|
قسمت دهم : رهبران اسلامى به پيروى از پيامبر بزرگ اسلام (ص) و حضرت على(ع) با ديگران مشورت مى كنند، چنانچه از پيامبر اكرم(ص) نقل شده كه مى فرموده است: (اى مردم با شما مشورت مى كنم بر كارهايم نظر بدهيد) ((ايّها الناس أشيروا علىّ)) و همچنين از حضرت على(ع) نقل شده كه به مردم فرمود: (شما را بر من حقّ مشورت است)(لكم علىّ المشورة). ب: روش رهبرى و دولت در اسلام به ترتيب زير است: اوّلاً ـ مرجع اعلى و رهبر مملكت بايد مجتهد، عادل و منتخب اكثريت مردم در انتخاباتى آزاد، و در محيطى آزاد باشد (و نشانه محيط آزاد، احزاب اسلامى آزاد، مطبوعات آزاد، و راديو و تلويزيون آزاد است) خواه مردم گروهى به نام شوراى رهبرى، و يا يك رهبر انتخاب كنند. ثانياً ـ احزاب اسلامى آزاد، و قواى سه گانه مقنّنه: (تطبيقيّه)، مجريه و قضائيه بايد تحت نظارت مرجع تقليد و يا شوراى مرجعيّت اداره شود. ثالثاً ـ قوانين اسلامى در تمام امور حياتى اعمّ از اقتصادى، اجتماعى و غيره بايد به مرحله اجرا در آيد، و قوّه مقننه در حقيقت براى مطابقت دادن زمان با قوانين اسلامى است، نه اينكه بمانند مجلس پارلمانى در دولتهاى دمكراتيك باشد (و ما در كتابهاى فقهى: السياسة، الاقتصاد، الاجتماع، الحكم فى الاسلام، و إلى حكم الاسلام گوشه اى از تفاصيل و چگونگى اين مسائل را مورد بحث و بررسى قرار داده ايم)(اين كتابهاى فقهى چند مجلّد از دوره عظيم و دائرةالمعارف فقه شيعه است كه نويسنده محترم نوشته و تا كنون حدود (64) مجلّد آن در ابواب فقهى و مسائل متنوّع اسلامى به چاپ رسيده است، كه خوشبختانه تعدادى از آنها به زبان فارسى ترجمه شده، و تعدادى هم در دست ترجمه است. (مترجم)). و زمانى كه هيئت حاكمه از استثمار و استعباد دورى جسته و از طرفى احزاب اسلامى آزاد، و در زمينه هاى مختلف اقتصاد، كشاورزى، ساختمان سازى، صنعت، تجارت، حق اظهار نظر، فرهنگ، ثروت مشروع و حكومت آزادى كامل در كار باشد، و همگان بر حسب لياقت و قابليتشان در تحصيل علم آزاد باشند، در اين صورت هرج و مرج رخ نمى دهد، و استعمارگران غرب و شرق هم قادر به تشكيل احزاب در چنين حكومتى نخواهند بود، چون نه استثمارى در كار است و نه فشار و اختناقى كه نقطه ضعفى باشد به دست استعمارگران و مزدورانشان براى دخالت در امور مردم. و سرانجام نوبت به چگونگى نهضت مسلمين مى رسد، تا انشاءالله يك حكومت هزار ميليونى در پرتو اسلام داشته باشند، در چگونگى تحرك و نهضت مسلمين عوامل بسيارى بايد مراعات گردد، كه ما مختصراً به مهمترين آنها اشارت مى بريم: اول ـ جمع تمام احزاب، گروهها و فعّاليتهاى اسلامى در يك واحد متّحد كه آن هم تحت نظر يك مجلس اعلاى اسلامى مشورتى اداره شود. دوم ـ آگاهى دادن به مسلمين جهان لااقل از راه پخش هزار ميليون كتاب به زبانهاى مختلف، در سطح مسلمين جهان. سوم ـ برخوردارى رهبران از رفتار و اخلاق نیـک اسلامى، به طوری كه موجب گرد آمدن مردم پيرامونشان گردد. چهارم ـ خودكفائى ذاتى از دولتهاى استعمارگر. پنجم ـ و بالأخره نهضتى كه تا هنگام رسيدن به حكومت، صلح و روش مسالمت آميز انسانى را شعار خود قرار داده، و بدان عمل كند. |