|
سليمان (ع) آيا پيامبر آن چه را خدا نهى كرده به جا مى آورد؟ نه هرگز! و آيا قلب پيامبر به جانب بت ها مايل مى شود؟ نه هرگز! و آيا پيامبرى برايت بت ها و پرستش آنان خانه مى سازد؟ نه هرگز! و آثا قلبش از خدا بر مى گردد؟ نه هرگز! ولى عهدين اين ها همه را به سليمان(ع) نسبت مى دهد: اوّل پادشاهان باب 11 آيه اول: (و سليمان پادشاه با دختر فرعون زنان غريب بسيارى دوست مى داشت از امت هائى كه خدا در باره آنان به بنى اسرائيل فرموده بود كه شما با ايشان در نيائيد و ايشان به شما در نيايند مبادا قلب شما را به پيروى خدايان خود برگردانند و سليمان با اين ها به محبّت وصلت كرد و او را هفتصد زن بانو و سيصد زن متعه بود و زنانش دل او را برگردانيدند و هنگام پيرى سليمان زنانش دل او را به پيروى خدايان ديگر برگردانيدند و دل او را مانند دل پدرش داود با پروردگارش (كامل نبود) پس سليمان به دنبال عشتورت خداى صيدونيان و بهدنبال ملكوم رجس عمونيان رفت، و سليمان در نظر خدا شرارت ورزيد و همانند داود پدرش پيروى كامل از خدا نكرد آنگاه سليمان در كوهى مقابل اورشليم است مكانى بلند براى كموش كه رجس موآبيان است و براى ملك رجس عمونيان بنا كرد و همين طور براى تمامى زنان غريب خود كه براى خدايان خود بخور مى افروختند و قربانى ها مى گذراندند عمل نمود پس خشم خدا بر سليمان افروخته گرديد، زيرا كه قلبش ازخداى اسرائيل كه دو مرتبه بر او ظاهر شده بود، برگشته، او را در همين باب امر فرموده بود كه پيروى غير را ننمايد، امّا آن چه خداوند به او امر فرموده بود بجا نياورد). |