|
عيسى مسيح(ع) آيا عيسى(ع) دروغ مى گويد؟ نه، هرگز! اينك عهدين به حضرتش نسبت دروغ مى دهند توجه كنيد: (انجيل يوحنا) باب هفتم، آيه2 (وعيد خيمه بندان يهود نزديك بود، آن گاه برادرانش به او گفتند: از اين جا منتقل شر و به يهوديه برو تا شاگردانت نيز كارهائى كه مى كنى ببينند، زيرا كه هيچ كس كارى پنهان انجام نمى دهد در حالى كه مى خواهد نمودار شود، اگر تو اين كارها را مى كنى خود را به عالميان نمودار ساز، براى اين كه برادرانش نيز به او نگرويده بودند، سپس مسيح به آنها گفت: هنوز وقت من نرسيده، ولى وقت شما هميشه حاضر است جهان نمى تواند با شما كينه بورزد، امّا با من كينه مى ورزد زيرا من درباره ايشان شهادت مى دهم كه رفتارشان زشت است، شما براى اين عيد برويد، من حالا به اين عيد نمى روم زرا كه وقتم هنوز تمام نشده است، اين سخنان را به آنها گفت و در جليل ماند و چون برادرانش رفته بودند آن گاه خودش نه آشكارا بلكه گويا پنهانى براى عيد رفت. آيا عيسى(ع) شراب مى سازد؟ و به اصحابش شراب مى نوشاند؟ نه هرگز! نه هرگز! ولى عهدين اين نسبت را به او مى دهند، بلكه اين عمل را اول كليد پيمبرى و آخر وداع دنياى او قرار مى دهند! نگوئيد شايد شراب در مذهب مسيح حلال بوده، پناه به خدا از اين كلام! (العياذ بالله من ذلك). اينك عهدين به حرمت شراب تصريح مى كند. ما اوّلاً: تصريح تحريم را نقل مى كنيم، ثانياً: آن چه را عهدين به مسيح(ع) نسبت داده: 1 ـ (هوشع) (باب چهارم) (ايه10 و11): پس مى خورند و سير نخواهند شد، زنا مى كنند و زياد نخواهند شد، براى اين كه بندگى خدا را، ترك كرده اند، زنا و شراب، و شيره انگور قلب را مى گيرند). (اشعيا) (باب )5 (آيه11 و12). (واى بر آنان كه سحرگاهان بر مى خيزند، تا آن كه در پى مسكرات روند، تا به شام درنگ مى نمايند كه شراب ايشان را گرم نمايد و در سفره مجالس ايشان، بربط و سنتور و ناى و شراب مى باشد و به صنايع پروردگار نظر نمى كنند و به ساخته هاى دست قدرتش نمى نگرند لذا اسير شده اند قوم من براى عدم معرفت). (سفر تثنيه) (باب )21 (آيه18 تا 21: (اگر براى كسى پسرى ظالم و سركش باشد كه به حرف پدر و مادر گوش ندهد و هرچند او را تنبيه كنند گوش به آنان ندهد، پس پدر و مادر او را گرفته نزد بزرگان شهرش به دروازه برند و بگويند اين پسر ما ظالم و سركش است و به حرف ما گوش فرا نمى دهد و او مى ،خواره و پرخور است، پس همه مردم شهرش او را سنگسار كنند تا بميرد). آيا اين تصريحات را شنيديد؟ اينك توجّه فرمائيد (تصريحات ديگر از عهدين بر حرمت شراب خوارى:سفر لاويان باب (10) آيه9 امثال سليمان باب 20 آيه1 اشعيا باب28 آيه1، سفر لاويان باب30 آيه10 رساله پولس بافسيان باب5 آيه18) : 2 ـ (انجيل لوقا) (باب هفتم، آيه33 تا 34: زيرا كه يحيى غسل دهنده آمد، نه نان مى خورد و نه شراب مى آشاميد، پس شما مى گوئيد: شيطان در او است، و پسر انسان (مسيح) آمد مى، خورد و مى آشاميد، پس مى گوئيدش: او انسانيست پرخور و مگيسار). (انجيل يوحنا) (باب دوّم آيات اوّل و...): (و در روز سوّم در قاناى جليل سورى برپا شد و مادر عيسى و شاگردانش هم در آن عيش دعوت داشتند و چون شراب كم آمد مادر عيسى به او گفت كه شراب ندارند (عيسى گفت) مرا با تو چه كار؟! هنوز وقت من نرسيده است مادرش به خادمان گفت: هرچه به شما فرمود انجام دهيد و در ان جا شش قدح سنگى بود كه براى طهارت يهوديان گذارده بودند و هريك از آنها دو ياسه كيل(پيمانه يونانى، معادل نه من تبريز (قاموس كتاب مقدس)) مى گرفت، عيسى به ايشان گفت: قدح ها را پر از آب كنيد، پس آنها را سرريز كردند و بديشان گفت: الآن برداريد و نزد رئيس مجلس ببريد، پس بردند و چون رئيس مجلس آن آب را كه شراب گرديده بود بچشيد و ندانست از كجا مى باشد لكن نوكرانى كه آب را برداشته بودند مى دانستند، رئيس مجلس داماد را مخاطب ساخته به او گفت: هركس شراب خوب را اوّل مى آورد و چون مست شدند، بدتر از آن، ليكن تو شراب خوب را تا به حال نگاه داشتى اين بود ابتداى معجزاتى كه از مسيح در قاناى جليل صادر گشت، و جلال خود را ظاهر ساخت (و به دين سبب!) شاگردانش به دو ايمان آوردند. (انجيل لوقا) (باب22 آيه14 تا 18): (و چون وقت رسيد با دوازده رسول بنشست و به ايشان گفت خيلى ميل داشتم كه پيش از زحمت ديدنم اين فصح را با شما بخورم، زيرا به شما مى گويم: از اين ديگر نمى خورم تا در ملكوت خدا تمام شود سپس پياله گرفته شكر نمود و گفت: اين را بگيريد و ميان خود تقسيم كنيد، زيرا به شما مى گويم: كه تا ملكوت خدا نيايد از ميوه مو ديگر نخواهم نوشيد). *** آيا مسيح(ع) پسر بچه اى را روى سينه خود مى نشاند؟ و پسرك به سينه او تكيه مى دهد و مسيح او را دوست مى دارد؟ معنى اين كار چيست؟ آيا اين عمل سزاوار شأن يك فرد عادى است؟ چه برسد به فرستاده خدا؟ ولى عهدين اين كار را به مسيح(ع) نسبت مى دهند: (انجيل لوقا باب 9 ايه47 و 48): و عيسى طفلى بگرفت و او را نزد خود برپا داشت و به ايشان گفت: هركه اين پسر را به نام من قبول كند مرا قبول كرده باشد و هركه مرا بپذيرد فرستنده مرا پذيرفته باشد، زيرا هركه از همه شما كوچك تر باشد، همان بزرگ خواهد بود). (انجيل يوحنا باب 13 آيه23 تا 26): (و يكى از شاگردان او بود كه به سينه عيسى تكيه مى زد و عيسى او را محبت مى نمود، شمعون پطرس به او اشاره كرد: كه بپرسيد در باره چه كسى گفت؟ سپس آن پسرك تكيه به سينه عيسى كرد و گفت آقا، كيست او؟). آيا مسيح ملعون است؟ آيا پيامبر ملعون است؟ نه، هرگز! ولى عهدين مى گويند: عيسى(ع) ملعون است!!! (رساله پولس بغلاطيان) (باب سوم آيه13) مى گويد: (مسيح ما را از لعنت شريعت فدا كرد، زيرا در راه ما لعنت شد، چون مكتوب است: هركس به دار آويخته شود معلون است). آيا مسيح(ع) پروردگار جدّ خويشتن است؟ و آيا نوه انسان خداى او مى شود؟ نه معقول نيست! ولى عهدين مى گويد كه: مسيح از نواده داود پيمبر است، مع ذلك مى گويد: مسيح خداى داود است! (انجيل متى) (باب اوّل، آيه اوّل): كتاب نسبت نامه عيسى مسيح پسر داود، پسر ابراهيم) (انجيل متى باب22 آيه41 تا 46): (و چون فريسيان جمع بودند عيسى از ايشان پرسيده گفت: در باره مسيح چه گمان مى بريد؟ او پسر كيست؟ گفتند: پسر داود، بديشان گفت: پس چگونه داود او را در روح خداوند مى خواند، چنان كه مى گويد: خداوند، به خداوند من گفت: به دست راست من بنشين تا دشمنان تو را پاى انداز تو سازم پس هرگاه، داود او را خدا مى خواند، چگونه پسرش مى باشد؟ و هيچ كس قدرت جواب وى هرگز نداشت و نه كسى از آن روز ديگر جرأت سؤال كردن از او نمود). (انجيل لوقا باب بيستم) (آيه41 تا 43): (و گفت به ايشان: چگونه مى گويند كه مسيح پسر داود است، و خود داود در زبور مى گويد: خداوند، به خداوند من گفت: به دست راست من بنشين تا دشمنانت را پاى اندازت كنم؟ اينك كه داود او را خداوند مى خواند چگونه پسرش مى باشد؟). آيا مسيح زنا زاده است؟ آيا پيامبر از زنا به دنيا مى آيد!؟ نه هرگز! اين طور نخواهد بود، ولى عهدين نسبت مسيح(ع) را در پايان به (فارص) كه زنا زاده است مى رساند: (انجيل متى) (باب اوّل، آيه1 تا 31): (كتاب نسب نامه يسوع مسيح ابن داود ابن ابراهيم، اسحاق را آورد و اسحاق يعقوب را آورد و يعقوب يهودا و برادرانش را آورد و يهود (فارص) وزارح را از ثامار آورد و فارص حصرون را آورد... و يعقوب يوسف شوهر مريم را آورد، كه عيسى از او به دنيا آمده كه مسيح ناميده شد). آيا شنيديد كه: (فارص) جدّ مسيح(ع) است؟ يانك توجّه كنيد، چگونه يهودا (فارص) را از زنا آورد؟! (پيدايش) (باب)38 آيات پراكنده: (بثامار خبر دادند گفتند اينك پدر شوهرت براى چيدن پشم گله خويش بتمنه مى آيد و به دروازه عينايم كه در راه تمنه است نشست... پس يهودا او را ديد و گمان كرد كه فاحشه مى باشد، زيرا كه روى خود را پوشيده بود... زيرا كه نمى دانست عروس خودش مى باشد... با او درآميخت و ثامار از او حامله شد... و پس از سه ماه يهودا را خبر دادند و به او گفتند: عروست ثامار زنا كرده است و اينك از زنا آبستن است... و هنگام زائيدنش ناگاه دوقلو در شكمش بود... پس نام او را فارص گذاردند و بعد از آن برادرش بيرون آمد... و او را زراح ناميدند). |