صفحه اصلى

تأليفات

خاطرات

فهرست كتاب

 

 

 بحران تمدن (انسانى)

 غربى ها و تحليل گران سياسى در باره علل و اسباب بحران كنونى تمدن، آراء گوناگونى ارائه داده اند اگرچه همگى اتفاق نظر دارند كه يك بحران خطرناكى وجود دارد كه اگر براى آن چارجوئى نشود مى تواند به فروپاشى بيانجامد اما همه علل را ذكر كرده اند كه همه يا جزئى هستند يا غير واقعى زيرا علت واقعى بحران تمدن كنونى بشر دورماندن از دين و ارزش آسمانى است؛ تمدن كنونى گرچه متكى به دانش است.

 اما اين اتكا براى نگه دارى آن كافى نيست در واقع دانش فقط براى نظارت اوضاع ظاهرى بشر كافى مى باشد اما زندگى صرفاً مبتنى بر ظاهر نيست بلكه به باطن نيز نيازمند است، آرى تنها دين و ايمان به خدا و روز رستاخيز مى تواند ناظر ظاهر و باطن باشد، چون قانون و پليس و نظارت ظاهرى توسط احزاب و جزآن نمى تواند باطن را حفظ كند.

 در دو گزارش جداگانه خواندم كه بيشتر دختران بريتانيا و تايلند در دوازده سالگى بكارتشان را از دست مى دهند و اين پى آمد تربيت نادرست است و چه بسا خود پدران و برادران نخستين كسانى باشند كه چنين عمل زشتى را انجام مى دهند، و اين كردار در اغلب كشورهاى غربى رايج است زيرا پى آمد بى بند و بارى ناشى از آزادى هاى قانونى و يا معمول در روابط جنسى است. همين طور سرقت پنهانى، كشت و كشتار و اعتصابهاى متعدد بنا به اعتراف خودشان روز به روز در حال افزايش است، آنها تا كنون نيز به سبب نبودن عوامل بازدارنده نتوانسته اند از اين (جنايات) پيش گيرى كنند.

 لذا آيين مسيحيت نمى تواند مسيحيان را از ارتكاب زشت ترين جنايت ها باز دارد، چرا كه كتابشان به نوشته اى مبدل شده كه اين مفاسد را رواج مىدهد، لوط (العياذ بالله) با دختران خود در مى آميزد و عيسى مسيح ساقى مى گساران است (العياذ بالله).

 اين چيزى است كه در كتاب مقدسشان آمده است ما قبلاً بخشى از تحريف هاى كتاب مقدس را در كتاب (خرافات در كتب مسيحيان) نقل كرده ايم.

 اكنون چطور ممكن است عامل گرونده به اين خرافات را از ارتكاب گناهان و معاصى باز دارد، در واقع نيرومندترين عاملى كه مردم را از غلتيدن در منجلاب فساد و گمراهى نگه مى دارد همان دين است و بس.

 چرا كه دين احساس ترس از خدا و روز رستاخيز را در انسان برمى انگيزد و اين چيزى است كه اسلام به ايمان آورندگان عطاء مى كند.

 بنا بر اين دولت هرچه خشن و قاطع عمل كند نمى تواند مانع آشفتگى و فروپاشى روح انسان شود. و او را در كشيده شدن در پى لذتها باز دارد، لذا چيزى نخواهد گذشت كه جوامع غربى در خواهند يافت كه رهايى آنها در اسلام است و در خواهند يافت كه اساس شكوفايى تمدنش در پيروى از اين دين مبين است.

 به هرحال با اسلام است كه غرب مى تواند خود را از گزند فجايع و آفت ها حفظ واز ضايعات دو جنگ جهانى گذشته و جنگ سوم كه در پيش است پيش گيرى كند، قرآن كريم نيز به اين حقيقت اشاره نموده مى فرمايد.

 (و من اعرض عن ذكرى فان له معیشةً ضنكا) (سوره طه: آيه124 ) هركه از ياد من دل بگرداند، در حقيقت، زندگى تنگى (سختى) خواهد داشت.

 عوامل و اسباب فروپاشى كه امروزه در شرق و غرب شاهد آن هستيم به روشنى مصداق اين تنگى و دشوارى است.