صفحه اصلى

تأليفات

سياست و حكومت

فهرست كتاب

 

 پايه ريزى حكومت اسلامى :

 چهاردهم: لازم است از هم اكنون طرح صحيح ايجاد يك حكومت اقليمى اسلامى در افغانستان ريخته شود، كه اين حكومت اقليمى جزئى از حكومت جهانى اسلامى مى باشد، لذا بر تمام مسلمين خواه افغانى يا ايرانى يا عراقى يا مصرى و يا ديگر مسلمانها واجب است در جهت ايجاد يك چنين حكومت جهانى سعى نمايند تا حدود و مرزهاى جغرافيائى و قوميتها و نژادها از بين برود و اخوت و برادرى اسلامى در تمامى شئون جايگزين گردد و قوانين اسلامى كه از آن جمله قانون آزادى در تمام شئون صحيح، و قانون لغو ماليات به جز خمس و زكات و جزيه و خراج، و سائر قوانين اسلامى است، زير نظر شوراى فقهاء و مراجع تقليد عملى گردد، انشاء الله تعالى.

 و احزاب اسلامى آزاد مربوط به مراجع تقليد تشكيل يافته انتخابات آزاد در كشور با نظارت شوراى فقهاء احزاب اسلامى انجام پذيرد.

 پس بر تمام مسلمانها و بر آقايان افغانيها لازم است در جهت ايجاد چنين حكومتى سعى نمايند كه اين حكومت خداوند متعال است چنانچه در آيه شريفه است:

 (ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم).

 و پيغمبر اسلام همچنين عمل فرمودند كه آن حضرت در زمان خويش بر حدود نه كشور فعلى حاكم بودند:

 حجاز، يمن جنوبى، يمن شمالى، بحرين، كويت، مسقط، قطر، امارات، اردن، كه تمام حدود جغرافيائى را از بين برده، اخوت و برادرى اسلامى را جايگزين كردند، چنانچه سلمان فارسى، ابوذر عربى، صهيب رومى، بلال حبشى همه با هم برادر گرديدند و در احكام برابر.

 و منهج اسلام در زمان غيبت امام(ع) بر عهده شورى و انتخابات است چنانچه سليم بن قيس از اميرالمؤمنين(ع) روايت مى كند كه آن حضرت فرمودند:

 (الواجب فى حكم الله و حكم الاسلام على المسلمين بعد ما يموت امامهم أو يقتل ضالاً كان أو مهديا ان لا يعملوا عملا و لا يقدموا يداً ولا رجلاً قبل ان يختاروا لأنفسهم اماماً عفيفاً عالماً ورعاً عارفاً بالقضاء والسنة يجبى فيئهم و يقيم حجهم و جمعهم و يجبى صدقاتهم).

 در حكم خدا و حكم اسلام بر مسلمين واجب است كه بعد از آنكه امام و رهبر آنها از دنيا رفت و يا كشته شد خواه گمراه باشد و يا هدايت شده، هيچ عملى انجام ندهند و دست و قدمى پيش نگذارند قبل از آنكه رهبرى عفيف و عالم و پرهيزگار و آگاه به مسائل قضاوت و سنت نبوى براى خويش انتخاب نموده تا امور مسلمين را از پراكندگى باز دارد و بين آنها حكم نمايد و حق مظلوم را از ظالم بستاند و خمس و زكات آنها را بگيرد و اقامه حجت و دليل بر آنها بنمايد.

 و حتى اختيار نمودن قاضى را نيز شارع مقدس به عهده امت قرار داده است، چنانچه در وسائل كتاب قضاء از فضل كناسى روايت مى كند، قال: قال لى ابو عبد الله عليه السلام اى شيئى بلغنى عنكم قلت ما هو؟ قال: (بلغنى انكم أقعدتم قاضيا بالكناسة؟ قال: قلت نعم جعلت فداك، رجل يقال له (عروة القتات) و هو رجل له حظّ من عقل نجتمع عنده نتكلم و نتسائل ثم يرد ذلك اليكم، قال (عليه الصلاة والسلام لا بأس).

 فضل كناسى مى گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: خبرى از شما به من رسيده است.

 عرض كردم چه چيزى شنيده ايد؟ آن خبر چيست؟

 حضرت فرمودند: شنيده ام شخصى را در كناسه (محلى در كوفه مى باشد) بر مسند قضاوت نشانده؟

 عرض كردم: بلى فداى شما گردم، او مردى است بنام (عروة القتات) كه از عقل او را بهره اى است (عاقل و دانا است) پس نزد او جمع مى شويم و سخن مى گوئيم و از مشكلات خويش از او سؤال مى كنيم، او هم آنچه از شما مى داند براى ما بازگو مى كند، پس حضرت فرمودند: مانعى ندارد.

 پس حكومتهاى اقليمى همانند اقليم افغانستان، اقليم ايران، اقليم عراق، اقليم حجاز، اقليم مصر، اقليم پاكستان و غيره همه جزء هستند نسبت به حكومت جهانى هزار ميليون مسلمان كه در صورت تحقق با عنايت پروردگار زير نظر مستقيم مراجع تقليد قرار مى گيرد و تمام مردم در آن حكومت جهانى اسلامى برادرند و فرقى ندارد كه رئيس اعلاى دولت ايرانى باشد يا افغانى يا عراقى باشد يا پاكستانى يا از سائر اقاليم اسلامى.

 پس لازم است ملت مجاهد و مسلمان افغانستان از هم اكنون طرح حكومتى را پى ريزى كنند كه بر طبق قوانين اسلام و جزئى از حكومت جهانى اسلام باشد.

 در اسلام تمايزات عنصرى، رنگ و زبان و غيره تمام محكوم به فنا است و تمام امت واحدى هستند و چنانچه قرآن كريم مى فرمايد:

 (ان اكرمكم عند الله اتقاكم)، برترين و با عزت ترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شما است.

 و در اينجا مناسب دانستم تا چند آيه از سوره حجرات را بيان كنم:

 (وان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما فان بغت احديهما على الاخرى فقاتلوا التى تبغى حتى تفيئى الى أمر الله ).

 (فان فائت فأصلحوا بينهما بالعدل واقسطوا ان الله يحب المقسطين).

 (انما المؤمنون اخوة فأصلحوا بين أخويكم و اتقوا الله لعلكم ترحمون).

 (يا ايها الذين آمنوا لا يسخر قوم من قوم عسى ان يكونوا خيرا منهم ولا نساء من نساء عسى أن يكن خيرا منهم ولا تلمزوا انفسكم ولا تنابزوا بالالقاب بئس الاسم الفسوق بعد الايمان و من لم يتب فاولئك هم الظالمون).

 (يا ايهاالذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم ولا تجسسوا ولا يغتب بعضكم بعضا أيحب احدكم ان يأكل لحم أخيه ميتا فكرهتموه فاتقوا الله ان الله تواب رحيم).

 (يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر وانثى وجعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقاكم ان الله عليم خبير)(سوره حجرات: آيات 9، 10، 11، 12، 13).

 چنانچه دو طايفه از اهل ايمان باهم به قتال و دشمنى برخواستند بايد شما مؤمنان بين آنها را صلح دهيد و اگر يك قوم بر ديگرى ظلم نمود با آن طايفهٴ ظالم قتال كنيد تا به فرمان خدا باز آيد و ترك ظلم نمايد پس هرگاه به حكم حق بازگشت با حفظ عدالت ميان ايشان را صلح دهيد و هميشه عدل و قسط را مراعات كنيد كه خداوند اهل عدل و داد را دوست مى دارد.

 به درستى كه مؤمنين همه برادر يكديگرند پس اگر ميان جمعى از ايشان نزاعى در گرفت بين آن برادران ايمانى خويش را صلح دهيد، و از خدا بترسيد و پرهيزكار باشيد تا آنكه شامل لطف و رحمت حق گرديد.

 اى گروه مؤمنين، مبادا اهل ايمان قومى قوم ديگر را استهزاء نمايد، شايد كه آن قوم از مستهزئين برتر باشند و مبادا زنان مؤمن قومى قوم ديگر را مسخره نمايند چه بسا آن قوم بهترين زنها باشند، و از ديگر مسلمانها عيب جوئى نكنيد و با نام و لقبهاى زشت همديگر را مخوانيد كه چه زشت است فاسد شدن پس از ايمان (زيرا اين امور آدمى را از زمره مؤمنين خارج نموده به زمره فساق مى كشاند) و آنكس كه به درگاه خداوند متعال توبه نكند به درستى كه از ظالمين و ستمكاران مى باشد.

 اى اهل ايمان از بسيارى ظن و گمانها در حق يكديگر بپرهيزيد كه بعضى از ظن و پندارها باطل و معصيت است و از حال درونى يكديگر هرگز تجسس ننمائيد، و غيبت يكديگر را نيز ننمائيد آيا از شما كسى دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد كه البته از آن تنفر داريد، و از خدا بترسيد و به درگاهش توبه كنيد كه او بسيار توبه پذير و مهربان است.

 اى مردم ما همه شما را از مرد و زن آفريديم، و شما را گروه گروه و قبيله قبيله قرار داديم تا يكديگر را شناخته حقوق يكديگر را رعايت نمائيد، به درستى كه گرامى ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شما است و خداوند بر اسرار خلايق آگاه و دانا است.