صفحه اصلى

تأليفات

خاطرات

فهرست كتاب

 

 

 فرزند ميرزاى بزرگ

 ميرزاى بزرگ سيد محمد حسن، فرزندى به نام سيد محمد داشت كه از سيد على بزرگتر بود (وى در سال1287هـ تولد و در سال1355هـ درگذشت ايشان از شاگردان پدرشان و همين طور از شاگردان محمد فشاركى و شيخ محمد تقى شيرازى به شمار مى روند و پس از درگذشت پيشواى انقلاب1920 مرجعيت به ايشان رسيد). وى به پدر خود با جان و دل خدمت مى كرد. ميرزا نيز به وى اعتماد كامل داشت، هنگامى كه قضيه معروف تنباكو پيش آمد انگليسى ها مشتى اوباش را براى مجازات او فرستادند آنها طورى سيد را با سلاح شكننده زدند كه ترقوه او شكست و چون در سامراء طبيبى كه اين نوع شكستگى ها را درمان كند وجود نداشت به ناچار وى را براى معالجه به كربلا بردند اما متاسفانه در راه و در اثر ضربات وارده درگذشت.

 ايشان پدر بزرگ، ميرزا سيد جعفر و سيد محمد و سيد تقى و سيد هاشم هستند، و نواده هاى آنها هم اكنون در سياه چالهای صدام زندانى هستند، آرى خوى استعمار ، انتقام جويى است يعنى در نظر ايشان (تزر وازرةٌ وزر أخرى)(بر خلاف آيه مباركه قرآن كه مى فرمايد: (ولا تزر وارزة وزرأخرى) يعنى هيچ كس بار گناه ديگرى را بردوش نمى كشد. سوره انعام: آيه164.).

 آرى انتقام جويى در فرهنگ استعمار است، آنها حتى از نزديكان هم انتقام مى گيرند، زيرا قصد شان خشونت و ارعاب است، درست برخلاف قاعده عقلايى و نيز قاعده قرآنى كه مى فرمايد:

 (وليخش الذين لو تركوا من خلفهم ذرية ضعافاً خافوا عليهم فليتقوا الله و ليقولوا قولاً سديداً)(سوره نساء: آيه9).

 و بايد بندگان از مكافات عمل خود بترسند، كسانى كه مى ترسند كودكان ناتوان از آنها باقى بماند و زير دست مردم شوند پس بايد از خدا بترسند و سخن با صلاح و درستى گويند.

 اصولاً نمى گويد مشكلات پدران را فرزندان به ارث مى برند زيرا در قوانين جزايى و ديگر قوانين قاعده اساسى (ولا تزر وازرة وزر أخرى) (سوره انعام: آيه164؛ سوره اسراء: آيه15؛ سوره فاطر: آيه18) است اما در عالم تكوين خوب و بد به فرزندان مى رسد و آنان را شامل مى شود و لذا ممكن است فرزندان عقوبت شرى را ببينند كه پدرانشان مرتكب شده اند، و يا از نيكوكارى پدر بهره مند شوند، خداوند مى فرمايد:

 (الحقنا بهم ذريتهم و ما التناهم من عملهم من شى ء) (سوره طور: آيه21).

 آنانكه به خدا ايمان آوردند و فرزندانشان هم در ايمان پيرو ايشان شدند ما آن فرزندان را به آنها برسانيم و از پاداش عمل فرزندان هيچ نكاهيم.

 و اين مانند آن كسى است كه گل مى كارد و فرزندش از بوى خوش آن بهره مند مى شود يا كسى كه تخم مار نگه دارى مى كند تا جايى كه مار از آن تخم بيرون مى آيد و او را نيش مى زند، البته اين بهره دنيوى آنهاست چرا كه در آخرت نيرنگ فقط نيرنگ بازان را دچار مى شود (اشاره به آيه (ولا يحيق المكر السيء الا بأهله) سوره فاطر آيه43).

 چرا دنيا اين گونه است؟ در واقع كلياتى كه موجب اطراد علم است اين را ايجاب مى كند، پس امر داير است، ميان اطراد علم كه موجب نادرستى معلومات انسان مى شود و بين دچار ساختن فردى كه مستحق آن نيست، كه دومى كم زيان تر است ما جزئيات آن را در شرح موضوعى قرآن كريم ذكر كرده ايم؛ و اما استعمارگران، به زشت ترين وجه ممكن مرتكب آن مى شوند، زيرا عمل، شكل واحدى دارد كه داراى خاستگاه ويژه خود است. مثلا برخاستن پيش روى فردى كه مى آيد ممكن است براى گرفتن چيزى از طاقچه و نيز ممكن است براى سرزنش و يا مجازات كردن او باشد.