صفحه اصلى

تأليفات

سياست و حكومت

فهرست كتاب

 

 

 فراهم سازى اسباب سقوط خويش

 آنها كه در راه بازگشت آزادى و محو استبداد از سرزمينهاى اسلامى و حاكميّت و اجراى قوانين اسلامى تلاش مى كنند، پيش از آنكه استعمار و اياديش بتوانند اسباب و مقدمات سقوط آنها را فراهم آورند، خود موجبات سقوط و فروپاشى حكومتشان را تدارك مى بينند، زيرا اگرچه ايشان در ابتدا با سازماندهى و جذب افراد، شور و شوق لازم را براى پيگيرى مستمر مبارزه تا رسيدن به سر منزل مقصود كه همان برپايى حكومت اسلامى است، در دل مردم ايجاد مى كنند، امّا پس از تحمّل مشقّت هاى بسيار و زمانى كه با اتحاد و انسجام امّت حكومت اسلامى تشكيل يافت، همه حرفها و شعارهاى خود را به دست فراموشى سپرده و به آنها پشت مى كنند، به فرموده آيه شريفه: (كالتى نقضت غزلها من بعد قوّةٍ أنكاسا) (نحل: 92) يعنى: مانند كسى كه رشته هاى بافته شده را پنبه مى كند.

 كه ديگر از آن شور و نشاط اثرى جز سردى و بى تحركى ديده نمى شود، وحدت كلمه جاى خود را به تفرقه و اختلافات مى سپارد، شعار شورا و مشورت در عمل به فردگرايى و استبداد تبديل مى شود، و آنقدر فشار بر مردم وارد مى كنند تا آن شور و شعف جاى خود رابه نارضايتى و نفرت بسپارد، و همان مبارزين و مجاهدين اوليّه به افرادى مغرور و زورگو تغيير ماهيت دهند، خود را در علم و كردار و فهم و شعور برتر از مردم پندارند و مخالفين خود را فاقد علم و دين و درك و شعور معرفى كنند.

 بديهى است كه سرشت و طبيعت انسانها دورى جستن و روى گرداندن از اينگونه افراد است، و هرچند اين طايفه در ابتداى نهضت و حركت شجاع و دلير هستند، امّا پس از دستيابى به حكومت به شدّت از به خطر افتادن منافع خويش در هراسند، و اگرچه همه آرزو و هدف آنها پيش از آن خدمت به مردم بود، امّا پس از تكيه زدن بر كرسى قدرت مردم را موظف به خدمتگزارى خود مى دانند، و اگرچه در آغاز حركت نسبت به همه كس تواضع داشتند، امّا رياست آنها را افرادى خود خواه و مغرور مى كند، و هرچند تا پيش از آن در ميان مردم و با مردم بودند، امّا پس از رسيدن به پست و مقام، به بدترين شكل ممكن ازمردم كناره گيرى مى كنند، و همين عوامل است كه موجب تأخر و عقب افتادگى روزافزون كشورهاى اسلامى گرديده، در حاليكه همگان شاهد پيشرفت و ترقّى روزمره حكومتهاى غربى هستيم، چرا كه تنگ نظرى، فرد محورى، اختلافات، استبداد در ميان صفوف كارگزاران جهان اسلام رخنه كرده، امّا در جهان غرب عكس اين قبيل خصلت ها ديده مى شود، كه احزاب آزاد سياسى در آن كشورها دائم در حال رقابت با يكديگر، و مسئولين هر حزب سعى در كاستن نواقص و در نتيجه جذب آراء بيشتر مردم هستند.

 يكى از مورخين مسيحى مى گويد: از عوامل مهم پيشرفت اسلام و نفوذ كلام محمد ـ پيامبر گرامى اسلام (ص) ـ در جامعه آن روز اين بود كه از اوّلين روز دعوت او به اسلام تا روزى كه رحلت و از ميان پيروان خود به جهان ديگر شتافت، ذرّه اى تغيير در رفتار و كردار او ديده نشد:

1 ـ يارانش در هنگام وفات همان اشخاصى بودند كه در طول مبارزات و مجاهدت ها در كنارش بودند.

2 ـ محبوبيّت و مردم دارى وى در واپسين روزهاى زندگى به همان ميزان محبوبيّت وى در طول زندگيش و در ابتداى اعلان دعوت به اسلام بود.

3 ـ خانه بسيار ساده و معدود وسايل عادى زندگى او، و همچنين تبسّمى كه بر لبهاى مباركش انسى ديرينه داشت و از هم جدا نمى شدند، هرگز در طول بيست و سه سال تغيير نيافت، و همچنانكه در روزهاى آغازين بود، در روزها و ساعتهاى پايانى هم همانگونه بود.