طواف زيارت |
|
مسأله: هفتم از واجبات حج تمتّع: طواف حج تمتّع است كه طواف زيارت نام دارد، و اين طواف مانند طواف عمره تمتّع است در كليه واجبات و شرايط آن، مگر در نيّت، كه چنين قصد مى كند: طواف زيارت بجا مى آورم براى حجّ تمتّع قربةً الى الله تعالى. |
|
8 ـ دو ركعت نماز طواف |
|
مسأله: هشتم از واجبات حج تمتّع: دو ركعت نماز طواف حج تمتّع است نزد مقام ابراهيم (ع) يا پشت آن، و اين نماز با نماز طواف عمره تمتّع فرقى ندارد مگر در نيّت، كه چنين نيّت مى كند: دو ركعت نماز طواف حج تمتّع بجا مى آورم قربة الى الله تعالى. |
|
9 ـ سعى بين صفا و مروه |
|
مسأله: نهم از واجبات حج تمتّع: سعى بين صفا و مروه است. و كيفيّت و شرايط آن مانند كيفيّت سعى در عمره تمتع است، و تنها در نيت تفاوت دارد، و چنين قصد مى كند: سعى بين صفا و مروه انجام مى دهم براى حج تمتّع قربةً الى الله تعالى. مسأله: بعد از اين سعى تقصير نيست، بر خلاف سعى در عمره. مسأله: بهتر اين است كه همان روز عيد پس از انجام رمى جمره عقبه و قربانى و حلق يا تقصير حاجى به مكّه معظّمه برود و اعمال مكه (طواف، نماز طواف و سعى) را انجام دهد گرچه تا روز سوّم تأخيرش جايز است بدون كراهت، و تأخيرش تا آخر ذى الحجّه جايز است با كراهت. مسأله: تقديم طواف حج و نماز طواف و سعى و همچنين طواف نساء و نمازش بر وقوفين در حال اختيار جايز نيست ولى براى افراد معذور اشكالى ندارد، مانند زنى كه از حيض و نفاس ترس داشته باشد، و همچنين بيمار و پير مرد و پير زنى كه براثر ازدحام انجام اين اعمال بعد از منى بر آنها مشقت داشته باشد، و همينطور شخص مضطر مى تواند آنها را تقديم كند و پس از انجام اعمال منى و بيتوته آن مناسكش تمام و حجّش صحيح است انشاء الله. مسأله: با انجام طواف حج و نماز طواف و سعى، استعمال بوى خوش نيز حلال مى شود. |
|
10 ـ طواف نساء 11 ـ نماز طواف نساء |
|
مسأله: دهم و يازدهم از واجبات حجّ تمتّع: طواف نساء و نماز طواف نساء است. مسأله: كيفيّت و شرايط اين دو مانند كيفيّت و شرايط طواف عمره تمتّع و نمازش مى باشد فقط در نيّت فرق است، كه در اينجا چنين قصد مى نمايد: طواف نساء بجا مى آورم براى حج تمتّع قربةً الى الله تعالى، و نماز طواف نساء بجا مى آورم براى حج تمتّع قربةً الى الله تعالى. مسأله: با انجام طواف نساء و نماز آن زن نيز حلال مى شود و اين طواف با نمازش بر زن و مرد، كوچك و بزرگ، واجب است. |
|
12 ـ بيتوته در منى |
|
مسأله: دوازدهم از واجبات حج تمتّع: بيتوته در منى است، يعنى: شب در منى بماند، و فرقى نمى كند كه در اين مدّت خواب باشد يا بيدار. مسأله: ماندن شب يازدهم و دوازدهم ذى الحجّة (و در بعضى موارد نيز شب سيزدهم) در منى واجب است و لازم است به قصد قربة الى الله بماند، و چنين نيّت مى كند: امشب در منى بيتوته مى كنم براى حج تمتّع قربةً الى الله تعالى. مسأله: در سه مورد ماندن شب سيزدهم نيز واجب مى شود: 1 ـ اگر در حال احرام شكار كرده باشد. 2 ـ چنانچه در حال احرام با زن نزديكى كرده باشد. 3 ـ اگر تا غروب آفتاب روز دوازدهم از منى خارج نشده باشد. مسأله: براى بيتوته در منى نيمى از شب كفايت مى كند، چه نيمه اوّل شب باشد (از اوّل اذان مغرب تا نصف شب) يا نيمه آخر شب (از نصف شب تا اذان صبح) و مقصود از نصف شب: نيمه از اوّل اذان مغرب تا اذان صبح است، گرچه احوط مراعات نيمه تا طلوع آفتاب است براى كسى كه نيمه اوّل شب را در منى بيتوته مى كند، و هرگاه عمداً بيتوته در منى را ترك نمايد كفّاره اش براى هر شب يك گوسفند است. مسأله: اگر در منى نماند در چهار مورد معصيت نكرده و كفّاره نيز ندارد: 1 ـ كسى كه از مكّه معظّمه به قصد منى بيرون آمده و در بين راه به خواب رود. 2 ـ كسى كه شب را در مكّه بماند و حال آنكه نصف شب را به عبادت مشغول بوده است. 3 ـ اگر در منى جا نباشد يا عذرى مانع آن شود مانند بيمارى، يا ترس بر جان يا عرض يا مال خود داشته باشد. 4 ـ كسى كه جاهل به حكم يا موضوع بوده، يا فراموش كرده، يا غافل بوده و يا عذر ديگرى داشته باشد. مسأله: چنانچه تا غروب آفتاب روز دوازدهم در منى ماند واجب است نيمى از شب سيزدهم را در منى بماند، و هرسه جمره را در روز سيزدهم رمى كند، و چنانچه عمداً نماند معصيت كرده و كفّاره اش يك گوسفند است. مسأله: براى شخص صروره ـ يعنى كسى كه اوّلين بار به حج مشرّف مى شود ـ مستحب است كه شب سيزدهم را نيز در منى بماند و روز سيزدهم رمى كند، و همچنين كسى كه مرتكب بعضى از محرّمات احرام شده باشد، بلكه براى عموم حجّاج بهتر است. مسأله: حاجى مىتواند به جاى بيتوته در منى، نيمى از شب را در شهر مكه مكرمه به عبادت مشغول شود مثلاً نماز يا قرآن يا دعا بخواند. |
|
13 ـ رمى جمرات |
|
مسأله: سيزدهم از واجبات حج تمتّع: رمى (زدن سنگ ريزه) به جمرات سه گانه است (صغرى و وسطى و عقبه) در روز يازدهم و دوازدهم (و چنانچه ماندن شب سيزدهم در منى واجب بود روز سيزدهم نيز بايد جمرات سه گانه را رمى نمايد) به قصد قربة الى الله تعالى، و چنين نيّت مى كند: رمى مى كنم اين جمره را با هفت سنگ ريزه براى حج تمتع قربة الى الله تعالى. مسأله: وقت رمى جمرات از اوّل طلوع آفتاب است تا غروب آفتاب و رعايت ترتيب لازم است، يعنى: اوّل هفت سنگ ريزه به جمره صغرى. سپس هفت سنگ ريزه به جمره وسطى. سپس هفت سنگ ريزه به جمره عقبه مى زند. كه مجموعاً بيست و يك سنگ ريزه در هر روز مى شود. مسأله: افرادى كه از رمى در روز معذورند مانند زنان و كودكان و بيماران و كسانى كه از شلوغى يا از دشمن ترس دارند مى توانند شب رمى نمايند. مسأله: شخص مختار واجب است شخصاً رمى را انجام دهد و تا زمانى كه مضطّر نباشد نمى تواند نايب بگيرد و واجباتى را كه در رمى جمره عقبه در روز عيد ذكر شد اينجا نيز بايد رعايت كند. مسأله: موالات و پى در پى بودن در رمى هفت سنگريزه شرط نيست، بلى در فاصله زياد بايد اعاده كند، اما استراحت مختصر در بين آنها مانعى ندارد، و بين جمره صغرى و وسطى و عقبه فاصله زياد اشكال ندارد و مى تواند اوّلى را اوّل صبح و دوّمى را ظهر و سوّمى را نزديك غروب انجام دهد. مسأله: اگر رمى سه جمره را عمداً ترك نمود معصيت كرده ولى حج او باطل نيست و كفّاره ندارد و موجب باقى ماندن هيچ يك از محرّمات احرام نمى شود، و اگر جهلاً يا از روى فراموشى و اضطرار يا عذر ديگرى بود معصيت نكرده وكفّاره ندارد ولى در تمام اقسام بايد آن را قضا كند. مسأله: اگر رمى جمرات را فراموش كند و به مكه مكرّمه برود بايد به منى برگردد و آن را قضا نمايد، و چنانچه به ياد نياورد تا اينكه به شهر خود بازگشت بايد سال بعد خودش يا نايبش آن را قضا كند. |