|
قسمت سوم : پس از پايان يافتن سؤالات در باره شرط اوّل پيرامون شناخت اسلام و رهبران آن، نوبت به شرط دوّم مى رسد كه در آن سئوال مى شود: چگونه مى توان يك نيروى اسلامى در سطح جهان ايجاد كرد كه قادر باشد دو هدف اساسى را تحقّق بخشد نهضت مسلمين و نجات غير مسلمين در حدود ممكن و نه فقط نجات جهان سوّم، بلكه حتّى نجات ملتهاى دو بلوك غرب و شرق از فساد نظام، و ظلم حكّام و فرمانروايانشان؟ در پاسخ اين پرسشهاى متعدد سعى مى كنيم به طور فشرده به يكايك آنها پاسخ بدهيم به ترتيب: اول: پيامبر اسلام (ص)، منافقين را به خوبى مى شناختند، امّا چون اسلام در برابر دو امپراطورى فارس و روم دست نشاندگان آن دو، جديدالتأسيس و تازه نشأت گرفته بود، امكان نداشت كه مسلمين را از يكديگر جدا ساخته، و ميان آنان اختلاف و خونريزى به راه اندازد، و اگر چنين مى شد، آن دو امپراطورى بزرگ و ديگر دشمنان اسلام فرصت را غنيمت شمرده و به اسلام يورش برده و مسلمين را نابود مى ساختند. و لذا امير مؤمنان حضرت على(ع) در جواب صديقه طاهره حضرت فاطمه(ع) فرمود: اگر عليه منافقين و منحرفين شمشير به دست گيرم ديگر براى اين نام هيچ اثرى باقى نخواهد ماند ـ يعنى نام محمد(ص) ـ و كدام بهتر بود اينكه تمام اسلام نابود شود، يا اينكه مسلمانان مخلص در كنار غير مخلص تا مدّتى بمانند و اسلام همچنان زنده باشد؟ دوم: از پاسخ به سؤال اوّل جواب سؤال دوّم نيز به دست مى آيد، كه سكوت على(ع) و زنده ماندن او و ساير مسلمين بهتر از اختلاف و نزاع بود كه سرانجامش اضمحلال و نابودى اسلام به دست دو امپراطورى نيرومند باشد. سوم: و پديدارى مشكلات در دوران حكومت امير مؤمنان على(ع) نيز طبيعى بود، زيرا كه امر داير بود در اينكه امام در همان خط منحرف دوران عثمان سير كند، كه در نتيجه آن اسلام همانند دين يهود و مسيحيان به انحراف كشيده مى شد، يا اينكه در آن خطّى سير كند كه دينى آميخته با دنياى مادّى عارضش گردد كه هدف فرماندهان جنگ جمل بود يا از دين خشك و منحرفى پيروى كند كه خواسته جنگ افروزان نهروان بود و يا اينكه تنها و تنها دنيا را بر همه چيز مقدم دارد كه آن هم هدف فرماندهان جنگ صفّين بود. حضرت على(ع) هيچكدام از اين راهها را نپذيرفت، بلكه گام به گام به جاى پاى رسول خدا(ص) قدم نهاد، و در همه چيز از آن حضرت پيروى كرد، از جمله اينكه: 1 ـ على بن ابى طالب (ع) هيچگاه مهاجم نبود، جنگ آفندى نداشت، بلكه در تمام جنگهاى دوران حكومتش مدافع بود، و حالت پدافندى داشت، و همان طوری كه پيامبر (ص) پيوسته از خودشان دفاع مى كردند، و هركس كه با آن حضرت از در ستيز در مى آمد، پيامبر بزرگ (ص) در برابر او تنها حالت پدافندى و دفاعى به خود مى گرفتند و على(ع) نيز چنين كرد. |