|
آگاهى و سازماندهى از مهمترين عوامل بازگشت و حاكميّت آزادى در كشورهاى اسلامى، شعور و آگاهى در كنار سازماندهى است. آگاهى به تنهايى به منزله نور است، نورى كه به مسلمانان اين امكان را مى دهد تا درد و درمان جامعه خويش را تشخيص دهند، و سازماندهى و تنظيم هم موجب مى شود تا اين آگاهى و رشد به سرتاسر جهان اسلام گسترش و انعكاس يابد، كه اسلام هم بر اين امور تأكيد بسيار دارد. گسترش و فراگير شدن شعور و آگاهى و رشد فكرى هم با چاپ و نشر ميليونها كتاب، مجلّه، روزنامه، تأسيس هزارها كتابخانه، برگزارى سخنرانيها و گفتگوها و ميزگردها، ايجاد مدارس و دانشگاهها و راه اندازى شبكه هاى راديويى و تلويزيونى تحقق مى يابد، اما متأسفانه در دنيايى كه فعاليتهاى فرهنگى پرزرق و برق بسيارى را به خود جذب نموده، هيچگونه تحرك چشمگير و رشد كيفى و كمّى در تبليغات بسيار محدود اسلامى ديده نمى شود. اسلام تا آنجا به دانش و علم و شعور و آگاهى بها مى دهد كه به شهادت تاريخ مردان و زنان بسيارى در محضر پيامبر اكرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) به مدارج بالاى علمى و پرهيزكارى نائل آمدند، اوّلين كتاب در اسلام از سوى داماد و وصى رسول خدا (ص) حضرت اميرالمؤمنين (ع) تأليف شد، و حضرت فاطمه زهرا (ع) اول بانويى بودند كه در اسلام كتابى به نام حضرتش ثبت شد: (مصحف فاطمه (ع)) . بنا به نقل روايات تعداد تربيت شدگان علمى و عملى مكتب رسول خدا (ص) و آنان كه از نزديك از درياى علوم حضرتش بهره بردند، به دويست و پنجاه هزار نفر بالغ مى گردد. و نوشته اند كه حضرت صدّيقه كبرى فاطمه زهرا (ع) و نيز دختر گرامى آن حضرت، حضرت زينب كبرى (ع) جهت تعليم و تربيت بانوان در شهر مدينه كلاس درس برپا داشتند، و حضرت امام حسن (ع) و حضرت امام حسين (ع) در طول زندگى و امامت خود با قول و عمل آموزگار و مربّى مردمان بسيارى بودند، كه همان علم آموختگان به نقل سخنان آندو امام همام در علوم مختلف پرداخته اند كه اكنون در دست ما است. گوشه هايى از آثار تعليمى و تربيتى حضرت امام سجّاد (ع) در صحيفه هاى متعدد سجّادى، رساله حقوق و ديگر خطبه ها و مناظرات و كلمات قصار و روايات فراوان منقول از آن حضرت مشاهده مى شود. علامه مجلسى در كتاب شريف بحارالانوار از پدر خود مرحوم مولى محمد تقى مجلسى نقل مى كند كه صحيفه سجّاديّه به يك ميليون سند براى ما نقل شده است، و به عبارت ديگر يك ميليون نفر اين صحيفه را خوانده، از گوهرهاى اين درياى علم و آگاهى و تقوا بهره جسته، و آن را نقل كرده اند. از ديگر روشهاى تربيتى حضرت امام سجّاد (ع) آن بود كه هر سال عده اى برده خريدارى نموده، آنان را با معارف اسلامى آشنا و به سلاح علم و تقوا مسلّح كرده و سپس آنها را آزاد مى فرمود، تا آن دانش آموختگان و پرورش يافتگان، آموزگاران جامعه و موجب هدايت و شعور و آگاهى انسانها شوند، بعضى از مورخين تعداد اين تربيت شدگان را بالغ بر پنجاه هزار نفر نوشته اند، و ديگرى تعداد علماء و شاگردان طراز اول مكتب امام سجّاد (ع) كه مستقيماً اقدام به نشر علوم و روايات آن حضرت مى كردند را سيصد نفر ضبط كرده است. حضرت امام باقر (ع) و حضرت امام صادق (ع) با اينكه در دوران تيره حكومت ظالمانه بنى اميّه و بنى عبّاس بودند، دانشگاه بزرگى را پايه گذارى نمودند، و با اينكه برخى عمر بن عبدالعزيز را به عنوان ميانه روترين خليفه اموى مى دانند، امّا از نحوه به انزوا كشيدن حضرت امام باقر (ع) مى توان فهميد كه حضرتش در زمان آن خليفه نيز آزاد نبودند، با اين حال راويان و شاگردان مكتب امام باقر (ع) را بالغ بر هزار نفر، و تربيت شدگان مكتب امام صادق (ع) را از چهار هزار تا بيست هزار نفر نوشته اند. حضرت امام موسى بن جعفر (ع) در دوران تاريك و سياه استبداد هارون مى زيستند، هارون به منظور حفظ حكومت خويش آن حضرت را براى مدّت مديدى زندانى كرد، تا آنكه سرانجام هم حضرتش در همان زندان به شهادت رسيدند، با اين حال تعداد اصحاب و شاگردان آن حضرت را تا هزار نفر نوشته اند. حضرت امام رضا (ع) با اينكه تحت نظر مأمون عباسى بودند، و سرانجام هم به دست او مسموم شده و به شهادت رسيدند، باز با شركت در مجالس و مباحثه و مناظره باعلماى بزرگ ديگر اديان و تشكيل جلسات درس نزديك به نهصد نفر را در مكتب خود تربيت فرمودند. حضرت امام جواد و حضرت امام هادى و حضرت امام عسكرى (ع) هم با وجود فشار شديد دستگاه حكومت عباسى بر ايشان به نشر علوم اسلامى مى پرداختند، كه تنها در يك مجلس طولانى حضرت جوادالائمّه (ع) به سى هزار سؤال علمى پاسخ گفتند، و در مجموع شاگردان مكتب اين سه امام (ع) را حدود نهصد نفر برشمرده اند. و امام زمان حضرت بقيةالله الاعظم (عجّل الله تعالى فرجه الشريف) هرچند در حال غيبت و دور از چشم مردم زندگى مى كنند، ليكن به واسطه نوّاب چهارگانه و خاص خود در عصر غيبت صغرى امّت را همواره مشمول عنايات خود داشته، و علم و فضيلت را در ميان آنان نشر مى دادند. پس از عمده عوامل رشد و هدايت امّت اسلامى و از اساسى ترين پايه هاى تشكيل حكومت واحد اسلامى، آگاهى و رشد فكرى تمامى اقشار جامعه مى باشد. |