|
اجتناب از غيبت و تهمت : سيزدهم: لازم است آقايان محترم جوانان را از اتهام و تفرقه و غيبت و فحش، توطئه و خبرچينى و تجسس برحذر دارند كه اين امور در اسلام از اشدّ محرمات به شمار مى رود، و آيات و روايات در اين باب كاشف از نهى اكيد شارع مقدس است كه غالبا مستحضر احكام آن هستند. قال رسول الله (ص): كذب من زعم انه و لد من حلال و هو يأكل لحوم الناس بالغيبة، اجتنبوا الغيبة فانها إدام كلاب النار. كسى كه ادعا كند كه حلال زاده است و گوشت مردم را از راه غيبت بخورد، دروغ گفته است، از غيبت دورى كنيد، زيرا كه غيبت غذاى سگهاى آتش جهنم است. و قال(ص): (احذر الغيبة والنميمة فان الغيبة تفطر الصائم والنميمة توجب عذاب القبر والمغتاب هو المحجوب عن الجنة). از غيبت و سخن چينى برحذر باش. زيرا كه غيبت روزه را شكسته و باطل مى كند سخن چينى موجب عذاب قبر است و غيبت كننده از دخول بهشت محروم است. و قال(ص): يعطى رجل كتابه فيرى حسنات لم يكن عملها فيقول يا رب من اين هذا لى فيقول هذا ممن اغتابك و انت لا تشعر و يدفع لاخر كتابه فيقول ما هذا كتابى فيقول الله بلى و لكن ذهب عملك باغتيابك الناس). به شخصى نامه اعمالش داده مى شود، در آن ثواب اعمالى را مى بيند كه انجام نداده، مى گويد پروردگارا اين اعمال چيست، خطاب مى رسد: اينها در ازاى غيبت شدن تو است، به ديگرى نامه اعمالش داده مى شود، مى گويد: پروردگارا اين نامه اعمال من نيست، خطاب مى رسد: آرى ولى به جهت غيبت كردنت، عمل شما از بين رفته است. و در رضوى عليه الصلاة والسلام فرموده: روى عن العالم (عليه الصلاة والسلام) انه قال: (و الله ما اعطى مؤمن خيرالدنيا والآخرة الا بحسن ظنّه بالله عز و جل و رجائه منه و حسن خلقه والكف عن اغتياب المؤمنين). سوگند به ذات خداوند قادر متعال به هيچ مؤمنى خير دنيا و آخرت داده نشده مگر به سبب خوش گمانيش به خدا و اميدش به ذات اقدس حق و به سبب نيكى به خلق و خوددارى از غيبت مؤمنين. وقال عليه السلام: (إياك والغيبة والنميمة وسوء الخلق مع أهلك وعيالك). يعنى: از غيبت و سخن چينى و بدرفتارى با خانواده و همسرت بپرهيز. و همچنين لازم است كه ميان برادران، اخوت اسلامى و رأفت و رحمت و آنچه در شأن يك مسلمان واقعى است حكم فرما باشد و نسبت به كفار شديد و بين خود رحيم و مهربان و با عطوفت باشند، چنانچه در قرآن كريم آمده است: (محمد رسول الله والذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم تراهم ركعا سجدا يبتغون فضلا من الله و رضوانا سيماهم فى وجوههم من أثر السجود ذلك مثلهم فى التوراة و مثلهم فى الانجيل كزرع اخرج شطئه فآزره فاستغلظ فاستوى على سوقه يعجب الزراع ليغيظ بهم الكفار وعد الله الذين آمنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و أجراً عظيماً). محمد(ص) فرستاده خدا است و ياران و همراهانش بر كافران بسيار سخت دل و با يكديگر بسيار شفيق و مهربان هستند، ايشان را بسيار در حال ركوع و سجود مى يابى كه فضل و رحمت خدا و خشنودى او را به دعا مى طلبند و بررخسارشان از اثر سجده هاى طولانى نشانه هائى پديدار است، حال ايشان با چنين اوصافى در كتاب تورات و انجيل مى باشد كه مثل حالشان همانند دانه اى است كه چون نخست سر از خاك بيرون آورد شاخه اى نازك و ضعيف است و پس از چندى قوت يابد و محكم گردد و بر ساق خويش راست و قوى بايستد كه دهقانان در تماشاى آن مبهوت و حيران گردند، همينگونه اصحاب محمد(ص) از ضعف به قوت رسند كه كافران دنيا را از قدرت خود به خشم آورند، و خدا به آنان كه در ايمان خود ثابت و نيكوكار باشند وعده آمرزش گناهان و اجر عظيم داده است. و در روايت سماعه از امام صادق (عليه الصلاة والسلام) است كه فرمود: (يحق على المسلمين الاجتهاد والتواصل على التعطف والمواسات لاهل الحاجة والتعفف منكم يكونون على أمر اشد، رحماء بينهم متراحمين، مهتمين لما غاب منهم من أمرهم، على ما مضى عليه الانصار على عهد رسول الله (ص). كوشش و رسيدگى و همدردى با نيازمندان از شما بر مسلمين لازم است كه در راه خدا بين خودشان عطوفت بر يكديگر داشته باشند، و چنانچه انصار در زمان پيغمبر(ص) بر راهى بوده و به آن اهتمام ورزيد. و روايت ديگر از آن حضرت است كه فرموده: (تواصلوا و تباذلوا و تباروا و تراحموا و كونوا اخوانا بررة كما امركم الله تعالى). به يكديگر رسيدگى كنيد، بذل و بخشش نمائيد، در كار خير از يكديگر سبقت بجوئيد، به يكديگر رحم كنيد و همان طورى كه خداوند متعال به شما امر فرموده، برادران نيكوكار يكديگر باشيد. ونوف از اميرالمؤمنين (عليه الصلاة والسلام) نقل مى كند كه حضرت فرمودند: (يانوف ارحم ترحم) اى نوف به ديگران رحم كن تا بر تو رحم كنند. و از رسول خدا(ص) رسيده كه آن حضرت فرمودند: لا يرحم الله من لا يرحم الناس. آنكس كه بر مردم رحم نمى كند خدا نيز بر او رحم نخواهد كرد. و در روايت ديگر از آن حضرت است كه فرمودند: (الراحمون يرحمهم الرحمن ارحموا من فى الارض يرحمكم من فى السماء). رحمت كنندگان با خلق را خداوند رحمان ترحم كند، بااهل زمين مدارا كنيد تا خداوند آسمانها با شما نيز مدارا كند. و لازم است آثار شرق و غرب را كه آثارى غير اسلامى است از خود بزدائيم كه از آن جمله استفاده از اصطلاحات شرقى و غربى است همانند (دمكراسى)، (فؤدال)، (برژوازى)، (قوميّت)، (وطنيت) و غيره، كه متأسفانه نه تنها در كلمات روز مردم ما مسلمانها بسيار استفاده مى شود بلكه بر آنها ترتيب اثر هم مى دهيم مانند مدح دمكراسى و ذم فؤدال، در حالى كه هيچكدام اسلامى نيستند و لازم است تمام ترك شود و اصطلاحاتى اسلامى جايگزين آنها گردند. مثلاً در مقابل مفهوم غير صحيح دمكراسى در اسلام اصطلاح (استشارى) است كه بر حسب آيه شريفه: (و امرهم شورى بينهم) و آيه (وشاورهم فى الامر) مى باشد. آيا اين عيب نيست كه اسرائيل غاصب اصطلاحات خويش را از تورات و تلمود و علماء خويش استفاده كند و مسلمين اصطلاحات خويش را از شرق و غرب، و همچنين اصطلاحات (سرمايه دارى). اصولا سرمايه دارى بر دو نوع مى باشد: 1 ـ سرمايه دارى بر اسلوب غرب و شرق. 2 ـ سرمايه دارى بر اسلوب اسلام. سرمايه دارى بر اسلوب غرب و شرق به معنى چپاول كردن حق مردم مى باشد كه حرام و جائز نيست. ولى سرمايه دارى در اسلام به معنى آزادى تجارت و آزادى كسب است، بى آنكه حق ديگرى را پايمال كند چنانچه خداوند در قرآن كريم فرموده است: (فلكم رؤس أموالكم)(سوره بقره: آيه279)، كه اصل سرمايه و مال هركس به او تعلق دارد. بلكه در اسلام سرمايه دارى به جهت خدمت به اسلام و مسلمين و رسيدگى به بيچارگان مدح گرديده و از مستحبات به حساب آمده است، چنانچه در روايت است: (نعم العون على الدين الغنى)، سرمايه و ثروت چه كمك و يار خوبى از براى پيشرفت دين مى باشد. و چنانچه در قرآن كريم است: (لكى لا يكون دولة بين الاغنياء منكم)، تا آنكه تنها بر ثروت توانگران افزوده نگردد و سرمايه بين ايشان دور نزند بلكه به امور دين و فقراء هم از آن ثروت اختصاص يابد. و چنانچه بر همه لازم است كه از ثروت غنى برخوردار باشند بايد از علم، قدرت و ديگر امور هم هركس به قدر كفايت و استعداد خويش برخوردار باشد، و نبايد روابط بر ضوابط حكم كند بلكه بايد ضوابط بر روابط حكم فرما گردد. |