|
آزادى هاى عمومى جهان خلقت همواره رو به سوى پيشرفت و نظمى برتر گام بر مى دارد، و شرائط و امكانات تكامل براى هر آفريده اى مهيا گشته، كه در اين ميان انسان نيز از اين قاعده مستثنى نيست. آفريدگار هستى ابزار و استعدادهايى به انسان عطا فرموده، و هر آن چه كه پيرامون اوست همچون: درياها و رودخانه ها، كوهها و دشت ها و معادن، و در يك كلام طبيعت را در اختيار او قرار داده است. و اگرچه حركت كمالى بشر و استعدادهاى او محدود است، ولى اگر انسان در استفاده از همين امكانات پيرامون خود آزاد باشد، و جامعه و محيط وى را يارى دهند، و خود نيز لياقت و شايستگى لازم را بروز دهد، شاهد رشد و توسعه حيات بشرى و رونق بيشتر تمدّن خواهيم بود، امّا اگر شرائط لازم فراهم نشود، و زمينه ترقى و تعالى از بين برود، حيات و زندگى پژمرده و بى روح، تمدّن از درون پوسيده، و جامعه سست و بى حركت باقى مى ماند. و طبيعى است كه تنها ايجاد محيط مناسب براى رشد آزاديهاى فردى و اجتماعى كافى نيست، چرا كه بسيارى از آزاديها باهم تعارض دارند؛ آزاديهاى افراد با يكديگر، منافع فرد با جامعه، و موارد بسيارى ديگر هم خوانى ندارند، و غالباً اين قبيل تضادها خود موجب نابسامانى وتنش در جامعه گشته و نيروها را به هم مشغول مى سازد تا آنجا كه مسير پيشرفت مسدود مى گردد، و اينجاست كه ضرورت برخوردارى هر حركت و كارى ازنظم و حدود و قوانين صحيح و معقول در كنار نيرو و جنبش و ابزارهاى لازم و كارآمد، نمايان مى شود. در مثال هواپيما كه برخوردار از نيرويى قوى است مى تواند تشبيه زيبايى براى آزادى باشد، كه اگر عيبى در بدنه، موتور، يا كوچكترين نقص فنّى در سيستم پيچيده آن وجود داشته باشد، قادر به پرواز نخواهد بود، همان طور اگر تمام تجهيزات آن سالم و كامل باشد، امّا بدون هماهنگى و برنامه ريزى صحيح آن را به پرواز درآورند، نه تنها محكوم به سقوط و متلاشى شدن است كه مى تواند خرابى ها و خطرات بسيارى ببار آورد، آزادى نيز اينگونه است كه مى بايست در آن دو جنب مورد دقّت و رعايت كامل قرار گيرد: 1 ـ زمينه سازى براى توسعه آزادى. 2 ـ تعريف و تعيين حدود آزادى با تكيه بر قوه منطق و خرد و برهان. كه اين دو از وظايف سنگين رهبرى جامعه در مسير رشد و توسعه مى باشد، و اسلام به هردو جنب نظر دارد، كه اين آئين نه تنها ترسيم كننده خطوط كلّى و در عين حال دقيق آزادى است، بلكه مدافع و حامى آزادى مى باشد. از ديدگاه اسلام هرگونه كوته بينى و خشك نظرى ممنوع، و تجاوز و تعدّى در حوزه آزادى حرام شمرده شده، و با بيانات روشن و شيوا فريبكاران و تحريف كنندگان مفهوم آزادى را رسوا نموده است. حال آنگونه كه به نظر مى رسد، تحقق واقعى ـ و نه ظاهرى و شعارگونه ـ آزادى در جامعه و حكومت اسلامى تنها مبتنى بر تحقق دو بنياد اساسى در جامعه امكان پذير است: 1 ـ شوراى مراجع. 2 ـ احزاب آزاد سياسى. |