|
چرا نام حزب براى برخى وحشت آفرين است؟ تا كنون عملكرد احزاب و تشكيلات سياسى وابسته به استعمار يا حكومتها در كشورهاى اسلامى، چهره كريه و زشتى از حزب در جامعه تصوير نموده، و همين احزاب نه تنها هيچگونه مثمرثمر نبودند، بلكه بيشترين ضرر را براى مردم داشتند، و بار منفى و خاطره بدى از خود در ذهن ها برجاى گذاشتند، تا آنجا كه در نظر بسيارى از مردم فرد حزبى يعنى انسانى خرابكار و بدخواه، و دستيابى احزاب به قدرت را برابر با نابودى و ويرانى كشور برشمرده اند، همانگونه كه در مصر دوران جمال عبدالناصر و عراق در زمان عبدالكريم قاسم چنين بود. اما از سوى ديگر براى اداره صحيح و پيشرفت و تعالى جامعه، چاره اى جز تشكيل جمعيتها، انجمنها، و احزاب نيست، زيرا چگونه ممكن است بدون سازماندهى و تجمّع در برابر تشكيلات منظم غرب و نفوذ سازمانهاى الحادى و انحرافى مقاومت نمود. اكنون در كشورهاى مختلف غربى حدود يك ميليارد نفر عضو احزاب و تشكّل ها هستند، در شوروى و چين كمونيست حدود يك ميليارد و پانصد ميليون نفر تحت پوشش سازمانها و تشكلها فعاليت دارند، و در واقع قدرت تمدن غرب از همين تشكيلات منظم سياسى و اجتماعى نشأت گرفته است. با توجه به اين دو نكته احزاب سياسى صحيح در كشورهاى اسلامى مى بايست نهايت تلاش و كوشش خود را به كار گيرند تا اين سابقه منفى و خاطره بدى كه از نام حزب در اذهان مسلمانان پديد آمده را پاك كنند، در غير اين صورت هرگز قادر بر جذب مردم نخواهند بود. از باب مثال فرض كنيد يكى از اهالى شهر خاصّى دست به سرقت زند، و در مدّتى كوتاه فرد دوّم، سوّم و چهارم نيز مرتكب همان خلاف شوند، روشن است كه غالب مردم چنين نتيجه مى گيرند كه اهالى آن شهر خلافكارند، هرچند اين نتيجه گيرى منطقى نباشد، كه به هر صورت براى فرد پنجم از اهالى آن شهر مقابله با اين ذهنيّت منفى و تغيير آن كار بسيار دشوار و مشكلى است. ديگر نكته مهم آنكه بايد حركت و فعاليت احزاب در چارچوب اسلام باشد، زيرا اگر احزاب بخواهند افراد را خارج از موازين و قوانين اسلامى تربيت كنند، و روزى زمامدارى جامعه به دست اينگونه افراد بيفتد، نه تنها كارى سازنده و مفيد انجام نداده اند، كه كار آنها كاملاً مضرّ و ويرانگر نيز مى باشد: (فماذا بعد الحقّ إلاّ الضلال) (يونس: 32) يعنى: پس از حقّ نيست جز گمراهى و ضلالت. از اين رو بايد اذعان داشت كه وظيفه احزاب اسلامى بسى سنگين و البته باارزش مى باشد. و نيز بر همه افراد وابسته به احزاب اسلامى است كه در جهت كسب فضائل اخلاقى كوشا باشند، و نه تنها بايد به حقّ خويش راضى و قانع بوده و زياده طلب نباشند، بلكه براى حفظ حيثيّت و آبرو و در جهت پيشرفت حزب اگر لازم شد از حقّ خود هم بگذرند، قرآن كريم به پيروان خود سفارش مى فرمايد: (إدفع بالتى هى أحسن) (مؤمنون: 96) يعنى: به نيكوترين روش بديها را از خود دور ساز. و در آيه ديگر مى فرمايد: (خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجاهلين) (اعراف: 199) يعنى: گذشت و بخشش را پيشه خود ساز، به خوبيها امر كن، و از جاهلان دورى گزين. امّا روحانيون اگر بخواهند روزى در مسند امور يك كشور قرار گيرند، نيازمند تأييد و رأى عمومى جامعه، و ايجاد محيطى مناسب براى تشكيل حكومت دينى مى باشند. كه براى تحقّق چنين هدف و آرمانى چهار پيش شرط لازم است: اوّل: انتشار گسترده كتب و مطبوعات در تيراژ ميليونها نسخه، كه مقدمه آگاهى و رشد فكرى در جامعه مى باشد، و بديهى است كه بدون فعاليت فرهنگى هيچ تغيير بنيادى و ريشه اى در جامعه متصوّر نخواهد بود. البته رسانه هاى ارتباط جمعى نوين مانند راديو و تلويزيون قابليتهاى بيشترى براى نشر آگاهى و فكر دارند، امّا معمولاً اين قبيل رسانه ها در دسترس روحانيون نيست، بنابراين مى بايست با وسايل ممكن و در دسترس مانند كتاب و مطبوعات زمينه را براى القاء افكار و آگاهيهاى دينى در خصوص آزاديهاى اسلامى، برادرى اسلامى، خود كفائى، امّت واحده اسلامى، احزاب آزاد و شوراى مراجع مهيّا نمود. و کاملاً واضح است كه گسترش چنين فرهنگى در جهان اسلام احتياج به همكارى و هميارى متفكّرين و انديشمندان بسيارى دارد كه اين افراد با تشكيل سازمانهاى منظّم و كارآمد اين رسالت خطير را بر عهده گيرند، و البته بايد توجه داشت كه مى بايست قدم به قدم به سوى فرهنگ عالى اسلامى، احزاب آزاد و شوراى مراجع پيش رفت، و در قدم اول بايد اقدام به تشكيل كنفرانسها و سمينارهايى جهت انتقال اين طرح ها و افكار نمود تا در جهان اسلام به جاى حكومتهاى غير اسلامى و مبتنى بر قوانين باطل، يك حكومت فراگير مبتنى بر احكام و قوانين واقعى اسلامى تحت نظارت شوراى مراجع مستقر گردد. دوّم: لازمه گسترش فرهنگ اسلامى و نفوذ كلام روحانيّون در جامعه، پايبندى كامل آنها به اخلاق اسلامى است، كه اخلاق نيكو بر قلبها حكومت مى كند، و مهمترين عامل جذب قشرهاى مختلف جامعه مى باشد، سلطه مادى و فيزيكى محدود به جسم است، امّا اگر كسى بتواند بر روح و روان ديگران نفوذ كند، از قدرت و قوّت افزونترى برخوردار مى باشد، از اينرو است كه نام و ياد پيامبران و امامان معصوم (ع) و افراد اصلاح طلب جاودانه باقى مانده، و نام و خاطره طاغوت ها و سركشان جز وقايع ظلم و جور آنها همه از صفحه روزگار محو مى شود. سوّم: انسان همواره با نيازهاى گوناگون روبه رو است، اگر روزى روحانيّت بخواهد بر جامعه اى حكومت كند، مى بايست مبادرت به تأسيس همه گونه مؤسّسات اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، خدماتى و... از قبيل مدارس، دانشگاه، بانك، بيمارستان، كارگاه و مراكز اشتغال زا و... بنمايد، تا سبب افزايش اعتماد مردم به آنها، و اعتقاد به خدمت آنان نسبت به جامعه شود. چهارم: بايد روحانيّون در همه زمينهاى علمى و تخصّصى وارد شوند، به عبارت ديگر فرد روحانى بايد در كنار دروس حوزوى و تخصّص خود، در رشته هاى مختلف مهندسى، پزشكى، و... به تحصيل و طى مراحل علمى بپردازد، همانگونه كه در گذشته چنين بود. زيرا هنگامى روحانيت مى تواند يك جامعه را اداره كند كه مجموعه اى غنى از لحاظ علمى و عملى را در بين خود داشته باشد، و اكتفا كردن به تأليف و تدوين و يا سخنرانى آن هم به صورت تئورى و ظاهرى تنها گوشه اى از وظيفه است، كه البته دستيابى و نيل به هدف و مقصود در گرو عمل به جميع وظايف خواهد بود. مختصر آنكه از مهمترين عوامل مؤثرى كه بر همه آنها كه در راه بازگشت كيان و اقتدار دولت اسلامى و برقرارى قوانين روحبخش دين مبين اسلام گام بر مى دارند، التزام و اهتمام به آن واجب مى نمايد، بازگشت و اعاده و احياء اخلاق و رفتار شايسته و صد البته فراموش شده رسول گرامى اسلامى (ص) است، كه اين يگانه راه بازگشت حكومت اسلامى و ثبات و بقاء آن است، و بدون آن راهى بس طولانى و دشوار فرا روى همه تلاشگران در اين مسير خواهد بود كه هرگز رسيدن به مقصد نهائى در آن متصوّر نخواهد بود، اگر نگوئيم در پايان تنها شكست و نتيجه معكوس عائدشان شود و اعتبار و منزلتى بسيار پائين تر و بدتر از زمان قبل از تحرّك و تلاش در جامعه نصيبشان گردد. كه در اين راستا از پايه هاى اساسى اخلاق اسلامى عفو و گذشت نسبت به افراد خاطى است، كه بايد گروههاى اسلامى و همه آنها كه در راه تحقّق حكومت واقعى اسلامى سعى دارند، به تمام اقشار همچون صاحبان فكر و انديشه، متصديان امور و حتى عوامل نظام، ثروتمندان و... اطمينان خاطر بدهند كه معيار در عمل براى آنها تبعيت از دستور قرآن است: (خذ العفو) (اعراف: 199) يعنى: عفو و گذشت را پيشه خود كن، و پيروى از سخن پيامبر (ص) در روز فتح مكّه خطاب به همه فتنه انگيزان و آتش افروزان جنگ: (اذهبوا فأنتم الطلقاء) يعنى: برويد شما آزاد شدگان هستيد، كه بارزترين خصوصيّت اخلاقى حكومت اسلامى عمين عفو و اغماض است، بايد آنها باور كنند كه اموال آنها مصادره نمى شود، نسبت به كارهاى گذشته شان مورد مؤاخذه قرار نمى گيرند، از هيچ حقّ اجتماعى محروم نمى شوند، بلكه اگر مردم بخواهند مى توانند آنها را بر اساس شرائط جهت اداره حكومت انتخاب كنند. و باور كنند كه تنها هدف دولت اسلامى اجرا و تطبيق احكام عقلى اسلام است. چنانكه در سيره رسول خدا (ص) ديده شد، كه حتى مال يك ثروتمند را مصادره نفرمود، حتى يك انديشمند و صاحب فكر وانديشه اعدام يا زندانى نشد، و حتّى پاره اى از رؤسا و سردمداران را بر منصب هاى خود ابقا نمود، و... پس اگر جنبشها و نهضتهاى اسلامى به اخلاق و رفتار نيكوى پيامبر (ص) تأسى كنند، و روش و سيره آن حضرت را پيشه كنند، نه تنها محبّت و علاقه قبلى ديگران و حتى دشمنان خود را به دست خواهند آورد، بلكه تا حدّ زيادى از سركوب و مقاومت بدخواهان بر عليه حركتهاى اسلامى كاسته شده، و موجب اطمينان مردم به عدالت اسلامى، و خوشرفتارى و احسان آنها نسبت به دولت مى گردد، خداى متعال در قرآن كريم مى فرمايد: (ان الله يامر بالعدل والإحسان) (نحل: 90) يعنى: خداوند به عدالت و احسان نسبت به ديگران امر مى كند. و البته تخلّق و تمسّك به دو خصيصه عدالت و احسان، مسير پيشرفت را براى همه ساعيان و تلاشگران در مسير تحقّق حكومت واقعى اسلامى هموارتر و آسانتر مى نمايد. و در مقابل اگر شعار حركتهاى اسلامى قتل، مصادره و ضبط اموال، محاكمه صاحب منصبان و وابستگان به رژيم، و روانه زندان و تبعيد كردن آنان و... باشد، بى شك چنين حركتهايى در مسيرى گام بر مى دارند كه پايانش بن بست است، و تنها گذر زمان لازم است تا خام بودن خيال و گمان آنان را به اثبات رساند. و اين امرى بديهى است كه مردم تنها و تنها به دور كسى جمع مى شوند كه برخوردار از خصلت ها و خصيصه اى زير باشد: كسى كه آنان را از گرسنگى برهاند، و امنيت آنها را تأمين كند: (أطعمهم من جوع، و آمنهم من خوف) (قريش: 4) . از بديهاى آنان بگذرد، به كردار نيكو فرمان دهد، و از جاهلان برحذر باشد: (خذالعفو و أمر بالعرف واعرض عن الجاهلين) (اعراف: 199) . با نرم رفتارى و رحمت با آنها معاشرت كند: (فبما رحمة من الله لنت لهم) (آل عمران: 159) . كسى كه در زمان قدرت يافتن بر خصم سيره و كردارش اين باشد كه امروز روز رحمت و بخشش است، امروز حرمتها و حريم ها حفظ مى شود: (اليوم يوم المرحمة، اليوم تحفظ الحرمة) . آنكس كه خداى متعال در باره اش مى فرمايد:تو اى پيامبر داراى اخلاق نيكو ورفيعى هستى،(و إنّك لعى خُلُقٍ عظيم) (قلم: 4) . و آنكس كه به دشمنان قسم خورده خود در زمانى كه بر آنها پيروز شود بفرمايد: برويد شما همه آزاد شده ايد، (اذهبوا أنتم الطلقاء) . |