| مؤلفات |
|
جزئيّات حزب |
|
توضيح ويژگى هاى لازم يك حزب را (البتّه زير نظر مرجعيّت) در برخى از كتابها مانند (الفقه: السّياسة) بيان كرده ايم تا كسانى كه مايلند در اين زمينه فعّاليّتى داشته باشند، بيانات ياد شده را مورد توجّه قرار دهند. دموكراسى (مشورتى) در نظام حكومتى، به طور اساسى بر شناخت ماهيّت، واقعيّت، علل و نتايج احزاب استوار است، زيرا احزاب موجود در يك كشور، همواره تأثير بسيار مهمّ و اساسى در صحنه سياسى و اجتماعى ملّتها و حكومت ها مى گذارند، خواه اين تأثير بسيار، از نوع منفى (در احزاب منحرف) يا نوع مثبت آن (در احزاب غير منحرف و صحيح) باشد. ما در كتاب (السّبيل) و (الصّياغة) به طور كامل به ويژگى ها و شرطهاى خاصّ احزاب صحيح اشاره كرده ايم. همچنان كه دموكراسى بر تعدّد احزاب نيز استوار مى باشد، زيرا سيستم چند حزبى به طور عملى ضامن حفظ و تداوم آزادى و جلوگيرى از بازگشت استبداد در تاريخ ملّت ها است. همواره منافع مشترك گروهى از افراد، عامل جناح بندى، تجمّع وگردهمايى اين افراد بوده و هست، لكن وجود منافع مشترك ميان گروه و يا افرادى خاصّ، دليل بر رعايت منافع همه مردم نمى باشد. به طور مثال اتاق بازرگانى، يك سازمانى است كه در جهت حفظ منافع گروه خاصّى از افراد جامعه و نه تمام آنها فعّاليّت دارد. احزاب نيز از اين قاعده واصل مستثنى نيستند، به عنوان مثال حزب محافظه كار نشانگر سبك تفكّر اجتماعى خاصّى مى باشد، امّا حزب ترقّى خواه الگوى فكرى ديگرى مطرح مى كند. گروه هاى مذهبى و غير مذهبى نيز هركدام داراى تفكّر خاصّ به خود و يك سلسله از مصالح مشترك ميان افراد خود مى باشند. بر اين اساس ساده ترين و گوياترين تعريفى كه مى توان براى حزب عنوان نمود، عبارت است از: افرادى كه به خاطر تحقّق هدف معيّن و يا دست يابى به منافع مشترك دورهم جمع مى شوند تا به هدف هاى مشترك خود برسند و از آن محافظت كرده و آن را گسترش دهند. ما ملاحظات گوناگونى در مورد تعريف بالا و يا تعريف هايى كه بعدا بيان خواهد شد داريم، زيرا اين تعريف ها با واقعيّت مطابقت ندارد و در بسيارى از كتابها(1) تعريف صحيح احزاب گوناگون و هدف هاى برخى از احزاب را بيان كرده ايم، خوانندگان عزيز جهت اطّلاع بيشتر به آنها رجوع كنند تا ثابت شود كه تقسيم بندى ها و تعريف هاى قبلى و بعدى منعكس كننده آراء و نظريّات ما نيست، بلكه صرفا به خاطر آشنا ساختن شما خوانندگان با ديدگاه ها و نظرهاى ديگران پيرامون اين موضوع، به بيان آنها پرداخته ايم. احزاب سياسى معمولاً به احزاب چپ گرا، راست گرا، ميانه رو، راست گراى تندرو، چپ گراى تندرو، و غيره تقسيم مى شوند. هنگامى كه گفته مى شود فلان حزب راست گرا است، به اين معنا مى باشد كه منافع گروه خاصّ و محدودى را دنبال مى كند كه آن طبقه و قشر خاصّ در جهت دفاع و محافظت از منافع خود در چهارچوب حزب تلاش مى كند. امّا حزب چپ گرا، حزبى است كه منافع اقشار وسيع ترى از جامعه را دنبال مى كند و به عبارت ديگر خواستار توزيع منافع و مزاياى كشور در سطح گسترده ترى مى باشد و به شكستن انحصار و مزايا و منافع كشور براى گروهى خاصّ دعوت مى كند. البتّه اين معنى از ديدگاه شرقى ها است، امّا از ديدگاه غربى ها، راست گرا كسى است كه دست رنج زحمت هاى ديگران را به خود اختصاص مى دهد و چپ گرا كسى است كه دست آورد افراد را به تمام افراد جامعه اختصاص مى دهد(2). كه از نظر اسلام هيچ يك از اين دو مورد قابل قبول نيست. امّا حزب ميانه رو خواستار انحصار منافع و مزاياى كشور در دست گروه خاصّ و يا توزيع آنها ميان بيشترين قشر جامعه نيست، بلكه سياست ميانه روى را دنبال مى كند. امّا جناح راست گراى تندرو علاوه بر امتيازهاى موجودى كه در دست گروه خاصّى در جامعه مى باشد، سعى دارد امتيازهاى بيشترى را نصيب گروه خود سازد و در اين مورد از هيچ اقدام و يا به كارگيرى هيچ وسيله اى جهت حفظ اين امتيازها فروگذار نمى كند. و در مقابل، جناح چپ گراى تندرو عقيده دارد كه بايد مزايا و منافع جامعه در كوتاهترين زمان ممكن در كنترل خود در آيد و اقدامات وسيعترى جهت جلب منافع جامعه صورت پذيرد و حتّى اگر نياز به خشونت و روش ها و وسايل ديگر باشد، از شگردهاى متعارف و عادّى فراتر رفته و براى هدف هاى خود از هيچ گونه اقدامى فروگذار نمى كند. |
|
تقسيم احزاب به روشى ديگر |
|
1 ـ احزاب راديكال (ترقّى خواه تندرو) اين احزاب از گروه هاى مخالف و ناراضى جامعه تشكيل شده است و جهت تغيير اوضاع اجتماعى و سياسى و اقتصادى جامعه به هر قيمتى كه باشد تلاش مى كنند. 2 ـ احزاب ترقّى خواه ميانه رو (آزاد) اين احزاب از گروه هايى تشكيل مى شوند كه هيچ گونه نارضايتى و يا تنفّرى نسبت به شرايط حاكم بر جامعه از خود نشان نمى دهند و در عين حال براى انجام اصلاحات، نسبت به مشكلات و نارسايى ها، البتّه به صورت مسالمت آميز و غير شتاب زده، اقدام هاى لازم را انجام مى دهند. 3 ـ محافظه كاران افرادى هستند كه از اوضاع جارى خرسند و راضى مى باشند و مايل به وقوع هيچ گونه تغييراتى در جامعه نيستند هرچند كه ادّعاى دارند براى بهبودى اوضاع جامعه تلاش و مبارزه مى كنند. 4 ـ مرتجعين گروهى از افراد هستند كه نسبت به اوضاع حاكم بر جامعه ابراز رضايت و خرسندى مى كنند و به هيچ گونه تحوّل و تغييرى در اوضاع جامعه و بهبود شرايط رضايت نمى دهند. عدّه اى براين عقيده اند كه مردم در مقطع هاى گوناگون سنّى، روش هاى خود را تغيير مى دهند به طورى كه در سنين جوانى از جريانات مترقّى تندرو حمايت مى كنند، و هرچه بر عمر آنها افزوده مى شود بر ميزان تغيير گرايشات خود مى افزايند تا اين كه در سنين پيرى و سال خوردگى به ارتجاع گرايش مى يابند، و كم اتّفاق مى افتد كه فردى بدون طىّ مراحل گوناگون ناگهان به گرايش مخالف روى آورد. و در پايان: حزب عبارت است از تجمع گروهى از افراد كه داراى منافع مشترك در جهت هاى اجتماعى، اقتصادى و فكرى هستند، كه براى دست يابى به قدرت در چهارچوب نقطه نظرها و برنامه هاى اصلى خود تلاش و فعّاليّت مى كنند. وجود يك حزب خود به خود به مفهوم تجمّع و جناح بندى گروهى از مردم براى حفظ و نگهدارى منافع مشترك در بين خود و يا دفاع از منافع مشترك مورد نظرى كه در جهت تحقّق آن تلاش مى كنند، مى باشد. جاذبه اجتماعى هر حزب در محفل هاى مردمى و ميان اقشارى كه خارج از نظام توزيع و تقسيم امكانات و امتيازات جامعه قرار دارند، در واقع به ميزان مشموليّت مشترك كه اساس و فلسفه حزب در مورد منافع اجتماعى اعمّ از خاصّ و عام را تشكيل مى دهد، بستگى دارد، به اين معنى كه هر اندازه شعاع نقطه نظرها و اهداف حزب، افراد بيشترى از جامعه را درنظر داشته باشد جاذبه و منافع آن حزب بيشتر خواهد بود. و جامعه هايى كه دموكراسى اقتصادى را پياده مى كنند، به طورى كه از وجود احزاب در سطح جامعه بى نياز هستند نيز احزاب را براى خود نگه مى دارند، زيرا احزاب تشكيلاتى هستند كه براى مبارزات پيگير اجتماعى فعّاليّت مى كنند و در واقع هدف آنها از مبارزات، بالا بردن سطح آگاهى سياسى در جامعه و تحقّق اهداف اجتماعى و حفظ ايدئولوژى (عقيده سياسى) خود مى باشند، زيرا هيچ گونه حزبى به مفهوم سياسى، اجتماعى و اقتصادى وجود ندارد كه به اصل مبارزه معتقد نباشد و درگير آن نشود و هيچ حزبى نمى تواند از حمايت هاى مردمى برخوردار شود و دامنه نفوذ خود را در ميان توده هاى مردم گسترش دهد، مگر اين كه مبارزه را به عنوان يك اصل مهمّ باور داشته باشد. و هر حزبى كه بر مبارزات اجتماعى تكيّه دارد تا زمانى كه از روحيه مبارزه طلبى از اين قبيل برخوردار است موجوديّت و تداوم خود را حفظ خواهد كرد و هر حزب با استناد به اين نكته كه يك عامل اساسى به شمار مى رود به اصل و مفهوم مبارزه معتقد مى ماند. حتّى احزاب راست گرا و محافظه كار در كشورهاى سرمايه دارى كه اصولاً حافظ امتيازهاى طبقاتى هستند، براى حفظ آداب و رسوم اقتصادى و اجتماعى كه در واقع ضامن منافع، امتيازات و موفّقّيت آنها است، تلاش و مبارزه مى كنند، زيرا فلسفه برپايى احزاب، وجود حسّ مبارزه جويى در آنها است و هيچ حزبى نمى تواند بدون رعايت اصل مبارزه طلبى به حيات سياسى خود ادامه دهد. خصوصا در جامعه هاى در حال رشد، زيرا احزاب سياسى نمى توانند تنها با انتشار اساس نامه اى جامع و در تملّك ساختمان هاى متعدّد و صدور ده ها نشريه تبليغاتى، خود را نماينده و حامى منافع اجتماعى و اقتصادى مشترك توده هاى مردمى بدانند. 5 ـ احزاب ديكتاتورى هنگامى كه تنها نقطه نظرهاى مسئولين و رهبران يك حزب بر تشكيلات آن حزب تحميل شود، خود به خود قدرت تفكّر و اراده آزاد و بصيرت افراد و هواداران حزب به تدريج سلب و محو خواهد شد و در نتيجه قدرت آنها در به وجود آوردن و متبلور ساختن ارزش ها از بين خواهد رفت و با توزيع نامتعادل و نابرابر امكانات حزبى، دروغ پردازى، نفاق، بى ايمانى، زياده گويى و ترس بر اخلاق، آداب و رسوم سالم حزبى سايه خواهد افكند. و در چنين حزب هايى افراد و كادرهاى آن هرچه از لحاظ شخصيّت حقيرتر و حالت نفاق، چاپلوسى و ترس در آن ها بيشتر و باورهاى عقيدتى آنها كم رنگ تر باشد، به همان اندازه سازشكارتر و مطيع تر خواهند بود و اين گونه افراد كه اكثريّت عوامل و افراد حزب را تشكيل مى دهند از قرب و منزلت بيشترى نزد رهبران حزب برخوردار هستند و در مقابل، افراد شجاع بااراده و باايمان كه شخصيّت آنها با اطاعت بى چون و چرا و كوركورانه سازگار نيست، نمى توانند مورد اعتماد و اطمينان رهبران و مسئولين بلند پايه حزب باشند و چيزى نمى گذرد كه از حزب اخراج مى شوند. در كشورهاى در حال رشد، چنانچه اين احزاب به طور مستقيم نماينده حكومت ها و رژيم هاى سياسى و نظام هاى اجتماعى حاكم بر كشور باشند، خود به خود آن حكومت و نظام نفوذ اجتماعى و ماهيّت مردمى خود را از دست مى دهد، همان گونه كه احزاب (احزاب ديكتاتورى) جاذبيّت سياسى و مردمى خود را از دست داده اند، چرا كه در آن صورت داراى ماهيّت ديكتاتورى هستند و ديكتاتور هميشه باعث پراكنده شدن مردم ازاطراف خود مى شود. فقط با تكيّه بر اعدام، زندان و شكنجه مى تواند به حيات سياسى خود ادامه دهد. و اگر چنين احزابى براى حفظ منافع خود و جلب اعتماد مردم بخواهند در مقابل حركات و عمل كرد ديكتاتورى رژيم ايستادگى كنند، خواسته يا ناخواسته موجب پيدايش مشكلات و پيچيدگى امور خواهند شد. و اگر در شرايط مناسب و به دنبال وقوع كودتاى نظامى و يا انقلاب مردمى و پس از سرنگونى ديكتاتور فعّال شوند، بازهم باعث ويرانى و خرابى خواهند شد. امّا در جامعه هايى كه مردمش آن فاقد روحيّه تجربه و عمل كرد حزبى هستند و حكومت هاى حزبى آن ها مايل به تقسيم قدرت به روش صحيح و درست ميان حزبها نيستند، در واقع حزبهاى چنين ملّتى به شكل سازمانهايى در خواهند آمد كه دولت هيچ گونه احساس مسئوليتى در برابر آن ها ندارد و مردم، آن را نماينده نيازهاى اقتصادى و انتخاب هاى اجتماعى خود نمى دانند. |
|
علل شكست احزاب سياسى در جهان سوم |
|
با اين كه بيش از نيم قرن از تشكيل احزاب سياسى در كشورهاى جهان سوم مى گذرد، هنوز مسئله حزب يك پديده ناآشنا براى توده هاى عظيم مردمى و اقشار جامعه به شمار مى رود، و علّت اصلى اين مسئله در دو عامل نهفته است كه به بحث و بررسى آنها مى پردازيم: 1 ـ ملل جهان سوم خاطرات تلخى از فعّاليّت هاى احزاب سياسى موجود در كشورهاى خود دارند كه هرگز آن ها را فراموش نمى كنند. 2 ـ كمبود كتاب و جزوه هاى لازم در جهت آموزش صحيح اصول سياست در مراكز آموزشى كه اين امر باعث جهل و عدم آگاهى جامعه و خصوصا نسل جوان نسبت به مسايل سياسى و حزبى گشته و خود موجب ضعف و خلل در اداره صحيح احزاب شده است. ازاين رو درمى يابيم كه احزاب سياسى در نخستين تجربه اجتماعى خود در رابطه با انتخابات پارلمانى و انتخابات شوراهاى شهرى دچار شكست مى شوند و روشنفكران و كسانى كه در دوران مبارزات خود رنج هاى زيادى را تحمّل نموده، ناگهان با احزاب، جنبش ها و خيزش ها مواجه مى شوند و سئوالات متعدّدى در اذهانشان شكل مى بندد، مانند: آيا احزاب قادر به تجسّم انتخابهاى اجتماعى مردم هستند؟ آيا قادر بر بيان جهان بينى خود و همچنين درك مسايل و مشكلات جامعه مى باشند تا در رفع آن ها اقدام كنند؟ يا اين كه با فعّاليّت هاى بى هدف و نسنجيده خود فاصله طبقاتى ميان دو قشر ثروتمند و فقير را بيش تر مى كنند؟ آيا مى توانند تكيّه گاه قدرتى، براى توده هاى مردم به شمار آيند؟ آيا توان انجام وظيفه و اداى مسئوليّت هاى خود را دارند، تا مردم به سوى آنها روى آورند و با عضويّت و همكارى در جهت پيشرفت كشور تلاش كنند؟ آيا اساسا رابطه اى ميان احزاب و مردم وجود دارد؟ آيا رهبران احزاب مى توانند رابطه و تماس با توده هاى مردم برقرار سازند كه مبتنى بر انتخاب هاى مشترك اجتماعى باشد؟ احزاب سياسى در چه شرايطى مى توانند كامل كننده دموكراسى (مشورتى) كه به تدريج بر جامعه هاى نوين حكم فرما مى شود، باشند؟ آيا در دنياى پيشرفته و مترقّى و يا در حال توسعه و رشد، نيازى به وجود احزاب سياسى مى باشد؟ نقاط مثبت و منفى احزاب كدام است؟ احزاب چه نقشى را در تعيين سرنوشت دولت ها ايفا مى كنند؟ احزاب چگونه مى توانند زمينه فعّاليّت ها و مبارزات اجتماعى را براى خود فراهم سازند؟ عناصر تشكيل دهنده احزاب چگونه مى توانند، ابزار محرّك فعّاليّت هاى اجتماعى را درك نموده و بر اهميّت و ضرورت آن ابزار واقف گردند؟ چگونه نيروهاى احزاب سياسى به صورت ابزارى براى تحقّق اهداف شخصيّتى معيّن در جامعه در مى آيند؟ اين ها مجموعه سؤالاتى هستند كه نياز به پاسخ دارند و ما چون در صدد بررسى جزئيّات اين گونه مسايل نيستيم، لذا پاسخ آن را به كتابهاى تفصيلى واگذار مى كنيم(3). (حزب) يك واژه عربى است به معناى گروه يا مجموعه اى از افراد مردم با ديدگاه ها و هدف مشترك، و جمع آن (احزاب) مى باشد. و در قرآن كريم سوره اى به اين نام اختصاص يافته كه پروردگار متعال در آيه21 اين سوره مى فرمايد: (و لمّا رأى المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله). (هنگامى كه مؤمنين احزاب را ديدند، گفتند: وعده خدا و رسولش همين است). و در حديثى از رسول الله (ص) مى خوانيم كه فرمودند: (أنا مع الحزب الّذى فيه ابن الاردع)(4). (من با حزبى هستم كه ابن الأردع در آن مى باشد). و امّا حزب سياسى را مى توان اين گونه تعريف نمود: حزب سياسى عبارت است از قشرى از طبقه اجتماعى كه براى برقرارى نظام معيّنى به خاطر تأمين منافع مورد نظر و دست يابى به قدرت و اجراى خطّ مشى عقيدتى خود مبارزه نموده، براى به دست گرفتن رهبرى طبقه اى كه نمايندگى آن را در صحنه مبارزات اجتماعى بر عهده دارد، تلاش مى كند. امروزه قدرت احزاب در كشورهاى غربى به طور مداوم در حال افزايش است، زيرا مردم از اين گونه مكتب هاى سياسى استقبال مى كنند به طورى كه حكومت ها قادر نيستند پا برجا بمانند و يا به قدرت برسند، مگر با برخوردارى از حمايت و پشتيبانى احزاب. حكومت هايى كه بدون حمايت و پشتيبانى احزاب به قدرت مى رسند، در نخستين آزمون خود و در برخورد با اوّلين بحران و مشكل اجتماعى متزلزل گرديده و از مقام و قدرت كنار مى روند. كار به جايى رسيده كه وجود احزاب سياسى در جامعه هاى غربى به صورت يكى از لوازم برقرارى دموكراسى در آمده و اكثر رجال سياسى جهان معاصر، رهبران و نمايندگان و كانديداهاى احزاب مى باشند. احزاب سياسى و نهادهاى وابسته به آن ها همواره تأثيرهاى به سزايى بر روند انتخابات دارند. شايد اين تأثيرها در بافت داخلى نهادهاى دولتى نمايان تر باشد. البتّه روشن ساختن اين موضوع كار سهل و آسانى نيست. هنگامى كه در نظر بگيريم احزاب سياسى به سازماندهى صفوف رأى دهندگان در حوزه هاى انتخاباتى اكتفا نكرده و خود را به كانديداهاى انتخاباتى محدود نمى سازند، بلكه در تعيين و انتصاب وزرا و نمايندگان نيز دخالت مى كنند. در اين جا لازم است ميان آنچه كه آن را موضوع ساختارى و موضوع اساسى مى دانند مقايسه اى به عمل آوريم: در چهارچوب حكومت هاى امروزى اعمّ از دموكراتيك و يا ديكتاتورى مستبد (زيرا استبداد جديد نيز بر سيستم تك حزبى استوار است) احزاب سياسى پايه و اساس ساختار جامعه را تشكيل مى دهند، در حالى كه سازمان هاى عمومى مردمى، بافت جامعه را به صورتى كه توضيح داديم تشكيل مى دهند و در اين راستا احزاب به دو نوع تقسيم مى شوند: |
|
احزاب از نظر فعّاليّت |
|
اوّل: احزابى كه در داخل پارلمان ها و مجالس شورا فعّال هستند. دوّم: احزابى كه در خارج از محدوده پارلمان و مجلس فعّال هستند. البتّه تفاوت بسيار زيادى وجود دارد، ميان حزبى كه مشروعيّت خود را خارج از پارلمان كسب مى كند و حزبى كه بر بستر پارلمان و هيئت هاى انتخاباتى متّكى است، زيرا احزاب فعّال در خارج از پارلمان متمركز و منسجم تر از احزاب فعّال در درون پارلمان هستند و اين برترى ناشى از آن است كه تكامل احزاب فعّال در داخل پارلمان از بالا به پايين انجام مى شود، امّا ديگر احزاب در محافل مردمى و از ميان مردم شكل مى گيرد و در واقع (تكامل آن از پايين به بالا است) و به عبارت ديگر از اعماق توده ها بر مى خيزند. |
|
ساختار عمومى احزاب سياسى |
|
در احزاب سياسى تعداد معيّنى از افراد هستند كه در سطح اداره حزب بوده كه با به عهده گرفتن مسئوليّت حزبى در زمينه هاى مختلف، از حقّ صدور اوامر حزبى برخوردارند، در حالى كه اغلب افراد و كادرهاى حزب، تنها به اين گونه اوامر توجّه مى نمايند، امّا اين رهبرى و اين تشكّل به تنهايى براى به حركت در آوردن چرخ هاى حيات احزاب سياسى و ايفاى هرگونه نقشى جهت تداوم موجوديّت حزب و تحكيم موقعيت آن كفايت نمى كند و بايد عوامل ديگرى فراهم شود تا حزب مورد نظر به يك حزب سياسى مبدّل گردد. حزب زمانى به وجود مى آيد كه گروهى از افراد با توجّه به آيين نامه و اساس نامه مربوطه، خود را متشكل سازند و گروه هاى كوچكى به وجود آورند كه در اين تشكّل نقش مهمّى را دارا مى باشند، و اين گروه ها در نهايت با توجّه به عوامل هماهنگ كننده، حزب را به وجود مى آورند كه تشكيلات حزب بر اين واحدهاى تشكيلاتى كوچك استوار خواهد بود و بديهى است كه ماهيّت ارتباط و روابط اعضاى يك حزب با سازمانهاى مختلف آن در چهارچوب بافت احزاب سياسى متفاوت است و اين رابطه به دو صورت انجام مى گيرد: 1 ـ روابط مستقيم: در رابطه مستقيم و يا بدون واسطه، عضويّت افراد پذيرفته شده و حقّ عضويّت مى پردازند و در جلسات عمومى حزبى شركت مى كنند، تا نقطه نظرهاى مختلف خود را پيرامون مسايل سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى كشور ارائه دهند. و خلاصه اى از ديدگاه ها و پيشنهادات جمع بندى مى شود و به واسطه كميسيون هاى مربوطه در جلسات حزبى به مسئول و تصميم گيرنده حزب ارائه مى شود و اگر دولت از سوى اين حزب تشكيل شده باشد، طرح ها و نظرات توسّط مسئول حزب به اطّلاع دولت مى رسد، تا دولت آنها را در اقدامات آينده خود در برنامه ريزى هاى مملكت قرار دهد. 2 ـ روابط غير مستقيم: امّا در اين گونه موارد افراد نمى توانند به طور مستقيم به عضويّت حزب در آيند و حق عضويّت بپردازند. بلكه چنين جريانى توسّط سنديكاها، شركت هاى تعاونى و جمعيّت ها طىّ مى شود. وجود چنين واسطه هايى بين حزب و توده هاى مردم باعث مى گردد كه افراد نتوانند به طور مستقيم به عضويّت حزب در آيند و ديدگاه ها و نظرات خود را نسبت به مسايل مختلف بيان كرده و روابط مستقيم با مسئولين حزب برقرار سازند. |
|
تشكيلات داخلى احزاب سياسى |
|
تشكيلات احزاب سياسى در جهان معاصر به چند دسته تقسيم مى گردد: 1 ـ كميسيون ها در احزاب آزاد، محافظه كار و راديكال (تندرو) 2 ـ مناطق در احزاب سوسياليستى كميسيون ها معمولاً از تعداد محدودى از افراد تشكيل مى گردد، كه در حزب عضويّت دارند و پس از معرّفى آن ها از سوى بنيانگذار حزب به عضويّت كميسيون ها معرّفى مى شوند. احزاب مبتنى بر واحد تشكيلاتى به نام كميسيون، هيچ گونه توجّهى به كميّت و تعداد اعضا نمى نمايند، بلكه نسبت به كيفيّت و شخصيّت افراد توجّه مى كنند و كميسيون ها در كشورهاى مختلف از يكى از اعضاى زير تشكيل مى گردد: اوّل: توجّه حزب معطوف به ماهيّت كانديداهاى عضويّت در حزب و شخصيّت و موقعيّت آنها مى گردد و طبعا فردى كه به عضويّت حزب انتخاب مى شود، در كميسيون مشاركت مى كند. دوم: افراد به نمايندگى از طرف سنديكاها و جمعيّت ها در كميسيون شركت مى كنند و فعّاليّت كميسيون در اين مورد غير دايمى بوده و جلسات آن به طور منظّم برگزار نمى گردد و در واقع فعّاليّت هاى كميسيون شب شروع مبارزات انتخاباتى آغاز مى گردد و در برخى از شهرها افرادى كه به نام (كاردار) و قائم مقام هستند، مسئوليّت مديريّت كميسيون ها را به عهده دارند و هر كاردارى مسئوليّت يك حوزه كوچك انتخابى را برعهده دارد و اين حوزه400 رأى دهنده و يا تعدادى معيّن را زير پوشش خود دارد. كاردار بايد با كليّه رأى دهندگان در حوزه انتخابى خود آشنا شود و با آنها تماس داشته باشد و در صورت نياز به كمك آنها بشتابد و در واقع كاردار از تأثير و نفوذ قابل توجّهى به رأى دهندگان برخوردار است، محرّك اصلى روند انتخابات در حوزه مربوطه به شمار مى رود و خود را در خدمت مسئولين حزب قرار مى دهد، و دور از انتظار نيست كه شخص كاردار در جريان انتخابات به نفع حزب معيّنى فعّال شود در حالى كه در دوره قبلى انتخابات به نفع حزب مخالف و رقيب اين حزب فعّاليّت مى كرده، البتّه اين در صورتى است كه كاردار پايبند به اصول حزبى نباشد، گرچه به اصل ميهن پرستى يا هر اصل ديگرى معتقد باشد و كميسيون هايى كه متشكّل از نمايندگان و فرستادگان سنديكاها و جمعيّت هاى مختلف هستند، توسط آن ها چرخ هاى حزب را به حركت در مى آورند. در احزاب راست گرا اعضا هيچ گونه تمايلى براى دخالت در مسايل سياسى از خود نشان نمى دهند و فقط عضويّت در كميسيون هاى حزبى را ترجيح مى دهند. امّا كميسيون هاى احزاب فعّال در برخى از كشورها هنوز موجوديّت خود را حفظ كرده اند زيرا مردم اين كشورها هنوز نتوانسته اند خود را با مقرّرات حزبى سازگار نمايند. مردم آن كشور فاقد روحيّه طبقاتى هستند و هرگز آماده پذيرش دستورالعمل هاى اجتماعى و سياسى سخت و ديكته شده نيستند، كارگران در اين كشورها با وجود عضويّت در سنديكاهاى كارگرى همانند كارگران كشورهاى ديگر نبوده و فاقد روحيّه مبارزه طلبى طبقاتى مى باشند و ترجيح مى دهند خود را محدود به مقرّرات حزبى نكرده و درست برعكس كارگران كشورهاى ديگر رفتار كنند و كميسيون هاى احزاب سياسى در اين كشورها پايه و اساس تشكيلات حزبى را تشكيل مى دهند. امّا در فعّاليّت هاى منطقه اى كه از ابتكارات احزاب سوسياليستى مى باشد، درست در نقطه مقابل كميسيون ها قرار دارند، زيرا مناطق، دستورهاى خود را از يك مركز يعنى كميته مركزى حزب دريافت مى كنند. منطقه در واحدهاى اساسى احزاب سياسى در واقع بخشى از پشتوانه اصلى حزب به شمار مى رود زيرا عامل اصلى در جهت ايجاد تمركز و تجمّع در بخش هاى مختلف حزب مى باشد، اين گونه فعّاليّت هاى منطقه اى بر خلاف كميسيون ها كه كيفيّت را نسبت به كمّيّت مدّ نظر دارند، توجّه خاصّى به كمّيّت مبذول داشته و سعى دارند قشرهاى مختلف جامعه را به سوى حزب جذب نمايند. افراد با شرايط بسيار سهل و آسانى به عضويّت حزب مى توانند در آيند. جلسات مناطق حزبى به طور منظّم و به صورت مستمر برگزار مى گردد و طىّ اين جلسات در مورد مسايل اجتماعى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى بحث و گفتگو مى شود و از روش هاى حكومت حزبى و عمل كرد مسئولين حزب انتقاد به عمل مى آيد و خطّ مشى حزب مورد تجزيه و تحليل قرار مى گيرد و راه حلهاى جديدى طرح و مورد بررسى قرار گرفته و جهت اجرا براى مسئولين حزب ارسال مى گردد. منطقه برعكس كميسيون هيچ گونه نقش اساسى در فعّاليّت هاى انتخاباتى بازى نمى كند و رئيس منطقه نمى تواند دخالت مستقيم در امور انتخابات و اقدامات مربوط به آن داشته باشد در حالى كه رئيس كميسيون از چنين اختياراتى برخوردار است. امّا روابط داخلى در سازمان هاى حزبى به دو صورت برقرار مى گردد: 1 ـ روابط عمودى (طولى) 2 ـ روابط افقى (عرضى) روابط عمودى (طولى): چنين روابطى مانع از نفوذ خطر جدايى طلبى و انشعابات حزبى بخش هاى مختلف حزب مى گردد و از رشد چنين ايده هايى درذهن اعضاى خود جلوگيرى نموده، راه نفوذ هرگونه افكار مغاير بر عقايد حزب، به داخل سازمان هاى حزبى را سدّ مى كند، زيرا سلسله مراتب تشكيلات داخلى حزب اقتضا مى كند كه علاوه بر تشكيلات رسمى حزب كه به صورت علنى فعّاليّت مى كند، يك تشكيلات مخفى باشد تا وظيفه كنترل و نظارت را بر عهده داشته باشد و اين تشكيلات مخفى از مسئولين واحدهاى حزبى تشكيل مى شود، زيرا اين مسئولين توسّط كميته مركزى حزب، انتخاب مى شوند و براى حفظ موقعيّت حزبى خود ناگزيرند تا مراقب اوضاع داخلى واحدهاى خود باشند و از نفوذ هرگونه افكار مخالف مقرّرات حزب به داخل اين واحدها جلوگيرى به عمل آورند. روابط عمودى نه تنها به برقرارى انضباط و سخت گيرى هاى حزبى كمك مى كند، بلكه باعث مى گردد كه واحدهاى حزبى فعّاليّت هاى خود را به طور سرّى انجام دهند، خصوصا در مواقع بحرانى كه منجر به لغو مجوّز قانونى فعّاليّت حزب از سوى رژيم حاكم مى گردد، كه در اين صورت شناسايى و انهدام حزب دركوتاه مدّت مقدور نخواهد بود زيرا هسته هاى حزبى با يكديگر در ارتباط نيستند و آنچه مسلّم است در تمام احزاب سياسى جهان تمايل به ايجاد روابط عمودى كاملا مشهود است زيرا احزاب سياسى براى حفظ موقعيّت، موجوديّت و تداوم فعّاليّت هاى خود نيازمند به برقرارى روابط عمودى در تشكيلات خود مى باشند. روابط افقى (عرضى): احزابى كه به روابط مستحكم و هم بستگى حزبى ميان افراد و مسئولين خود نياز ندارند، روابط ميان آنها به گونه ديگرى است، كه اين روابط افقى نام دارد، در اين گونه روابط، كلّيه عوامل و نهادهاى حزبى در سطح واحدى قرار دارند و همه قادرند با يك ديگر رابطه برقرار سازند بدون اين كه به ضوابط ادارى مقيّد باشند و يا آنكه سلسله مراتب فرماندهى را رعايت كنند. چنين احزابى قادر به برقرارى مقرّرات حزب در درون تشكيلات خود نبوده و در مقاطع بحرانى و بروز خطر لغو مجوّز قانونى، فعّاليّت حزبى قادر به حفظ موجوديّت خود نمى باشند. عموما به ندرت اتّفاق مى افتد كه در احزاب سياسى روابط افقى (عرضى) به تنهايى حكم فرما باشد. امّا در سنديكاهاى مختلف و انجمن هاى فرهنگى، ادبى، ورزشى و جمعيّتهاى سياسى با اهداف محدود و روشن همانند جمعيّت هاى طرف دار صلح در غرب، در اين گونه تشكيلات به خاطر اين كه سعى دارند طرف داران بيشترى به سوى خود جذب كنند، به دليل ظهور هرگونه فعّاليّت بيشتر به روابط افقى روى مى آورند. |
|
انواع تمركز ديكتاتورى و تمركز دموكراتيك |
|
اگر مسئولين يك حزب نظارت و كنترل كامل بر جلسات اعضاى حزب داشتند و مسايل عقيدتى را به نوعى در اين گونه جلسات تحميل كردند و به اعضاى حزب اجازه ندادند آزادانه آراء و پيشنهادهاى خود را بيان كنند و اگر هيچ گونه رابطه اى ميان آراء و نظرهاى اعضاى حزب و تصميمات مسئولين آن وجود نداشت در اين صورت حزب داراى تمركز ديكتاتورى مى گردد و چنين تمركزى با دقّت هرچه تمامتر در احزاب فاشيستى رعايت مى شود. مصوّبات رهبران حزب در چنين احزابى بدون چون و چرا و بدون توجّه به آراء و پيشنهادهاى اعضا حزب به مورد اجرا در مى آيد. در حال حاضر چنين تمركزى به وضوح در جامعه هاى عقب افتاده به چشم مى خورد و احزاب سياسى غالبا در اين گونه جامعه ها از تمركز ديكتاتورى برخوردارند. امّا زمانى كه تمركز دموكراتيك در جامعه اى حكم فرما گردد، آراء اكثريّت اعضاى حزب و يا نمايندگان آنها در تصميم گيرى ها و تدوين مقرّرات حزبى مدّ نظر و مورد توجّه قرار مى گيرد، زيرا رابطه مستقيم ميان آراء اعضا و مصوّبات رهبران حزب وجود دارد و آراء اعضاى حزب همواره مورد احترام رهبران آن مى باشد و اصل آزادى بيان از جايگاه خاصّى در درون حزب برخوردار است. |
|
حقّ عضويّت |
|
از عمده وظايف افراد يك حزب پرداخت حقّ عضويّت مى باشد و هر فردى كه به عضويّت حزب در مى آيد، بايد حقّ عضويّت خود را براى مدّت3 يا6 ماه و حتّى يك سال بپردازد و علاوه برآن، حقّ پذيرش و پيوستن به حزب را بپردازد. احزابى كه به كيفيّت و شخصيّت اعضاى خود توجّه دارند، حقّ عضويّت اين گونه افراد مبلغ قابل توجّهى در جهت بهبودى شرايط مالى حزب به شمار مى آيد، زيرا اعضاى آن آگاهى دارند، كه حزب از افراد و شخصيّت هاى معيّنى كه از آن طرفدارى مى كنند كمك مالى دريافت مى نمايد و به همين خاطر ممكن است، اعضاى حزب پس از پرداخت حقّ پيوستن به حزب، هيچ گاه حقّ عضويّت نپردازند و هيچ گونه توجّهى به دستورات كميته مالى حزب در رابطه با پرداخت حقّ عضويّت خود نكنند. امّا احزابى كه به كمّيّت و تعداد اعضا توجّه دارند، اهمّيّت خاصّى را براى دريافت مبالغ حقّ عضويّت اعضاى خود قرار مى دهند كه اين مبالغ منبع اصلى درآمد حزب محسوب مى گردد، زيرا اين گونه احزاب فاقد هرگونه درآمدهاى مالى از سوى جناح ها و طرف داران سياست حزب و رهبرى آن مى باشند. اصولا اداره و رهبرى احزاب سياسى توسّط يك رهبر يا يك دبير كل هميشه تداوم پيدا نمى كند امّا احزاب واقعى در حدّ امكان سعى دارند، تغييرات ضرورى را در صفوف كادرهاى رهبرى خود با توجّه به شرايط و تحوّلات جارى در صحنه سياسى انجام دهند و عدم تمركز قدرت در احزاب در واقع باعث تقويّت بعد مشورتى در حزب مى گردد و اگر قدرت در دست افراد كمى متمركز گرديد نتيجه اى جز ديكتاتورى به بار نخواهد آورد، همان گونه كه در حال حاضر در مورد احزاب كمونيستى و امثال آنها مشاهده مى كنيم. |
|
احزاب دموكراتيك و احزاب ديكتاتورى |
|
زمانى يك حزب را دموكراتيك مى نامند كه رهبران آن توسّط اعضاى حزب و طىّ انتخابات واقعى و به صورت رأى گيرى علنى و يا مخفى انتخاب شوند. خطّ مشى و سياست كلّى اين گونه احزاب خواه در بعد آيين نامه تشكيلات و خواه در بعد مقرّرات و مصوّبات، در كنگره عمومى حزب ترسيم مى گردد و ناگفته نماند كه كنگره حزب با مشاركت نمايندگان و فرستادگان واقعى اعضاى حزب برگزار مى شود. در جلسات چنين احزابى آرا، ديدگاهها، نقطه نظرهاى جناح ها و گرايشات مختلف و متضاد درون حزب، مطرح مى گردد و در نتيجه ديدگاه ها و نظريّاتى مورد تأييد قرار مى گيرند، كه اكثريّت اعضا به آن رأى دهند. و زمانى به يك حزب لقب ديكتاتورى مى دهند كه رهبريّت آن با جايگزين شدن جانشين به جاى رهبر قبلى تعيين مى گردد و خطّ مشى حزب تجسّم خواسته ها و گرايشات رهبرى حزب خواهد بود و هرگونه اظهار نظر مخالف با خطّ مشى كلّى حزب ممنوع خواهد بود و در نتيجه طرح افكار و آراء مختلف از ميان خواهد رفت و هر فردى كه در برابر ديدگاه هاى حزب تسليم نباشد، از حزب خارج مى گردد و در چنين شرايطى حزب به سوى استبداد و ديكتاتورى گرايش پيدا نموده و سلطه فرد بر حزب حاكم خواهد شد(5). |
|
احزاب سياسى و نهادهاى دولتى |
|
تعدّد احزاب سياسى و ماهيّت و بافت تشكيلاتى آن ها تأثير به سزايى در انتخاب هيئت حاكمه دارد و چنين تأثيرى در ساختار داخلى نهادهاى دولتى آشكارتر است، از اين رو احزاب سياسى نه تنها كانديداها و رأى دهندگان را طبقه بندى مى كنند، بلكه تلاش مى نمايند تا در انتخاب وزيران و معاونين آنها و اعضاى پارلمان نيز نقش داشته باشند، امّا در بهتر و نافع بودن نظام مبتنى بر دو حزب يا نظام مبتنى بر احزاب متعدّد در صحنه سياسى، صاحب نظران اختلاف دارند، بعضى را عقيده بر آن است كه تعدّد احزاب به مراتب بهتر از نظام دو حزبى است، و بر اين عقيده دلايل مختلفى دارند، از جمله اين كه وجود احزاب متعدّد نشان از آزادى بيشتر و صحنه اى وسيع تر در مبارزه هاى سياسى و طرح نظرها و آراء بيشتر در زمينه مسايل اجتماعى و... دارد، در حالى كه طرف داران نظام دو حزبى معتقدند كه برقرارى نظام دو حزبى فرصت مناسبى را براى ظهور مخالفت ها و در نتيجه جدايى در صف هاى مخالفين پديد مى آورد. در اين مواقع مى توانيم بگوييم، نظام مبتنى بر سيستم چند حزبى باعث متفرّق شدن اپوزسيون در گروه هاى مختلف مى گردد و قدرت آن را درهم مى شكند، در حالى كه نظام مبتنى بر سيستم دو حزبى و يا دو جبهه اى فقط يك اپوزسيون متّحد با تمام ظرفيّت به وجود مى آورد. امّا نظام تك حزبى فقط يك عقيده را بر مردم تحميل مى كند و به سياست هاى سركوب، اختناق و خشونت روى آورده و قدرت را به انحصار خود در مى آورد و به همين دليل رژيم هاى فاشيستى همانند رژيم هاى كمونيستى، متّكى بر سيستم تك حزبى هستند و اين حزب، يگانه يكّه تاز صحنه فعّاليّت هاى سياسى كشور مى باشد. ايدئولوژى و محيط سركوب و اختناق وجه مشترك رژيم هاى فاشيستى و كمونيستى بوده، و اين گونه اند رژيم هاى ملّى گرا و مانند آن ها كه زاييده رژيم ها و نظام هاى شرقى و غربى مبتنى بر سيستم تك حزبى هستند. اين رژيم، مخالفين ايدئولوژى خود را خطرناك تر از جنايت كاران عادّى مى دانند و با افراد منفصل از حزب همانند ساير مخالفين رفتار مى كنند و با خشونت و درّندگى هرچه تمام تر آن ها را سركوب مى كنند همان گونه كه رهبران فاشيستى با رفقايى كه از حزب كناره گيرى كرده، رفتار مى نمايند. |
|
نظام مبتنى بر دو حزب |
|
در چنين نظامى، دو حزب وجود دارد كه، قدرت را يكى پس از ديگرى به دست مى گيرند. آنها از طريق برگزارى انتخابات آزاد به قدرت مى رسند، گرچه ممكن است احزاب ديگرى در جامعه مربوطه فعّاليّت داشته باشند ولكن قدرت و حكومت دردست اين دو حزب باقى مى ماند و اين دو حزب به طور متناوب قدرت را در دست مى گيرند، زيرا افكار و عقايد آنها به افكار اقشار و توده هاى مردم نزديك مى باشد در حالى كه افكار و عقايد احزاب ديگر چنين نيست، به طور مثال: در انگلستان احزاب ديگرى غير از حزب كارگر و محافظه كار، مانند حزب ليبرال و كمونيست وجود دارند و حتّى نمايندگانى را نيز در پارلمان انگلستان دارند ولكن قدرت در دست اين دو حزب قوى باقى مى ماند، در نظام دو حزبى، حزب اكثريّت، حكومت را در دست دارد، امّا حزب اقلّيّت اپوزسيون را رهبرى خواهد كرد و از آزادى بيان و انتقاد برخوردار خواهد بود. و يا در آمريكا احزاب ديگرى غير از حزب دموكرات و حزب جمهورى خواه وجود دارند و اين احزاب داراى نمايندگانى در پارلمان هستند ولكن اكثريّت اعضاى كنگره و اغلب رأى دهندگان در انتخابات رياست جمهورى آمريكا از افراد و هواداران احزاب دموكرات و جمهورى خواه هستند. مطالعه و توجّه به تفاوتهاى بزرگ ميان نظام دو حزبى و چند حزبى از اهمّيّت ويژه اى برخوردار است. نگاهى به ماهيّت انتخابات در نظام هاى مذكور به خوبى نشان دهنده اين تفاوت زياد مى باشد. نتايج انتخابات در نظام دو حزبى در يك دوره انتخاباتى مشخّص مى گردد. زيرا رأى اكثريّت در اين زمينه ملاك واقع مى شود، امّا در سيستم چند حزبى نتايج انتخابات در دوره اوّل و دوم در نظر گرفته مى شود، و رسيدن به اكثريّت نسبى ملاك انتخاب كانديداى يكى از احزاب مورد نظر مى باشد. براى توضيح اين نكته يك حوزه انتخاباتى را در نظر مى گيريم، اگر تعداد آراء حزب محافظه كار در اين حوزه100 هزار رأى باشد و آراء حزب ترقّى خواه 150 هزار رأى باشد، در اين حالت اگر انتخابات در يك دوره برگزار گردد و طرف داران حزب ترقّى خواه به دو دسته شوند در حالى كه طرف داران حزب محافظه كار گروه متّحدى به وجود آورند، حزب محافظه كار مى تواند با100 هزار رأى خود در مقابل150 هزار رأى حزب ترقّى خواه به پيروزى برسد، زيرا آراء حزب ترقّى خواه دچار دو دستگى شده و چنين وضعيّتى باعث مى گردد كه طرف داران حزب ترقّى خواه در انتخابات بعدى (يا دوره بعدى) متّحد شوند تا نمايندگان بيشترى به پارلمان بفرستند و با قدرتى منسجم تر از گذشته در انتخابات شركت جويند و بيش از100 هزار رأى بياورند و بر حزب محافظه كار غلبه كنند و اگر متّحد نشوند رأى دهندگان به نفع گروه و حزب رقيب رأى خواهند داد. چنين وضعيّتى باعث ايجاد انگيزه هايى براى وحدت احزاب و يا درهم ريختن مراكز قدرت حزبى مى گردد. |
|
احزاب و گروه هاى فشار |
|
فلسفه وجودى احزاب سياسى معمولاً به جهت انجام فعّاليّت هاى سياسى به وجود مىآيد، امّا گروه هاى فشار و مراكز نفوذ، چيزى جز سازمان هاى سياسى خاصّ نيستند، كه همواره سعى دارند به واسطه يك سرى فعّاليّت هاى پشت پرده، تسلّط خود را بر اوضاع تحميل كنند و اهداف سنديكايى يا صنفى و يا بازرگانى خود را تحقّق بخشند، همانند گروه هاى فشار (لوبى ها) كه در جناح بندى ها و باندبازى ها درون مجالس شورا دخالت مى كنند و در انتصاب و يا بركنارى وزرا و مأموران بلند پايه دولت دخالت دارند. گروه هاى فشار به دو دسته تقسيم مى شوند: الف ـ گروه هاى فشار هيئت حاكمه ب ـ گروه هاى فشار مردمى در مركز فعاليّت گروه فشار از قسم اوّل، در رابطه با سازمانها و نهادهاى دولتى و اعضاى پارلمان و يا اعضاى هيئت دولت و كارمندان بلند پايه حكومت مى باشد. امّا محدوده فعاليّت گروه هاى فشار مردمى از طريق مطبوعات، سخنرانى ها، جلسات و گزارش هاى خبرى و ديگر فعاليّت ها صورت مى پذيرد تا ازاين راه بتوانند بر توده هاى مردم تأثير بگذارند. گروه هاى فشار با توسّل به اين روش ها در مسايل سياسى، انتخاباتى، اجتماعى و حتّى در مسايل ديگر به اهداف خود دست مى يابند و اين پيروزى مديون آراء و حمايت هاى توده هاى مردمى مى باشد. گروه هاى فشار مردمى مى توانند به واسطه فعّاليّت هاى مطبوعاتى، اعتصابات و همچنين سازماندهى تظاهرات، نقش اصلى را در تحرّكات و جريانات مخالف ايفا كنند، و از اين رو گاه فعّاليّت هاى گروه هاى فشار به صورت علنى، گاه با استفاده از وسايل و ابزارهاى قانونى و گاه با توسّل به خشونت، فريب، نيرنگ، پرداخت رشوه و شايعه پراكنى صورت مى گيرد. |
|
توسّل به فعّاليّت هاى زير زمينى |
|
اگر دولت ها حاضر نباشند قدرت هاى پنهانى و بانفوذ درون كشور را به رسميّت بشناسند و از صدور مجوّز فعّاليّت به آنها خوددارى كنند و حتّى فعّاليّت آنها را غير قانونى اعلام كنند، اين اقدام به مفهوم متوقّف شدن فعاليّت ها و تلاش هاى اين قدرت هاى پنهانى نخواهد بود، زيرا قدرت هاى پنهانى داراى شگردها و ابزارهاى منحصر به خود مى باشند و با به كارگيرى آنها مى توانند به اهداف خود در تحميل آراء و ديدگاه هاى خود بر دستگاه حاكم برسند و قدرت سياسى حاكم در كشور قادر نيست مانع كار آنها شود. فعّاليّت قدرت هاى پنهان در جامعه هاى پيشرفته و مترقّى كه در چهارچوب مبارزات سياسى براى حفظ سرمايه هاى كشور و غيره صورت مى گيرد، نه تنها منجر به تزلزل ساختار دموكراتيك جوامع اين كشورها نمى شود، بلكه خود از شرايط ضرورى تداوم دموكراسى به شمار مى رود، زيرا انتقاد سازنده از اقدامات حاكميّت سياسى كشور در زمينه هاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى توسّط قدرت هاى پنهانى و گروه هاى فشار مى تواند باعث تحكيم دموكراسى و پركردن خلأ موجود در زمينه فاصله زياد طبقاتى كه عامل تحكيم و رخنه بوروكراسى در جامعه به شمار مى رود، گردد. امّا در جامعه هاى عقب افتاده (ديكتاتورى) دولت ها بر اثر فعّاليّت هاى زيرزمينى و فشارهاى فزاينده اين گروه ها سرنگون مى شوند و به طور مشخّص كشمكش ميان آنها منجر به ويرانى، بى ثباتى، ايجاد فساد و هرج و مرج داخلى مى گردد، درست همان طور كه امروزه در جهان سوم مشاهده مى گردد. |
|
تفاوت ميان گروه هاى فشار و احزاب سياسى |
|
1 ـ گروه هاى فشار برخلاف احزاب سياسى فاقد تشكيلات مشخّص منسجم و ايدئولوژى روشنى مى باشند. 2 ـ تعداد افراد گروه هاى فشار غالبا محدود مى باشد، زيرا اين گروه ها متشكّل از افراد داراى منافع مشترك هستند، در حالى كه احزاب سياسى معمولاً سعى دارند، نفوذ خود را در صفوف توده ها بسط و گسترش داده و هواداران و طرف داران بيشترى از ميان مردم به خود اختصاص دهند. 3 ـ گروه هاى فشار هيچ گونه ارتباط مستقيم با سياست، مديريّت ودولت ندارند، بلكه سعى دارند منافع خود را به وسيله افراد شاغل در دستگاه ها و مقامات دولتى تحقّق بخشند و برخلاف احزاب سياسى تلاش مى كنند، اين گونه افراد را براى پيروزى و نصرت خويش به سوى خود جذب كنند و اهداف خود را از اين طريق ثابت كنند، در حالى كه احزاب سياسى تنها سعى دارند، قدرت را به دست گيرند تا اهداف اجتماعى خود را تحقّق بخشند. هر جمعيّت، اتّحاديّه، واحد صنفى و يا هر تشكيلات ديگرى مى تواند به اعمال فشار سياسى در برخى از مراحل فعّاليّت خود روى آورد و به ندرت اتّفاق مى افتد كه گروه هاى فشار فقط داراى جنبه سياسى باشند و به عبارت ديگر هدف آنها تنها مشاركت در مبارزات سياسى باشد. اغلب گروه هاى فشار فعّاليّت هاى سياسى خود را در پشت پرده اى از فعّاليّت هاى ديگر پنهان مى سازند و به دين ترتيب به طور نسبى جنبه سياسى به خود مى گيرند و نه به طور دائم كه در احزاب سياسى مشاهده مى گردد. روش فعّاليّت گروه هاى فشار، داراى ابعاد و شكلهاى گوناگونى مى باشد، گاه نفوذ خود را بر هيئت حاكمه تحميل مى كنند و براى تحقّق اين هدف مستقيما به سراغ كارگزاران دولت، كارمندان بلند پايه و اعضاى پارلمان مى روند و گاه در صفوف توده هاى مردمى نفوذ مى كنند و از مواضع توده ها به عنوان اهرم فشار عليه هيئت حاكمه استفاده مى نمايند، و به همين دليل گروه هاى فشار اعتصابات و تظاهرات را سازماندهى مى كنند و با ايجاد اختلال در راه ها و توسّل به مطبوعات فشارهاى لازم را بر دولت وارد مى سازند، اين فعّاليّت ها غالبا به طور عمومى و اشكار و گاه به صورت پنهانى و غير علنى صورت مى گيرد. فعّاليّت گروه هاى فشار گاهى با توسّل به كانال هاى سالم و شگردهاى شرافتمندانه و قانونى و گاهى با توسّل به روش هاى غير قانونى و حتّى خشونت بار صورت مى پذيرد. |
|
رهبران واقعى احزاب سياسى |
|
در اغلب مواقع فرد يا افرادى كه در رأس هرم تشكيلات يك حزب يا گروه قرار دارند، رهبر و رئيس واقعى آن ها به شمار نمى روند، و با وجود اين كه ظاهر امر، نشانگر آن است كه اين فرد رهبرى گروه و حزب را بر عهده دارد امّا گردانندگان اصلى، رهبران و هدايت كنندگان واقعى اين گونه گروه ها و سازمان هاى سياسى، از انظار عمومى پنهان هستند و يا به عنوان افراد عادى و يا اعضاى ساده آن حزب و گروه ميان مردم زندگى مى كنند. احزاب سياسى به عنوان يكى از سازمانهاى سياسى در جهان معمولاً به اين روش اداره مى شوند. در احزاب سياسى معمولاً افراد غير معروفى وجود دارند كه هيچ گونه پست يا مسئوليّتى در مقام رهبريّت گروه ندارند ولكن رهبرى حزب را پشت پرده بر عهده دارند بدون اين كه ماهيّت اصلى آن ها فاش گردد. |
|
سرمايه گذارى در احزاب سياسى |
|
سرمايه داران بزرگ اروپا، آمريكا و ديگر كشورهاى دموكراتيك در احزاب سياسى سرمايه گذارى مى كنند و اين افراد هيچ گاه مايل نيستند به طور شخصى در احزاب سياسى شركت داشته باشند. اين سرمايه داران يعنى صاحبان صنايع بزرگ و سنگين، بانك داران، مديران مؤسّسه ها و نهادهاى مختلف و شركت هاى بزرگ پيمان كارى در تلاش و تكاپو هستند، تا بتوانند از كمك هاى مادّى دولت بهره مند شوند و يا در مناقصه ها پيروز شوند. اين افراد و مؤسّسات بزرگ تلاش هاى چشم گيرى در جريان انتخابات عمومى مبذول مى دارند و مبالغ هنگفتى را براى تبليغ به نفع حزب يا كانديداى معيّنى خرج مى كنند، بدون اين كه شخصا و به طور مستقيم در امور احزاب دخالت نمايند. تداوم حيات احزاب سياسى در صحنه فعّاليّت هاى سياسى بى ارتباط با اهداف مادّى و معنوى آن نيست و اگر يك حزب در موقعيّت خود بخواهد در هرم قدرت و حاكميّت باقى بماند و دامنه نفوذ خود را در صفوف توده ها و گروه هاى مردمى گسترش داده و قدرت را براى مدّت طولانى در اختيار كامل خود در آورد، بايد از كمك هاى مالى ديگران بى نياز باشد، تا از حمايت و پشتيبانى مردم برخوردار شود، زيرا خوش نام بودن حزب و عمل كرد درست آن از عوامل مهمّ جلب حمايت و پشتيبانى مردم مى باشد و به اين ترتيب اين حزب مى تواند راه حلها و ديدگاههاى خود را به عنوان راه حلها و ديدگاههاى مردم طرف دار خود مطرح سازد. امكانات مادّى هر حزبى به آن اجازه مى دهد، توانايى خود را در جذب قشرهاى مختلف مردم از راه اختصاص بودجه هاى تبليغاتى، انتشار مقاله ها، جزوات، مطبوعات، سازماندهى جلسات سخنرانى و تبليغاتى به اثبات رساند و به اين ترتيب مى تواند توده هاى مردم را به پذيرش اهداف و انتخاب هاى خود متقاعد سازد. يكى از صفات جوهرى ثروت مادّى آن است كه سلطه خود را بر همه چيز مى گستراند و همه چيز را در بر مى گيرد و سعى مى كند براى هرچيزى كه مورد دل خواه او است، قيمت و بهايى معيّن كند و آن را در حيطه سلطه و قدرت خود در آورد، زيرا مال و ثروت يك نوع فكر و قدرت غير قابل كنترل است و از اين رو مشاهده مى كنيم رودخانه ها، آبشارها، اقيانوس ها، معادن، جنگل ها، كشورها و خلاصه ثمره رنج و تلاش ميليونها انسان در هر بخشى از جهان و حتّى نواميس طبيعت و هوش و ذكاوت انسانها يعنى اختراعات و اكتشافات، به صورت هدف آسانى براى پول و پول داران در آمده است. و تمامى اين ها در سلطه قدرت پول (مال) در آمده و اين قدرت عظيم در به حركت در آوردن چرخ احزاب سياسى، مطبوعات، تبليغات انتخاباتى به كار گرفته مى شود تا اهداف و منافع پول داران و سرمايه داران را تأمين كند. |
|
آراء عمومى |
|
آراء عمومى يك مفهوم وسيع، گسترده، متنوّع و داراى ابعاد گوناگون مى باشد و به عبارت ديگر متّحد و منسجم نيست و اگر آراء عمومى در قالب يك حزب سازماندهى و هدايت نشود، تأثير قابل توجّهى بر جريانات نخواهد داشت و اين سيستم حزبى است كه باعث مى گردد آراء و گرايشات متضاد و مختلف دسته بندى گرديده و وجه مشتركى براى آنها به وجود آيد و به اين ترتيب آراء عمومى را متبلور مى كند و به عبارت ديگر سيستم حزبى رأى اكثريّت را مجسّم مى كند. هر حزبى به ناچار ناگزير است راه حلهاى انتخابى خود را اعلام نمايد و كانديداهاى خود را معرّفى كند و مردم را قادر سازد كه مكتب سياسى (حزب) مورد نظر خود را انتخاب نموده به تشكيلات آن بپيوندند. حزب ضمن تلاش براى تسلّط و اعمال نفوذ بر افراد و اعضاى خود، سعى دارد سطح آگاهى هاى آنها را بالا ببرد و به همين دليل گفته مى شود حزب نقش مربّى و راهنما را براى اعضاى خود دارا مى باشد. سستى و تنبلى در ميان اعضا معنا ندارد و در همه حال افراد را به فعّاليّت هاى دسته جمعى تشويق و گرايشات مردمى را در زمينه انتخابات و راه حلهاى انسانى تقويت مى نمايد، و به اين ترتيب چرخ آزادى را به حركت درآورده و سيستم برقرارى آزادى را محكم مى سازد. حزب يك ابزار مهمّى است كه آراء عمومى را به مسلك خاصّ و مكتب معيّنى هدايت مى كند. |
|
سيستم حزبى |
|
نظام حزبى مى تواند مسئوليّت دولت را در مقابل مردم تعيين كند. حكومت آزاد، به احزاب و اپوزسيونها آزادى بيان داده و به آنها اجازه مى دهد سازمانهاى خود را متشكّل ساخته و توانايى هاى خود را قوى سازند و حتّى راههاى دست يابى به اين امور را براى آنها آسان مى گرداند. در بسيارى از كشورها احزاب وضعيّت و موقعيّتى مانند يك وزارت خانه به خود مى گيرند و رهبران آن حقوق دريافت مى كنند و اين نكته به خوبى تفاوت ميان جوّ حاكم بر جامعه مبتنى بر آزادى و جوّ حاكم بر جامعه مبتنى بر ديكتاتورى را نشان مى دهد. حزب اپوزسيون در سايه نظام دو حزبى وظيفه انتقاد از دولت را بر عهده مى گيرد و به جستجوى نقاط ضعف هيئت حاكمه مى پردازد و اقدامات دولت را با دقّت هرچه تمام تر دنبال مى نمايد، در حالى كه دولت مجبور است از خود و از عمل كرد هيئت وزيران دفاع نموده و خطّ مشى كلّى خود را در معرض ارزيابى و نظرخواهى عموم قرار دهد تا ملّت نظر خود را در مورد تضاد و اختلاف نظرهاى موجود ميان دولت و حزب مخالف اعلام كند. علاوه بر آن نظام حزبى باعث مى گردد كه مسايل سياسى در دسترس عموم و افراد عادّى قرار گيرد. |
|
پارلمان |
|
در كشورهايى كه امروزه به آنها كشورهاى جهان آزاد مى گويند، تشكيلاتى به نام پارلمان وجود دارد. وجود پارلمان ها براى محدود ساختن سلطه ديكتاتورى مطلق حاكمان و كاهش ميزان هزينه ها و بودجه هاى نهادهاى دولتى كه از محل ماليات هاى أخذ شده از مردم تأمين مى شوند، مى باشد. پارلمان ها پس از تأسيس و شروع فعّاليّت خود مى توانند مزاياى بيشترى را براى خود كسب كرده و اين مزايا در مقابل تصويب لوايح مالى دولت به وجود آمده و به اين ترتيب پارلمان مى تواند اصلاحات لازمه را در رابطه با نيازهاى كشور به تدريج عملى سازد و اين اصلاحات شكل قوانين و مقرّرات تصويبى به خود بگيرد. مسئوليّت قانونگذارى و كنترل دولت بر عهده پارلمان مى باشد. در نظام هاى آزاد، انتخابات به دور از تقلّب و نيرنگ و با استناد به قوانين برگزار مى گردد. و در نظام هاى نيمه آزاد، رقابت هاى انتخاباتى با استناد به ضوابط و مقرّرات مشخّصى اداره مى گردد، امّا در رژيم هاى ديكتاتورى هيچ گونه انتخاباتى وجود ندارد و چنانچه انتخاباتى برگزار شود معمولا فرمايشى و غير واقعى و تقلّبى خواهد بود و حاكم ديكتاتور با تكيه بر سلاح و ابزار اختناق، زندان، و اعدام هاى برخلاف قانون برنده هميشگى انتخابات مى باشد. |
|
حزب و انتخابات |
|
از جمله وظايف اصلى و مهمّ احزاب سياسى، مشاركت در انتخابات پارلمانى مى باشد، بنا بر اين مراكز حزبى در زمان انتخابات به طور غير عادّى فعّال مى شوند و مرحله انتخابات عمومى از مهمترين و حياتى ترين مراحل حيات احزاب سياسى به شمار مى روند، و اگر احزاب سياسى داراى گذشته روشن و مثبت بوده و از نام و آوازه خوبى در بعد فعّاليّت هاى سياسى و اجتماعى برخوردار باشند و مردم تأثير طرح ها و نظرهاى پيشنهادى حزب را بر شرايط اقتصادى و اجتماعى لمس كنند، كانديداهاى اين گونه احزاب را در انتخابات مختلف، نمايندگان واقعى خود تلقّى نموده و به پاى صندوق هاى رأى رفته به نفع كانديداهاى اين احزاب رأى مى دهند. |
|
نظام حزبى يا نظام پارلمانى |
|
در نظام مبتنى بر حكومت اكثريّت، كانديداها براى عضويّت در پارلمان با كسب اكثريّت آراء به پارلمان راه مى يابند. در نظام هاى حزبى، كرسى هاى نمايندگى بر اساس نسبت آراء هر يك از احزاب سياسى توزيع مى گردد و به طور مثال اگر تعداد رأى دهندگان در يك حوزه انتخاباتى100 هزار نفر باشد ميان10 كانديدا تقسيم مى گردد، و اگر آراء حزب محافظه كار50 هزار رأى باشد و حزب ليبرال30 هزار رأى به دست آورد و حزب راديكال20 هزار رأى، حزب محافظه كار تعداد5 نماينده به پارلمان خواهد فرستاد، امّا از احزاب ليبرال و راديكال به ترتيب3 و2 نماينده به پارلمان راه خواهند يافت. به تجربه ثابت شده كه نظام پارلمانى در يك كشور باثبات و پايدار نخواهد بود مگر آنكه احزاب فعّالى در آن كشور وجود داشته باشند كه از لحاظ عقيده و ديدگاه با يكديگر رقابت كنند و مسايل سياسى را دنبال نموده و آراء و گرايشهاى خود را براى قضاوت و داورى در معرض افكار عمومى قرار دهند. تنها با توسّل به چنين روشى مشاركت آراء عمومى در بحثهاى عمومى سياسى و جلب نظر مردم نسبت به مسايل سياسى كشور امكان پذير است. در چنين كشورهايى توده هاى مردم متوجّه احزاب سياسى مى باشند و اغلب افراد در تلاش براى مشاركت در بحث ها و بررسى مسايل سياسى مطرح شده از سوى احزاب مختلف هستند، و در سايه تضاد و رقابت، عقايد و ديدگاههاى مختلف، رأى صحيح تر انتخاب خواهد شد و مردم به كسانى رأى مى دهند كه لياقت و شايستگى تطبيق و اجراى آن نظرها را دارا باشند و با توسّل به اين روش است كه حصول آگاهى و بينش سياسى در ملّت امكان پذير مى گردد. ما در كتاب (الصّياغه) به اين نكته اشاره كرده ايم كه مشاركت مردم در تدوين قوانين و مقرّرات با توسّل به روش هاى ديگرى غير از نظام هاى دموكراسى موجود در اين عصر نيز امكان پذير مى باشد كه اين روش تا كنون در جهان پياده نشده است.
|
|
1 ـ (السّبيل الى انهاض المسلمين) (الفقه: السّياسه) (ممارسة التّغيير) و غيره، تأليف نگارنده. 2 ـ (الفقه: الاقتصاد) تأليف نگارنده. 3 ـ تفصيل اين مباحث را مؤلّف عظيم الشّأن در كتابهاى (الفقه: السياسة) (السّبيل الى انهاض المسلمين) بيان نموده اند. 4 ـ الفقه، كتاب السبق و الرماية، جلد60 . 5 ـ براى آگاهى بيشتر در باره احزاب ديكتاتورى، روش ها و عمل كرد آن ها به كتاب (ممارسة التغيير لانقاذ المسلمين) و (الفقه: الإجتماع) از همين مؤلف مراجعه شود. |