صفحه اصلى

تأليفات

سياست و حكومت

فهرست كتاب

 

 اتحاد و برادرى ميان شيعه و سنى :

 دوازدهم: مسئله اتحاد و برادرى بين برادران شيعه و سنى است كه لازم است با كمال مهربانى در كنار خويش براى نابودى دشمن مشترك نبرد كنند، و نبايد سنى مال يا عرض و يا جان شيعه را حلال بداند و يا شيعه مال و عرض و جان سنى را حلال بداند.

 و چنانچه خداوند متعال در قرآن حكيم مى فرمايد:

 (واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا واذكروا نعمة الله عليكم اذ كنتم اعداء فألف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته اخواناً و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جائهم البينات و اولئك لهم عذاب عظيم).

 كه در آيات دعوت به اتحاد ميان مسلمين گرديده و آنها را اكيداً از متفرق گشتن نهى نموده است و پرهيزكاران را براى دعوت به خير ميان مسلمانها و نهى از اعمال فاسد امر نموده و در پايان آنان را كه پس از پيمودن راه حق و هدايت سبيل اختلاف و تفرقه را مى روند وعده عذابى سخت داده است.

 و همه مى دانند كه در اصحاب پيغمبر(ص) كه مخاطب اين آيه شريف هستند منافق و مؤمن بوده با وجود اين پروردگار متعال همه را برادر قرار داده است. همان گونه كه پيغمبر اسلام ميان مردان اخوت قرار دادند، پس سنى نبايد شيعه را مهدورالمال والدم والعرض بداند و يا شيعه نبايد سنى را مهدورالمال والدم والعرض بداند، بلكه بايد تمام در يك اتحاد و انسجام ناگسستنى براى مقابله با دو ابرقدرت شرق و غرب تشكيل حكومتى اسلامى دهند.

 چنانكه واضح است وحدت كلمه به آن معنى نيست كه شيعه از كيفيات عبادت خود از نماز و روزه و حج و غيره دست بردارد، و يا سنى از كيفيات نماز و روزه و حج و غيره دست بردارد، بلكه هركس به مبادى ء امور خود ملتزم بوده تا در برابر شرق و غرب در يك چهارچوب عام ايستادگى نمايند.

 اما بحث آزاد، انتشار كتاب، تشكيل كنفرانس و مصاحبه هيچ مانعى ندارد، زيرا مبناى اسلام در اين امور بر آزادى بوده است.

 و ما در عراق و كويت و لبنان سالها شاهد بوديم كه شيعى و سنى با هم اخوت داشتند.

 مساجد اهل تسنن و تشيع در كنار هم قرار داشت قاضى شيعه و قاضى سنى هريك مشغول به قضاوت بودند، با همديگر تجارت مى نمودند، زراعت مى كردند، سفر مى رفتند ـ بحث مى كردند ـ منازل آنها در كنار يكديگر قرار داشت، و هيچكدام به ديگرى تعدى جانى و مالى و عرضى نمى نمود.

 پس ما نبايد اجازه دهيم غرب و شرق و دست نشاندگان داخلى آنها عامل اختلافى بى مورد ميان شيعه و سنى گردند زيرا كه نتيجه اختلاف بازگشت سلطهٴ بيگانه خواه آمريكا يا شوروى يا چين و يا فرانسه و يا انگليس بر اين كشور مظلوم خواهد بود.

 در وسائل الشيعه در كتاب قضاء از معاذ بن مسلم نحوى روايت مى كند:

 عن ابى عبد الله (عليه الصلاة والسلام) قال له بلغنى انك تقصد فى الجامع فتفتى الناس، قلت نعم و أردت ان أسألك عن ذلك قبل أن أخرج انى أجلس فى المسجد فيجى ء الرجل فيسألنى عن الشى ء فاذا عرفته بالخلاف لكم أخبرته بما يفعلون و يجى ء الرجل اعرفه بمودتكم و حبكم فأخبرته بما جاء عنكم و يجيى ء الرجل لا اعرفه ولا ادرى من هو فأقول جاء عن فلان كذا و جاء عن فلان كذا فأدخل قولكم فيما بين ذلك فقال لى اصنع كذا فانى كذا أصنع.

 معاذ بن مسلم نحوى روايت كرده است كه امام صادق(ع) فرمود: به من رسيده است كه در ميان مردم نشسته در آنچه نمى دانند حكم ميكنى، پس گفتم آرى و مى خواستم حكم آن را از شما بپرسم قبل از آنكه از نزد شما بروم به درستى كه در مسجد مى نشينم شخص مى آيد و از من سؤال مى كند اگر بدانم از اهل تسنن است آنچه را كه حكم ايشان است بر او بازگو مى كنم و اگر بدانم از محبين شما خاندان است از نظر شما او را آگاه مى سازم و گاهى شخصى مى آيد و من نمى دانم آيا از مخالفين شما است و يا از محبين شما، پس جميع نظريه ها را براى او مى گويم و در بين نظر شما خاندان را هم بيان مى كنم، پس حضرت فرمودند: اينگونه عمل كن كه من نيز چنين مى نمايم.