صفحه اصلى

تأليفات

سياست و حكومت

فهرست كتاب

 

 

 آزادى در سايه خودكفايى

 از آن هنگام كه سايه شوم استعمار بر كشورهاى اسلامى سايه افكند، و حكام جهان اسلام از دولتهاى استعمارى تبعيّت كردند، دين و مبلّغان و حاملان پرچم دين و مذهب عملاً از صحنه جامعه كنار رفتند، ثروتهاى كلان در جهت منافع استعمارگران صرف شد، و از همان هنگام مذهب و شعائر مذهبى و طلاب علوم دينى در مضيقه و فشار مالى قرار گرفتند، و حتى اموالى كه جهت صرف در امور مذهب و دين وقف شده بود، از سوى همانها مصادره شد، ثروتمندان اهل خير و پايبند به دين از هرگونه سرمايه گذارى در امور مذهبى منع شدند، و حتى آنان را از فعاليتهاى كلان اقتصادى باز داشتند، و در واقع آنچه كه در گوشه و كنار به نام رسيدگى به اوقاف در اين حكومتها ديده مى شود، صرفاً جهت فريب اذهان عمومى و جلوگيرى از اعتراضات گسترده مردمى است.

 از باب نمونه: با اينكه اموال موقوفه بسيارى به نحو خاص براى حرم و صحن مطّهر حضرت سيّدالشّهداء (ع) در ايران و عراق و كشورهاى ديگر وجود دارد، از زمانى كه ما به ياد داريم و خود شاهد بوديم، صحن آن حضرت هميشه محتاج به تعمير و ساخت و از نظر مالى دچار مشكل بوده است.

 و طبيعى است وقتى وضعيّت صحن و حرم حضرت امام حسين (ع) چنين باشد، حال و روز و وضع ديگر مؤسسات و مراكز دينى چگونه خواهد بود؟

 والد ما (مرحوم آية الله العظمى حاج سيّد ميرزا مهدى شيرازى (قدس سرّه) متوفى1380 هجرى قمرى) كه به همراه مرحوم آيةالله العظمى حاج آقا حسين قمى براى اصلاح و رسيدگى به خرابيهاى رضاخان، از جمله باز گرداندن موقوفات مصادره شده به ايران سفر كردند، نقل نمودند كه در بررسى اوراق موقوفات آستان قدس رضوى (ع) مشاهده كردند كه دامنه موقوفات آن حضرت از مشهد تا سرزمين افغانستان، و از سوى ديگر تا كرانه هاى درياى خزر گسترده است، و حتى موقوفاتى جهت غذاى سگهاى كاروان هاى زوار، علوفه چهارپايان آنها، تأمين و تهيه كفش براى زوّار، و... قرار داده شده بود، ليكن با كمال تأسف ديديم تمام اين موقوفات غصب شد تا جائيكه اكنون نگهدارى و تعمير اماكن مقدسه و عتبات عاليات نيازمند كمك مالى اهل خير مى باشد.

 چنانكه رژيم هاى ايران و عراق به هزار و يك بهانه و عنوان، اموال موقوفه مدارس علميّه طلّاب و مساجد را ضبط نمودند، و با همان اموال ميكده و قمارخانه و مراكز فساد ساختند، كه همه اينها در راستاى عمل به خواست استعمارگران بود كه مى بايست مراكز مذهبى و علمى تضعيف و هر روز از تعداد آنها كاسته، و مراكز فساد گسترش و تقويت گردد.

 به هر حال نتيجه آن شد كه روحانيّون در سايه اينگونه حكومتها حتى از تأمين مايحتاج ضرورى روزانه خود و خانواده شان هم عاجزند، تا آنجا كه بسيارى از آنان براى امرار معاش مجبورند با نماز و روزه استيجارى يا حج و زيارت نيابتى روزگار را سپرى كنند.

 بنا بر اين بر مراجع تقليد و علماى شيعه است كه در انديشه يافتن راه حلهايى جهت مشكل اقتصادى روحانيّون باشند، و طبيعى است هنگامى كه مجموعه روحانيّون در باب معيشت تحت فشار باشند، از مقابله با استعمار و ايادى آنها باز مى مانند.

 آنكه شيران را كند روبه مـزاج****احتياج است احتياج است احتياج

 طبعاً پس از تشكيل شوراى مراجع، توجه بيشترى هزينه زندگى روحانيّون در حد كفاف و عفاف خواهد شد، البته بايد توجّه داشت كه هرگونه برنامه ريزى در راستاى بهبود وضع طلّاب و حوزه ها بايد بدون دخالت مستقيم و يا غير مستقيم حكومتها باشد، زيرا هرگونه مداخله حكومت ها مادامى كه در عمل از قدرت هاى استعمارى و سياستهاى آنها تبعيّت مى كنند، موجب فساد و انحراف و عدم دستيابى به نتيجه مقصود كه همان حفظ استقلال روحانيّت جهت مقابله با سياستهاى استعمارى و مبارزه با عوامل استعمار و خدمت به فرهنگ اسلامى است، مى گردد.

 با توجه به نفوذ عميق مرجعيت در ميان امّت اسلامى، تجمّع مراجع تقليد و تشكيل شوراى مراجع بعيد به نظر نمى رسد، زيرا تاريخ نشان مى دهد كه همواره مردم مسلمان پيرو فقهاء و حوزه هاى علميّه بوده اند، و هرگاه مراجع در صحنه سياسى كشورى حضور داشتند، توانسته اند حكومتى را سرنگون يا تثبيت كنند، در عمل شوراى مراجع و فقها بود كه سلطنت قاجار را متزلزل و مشروطه را جايگزين آن ساخت، و مراجع تقليد بودند كه توانستند حكومت استعمارى عراق را براندازند، و حكومتى برپايه خواست مردم عراق ايجاد كنند، و علوم حوزوى و تقوى و عدالت نه تنها مانع دخالت در سياست نمى گردد، بلكه همواره سبب پيروى عميق تر مردم از مرجعيّت بوده است.

 انقلاب مشروطه در ايران و انقلاب1920 ميلادى در عراق به رهبرى آخوند خراسانى و آيةالله ميرزا محمد تقى شيرازى شكل گرفت، كه اگر اين دو رهبر تا پيروزى كامل انقلاب زنده مى ماندند، و زمام حكومت را به دست مى گرفتند، تاريخ آنها به گونه اى ديگر رقم مى خورد. اين مراجع و روحانيّون هستند كه مردم را به وظايف شرعيّه و احكام الهى تشويق و ترغيب مى كنند، و آنها را به نماز و روزه و حجّ و خمس و زكات و احداث و بناء مسجد ومدرسه و حسينيّه و... توصيه مى نمايند، و مردم هم از آنها تبعيّت، و به دستورات آنها گردن مى نهند، حال اگر مراجع به مردم بگويند: سعى و تلاش كنيد تا كشور از دست اجانب خارج و به دست شما اداره شود، پيشرفت و ترقّى كند، آيا مردم اطاعت نخواهند كرد؟

 اينجانب شخصاً در دوران جنگ جهانى دوم در عراق شاهد بودم كه چگونه صدها هزار نفر از مردم مسلمان عراق به كربلا و نجف سرازير شدند تا تحت رهبرى مراجع وقت انگليس را از سرزمين اسلامى عراق بيرون برانند، و ديدم چگونه مراجع تقليدى همچون آيات عظام قمى، ميلانى و والد ما بر پهلوى دوّم فشار آوردند تا قوانين ضدّ اسلامى را لغو كند، موقوفات را باز گرداند، زنان را در انتخاب حجاب آزاد بگذارد، اختلاط پسران و دختران در مدارس و مراكز آموزشى و ورزشى را از ميان بردارد.

 پس مهمترين و اساسى ترين عمل در جهت تحقّق اين خواسته آن است كه علماء و مراجع با وحدت كلمه براى حاكميّت دولتى اسلامى برنامه ريزى نمايند.