| مؤلفات |
|
روياروئى ما با جهان |
|
در متون تاريخى آمده كه در دوران سلطنت سيف الدوله كه از سلسله حمدانين بوده و بر كشور سوريه و اطراف آن حكومت داشته شاعرى بود بنام (متنبى) كه بسيار توانا، اديب و دانشمند بود، عده اى از شعرا و درباريان به مقام متنبى رشك و حسد مى ورزيدند و با وى رقابت مى كردند، متنبى رقبا را مسخره مى كرد و مى گفت كه اگر سيف الدوله بخواهد به ريش احمقى بخندند، گرد و غبار مرا كه با سرعت مى تازم به او نشان داده مى گويد اگر مى توانى به او ملحق شو(1) اين مقدمه بود. صحبت در باره روياروئى ما با جهان است. غرب و شرق دشمن و كافرند اين شبه اى ندارد، اما نمى توان انكار كرد كه آنان با سرعت مشغول تاختن بوده و تا حدود زيادى عوامل قوت و قدرت را در خودشان جمع كرده اند و با كمال تأسف كشورهاى جهان سوم فقط غبار آنان را از دور مشاهده مى كنند و در اين انديشه اند كه چه زمانى به آن برسند، و سنت خدا بر اين نيست كه در دنيا معجزه كند، بلكه دنيا از آن هركسيست كه فعاليت و كوشش كند، خداوند هيچگاه انسان مؤمن بى قدرت را برانسان كافر قوى و نيرومند برترى نمى دهد، چون دنيا دار امتحان است و لذا پيامبران خدا كه در اوج خوبى، اخلاق پسنديده، انسانيت و ايمان بودند گرفتار شكنجه هاى دلخراش مى شدند كه در حظيظ لادينى و در عمق دره هاى بدى، اخلاق ناپسند، كفر و وحشيگرى قرار داشتند، بله در آخرت كافرين هيچ مقامى ندارند و تمام لذتها از آن مؤمنين است، اما دنيا دنياى اسباب است، در اين سيصد سال اخير هرچه واقع شد به ضرر مسلمانان بود، حدود سيصد سال پيش سرزمين هند از دولت عظيم اسلامى جدا شد، چون هند حدود هزار سال جزو كشور اسلامى بود و در دوران امام زين العابدين عليه السلام در اواخر قرن اول هجرى محمد بن يوسف ثقفى برادر حجاج بن يوسف هند را فتح كرد، بعد از هند حدود صد و پنجاه سال پيش سرزمين افغان را از ايران جدا كردند، بعد از آن شش جمهورى اسلامى كه فعلاً در جنوب شوروى هستند و جزو خاك آن كشورند از سرزمين اسلامى ايران جدا شد، سپس صربستان و اروپاى شرقى از ميهن بزرگ اسلامى جدا شد و بالاخره سرزمين فلسطين هم طبق يك توطئه فريبكارانه از پيكر اسلام جدا و به دست يهوديان صهيونيست افتاد. البته سخن در اين زمينه ها تفصيل دارد، مقصود اين است كه باندازه ضعف و ناتوانى ما شرق و غرب قوى و نيرومند شدند، و علتش هم اين است كه دشمن اسباب قوت را در خودش جمع كرد و ما متأسفانه اسباب ضعف را، در يك گزارش آمده بود كه آمريكا سالانه بين40 الى47 هزار نوع از صنايع جديد كوچك و بزرگ به بازارهاى جهان عرضه مى كند، و آشكار است كه چنين كشورى از نظر مادى جلو مى افتد و لذا حدود دويست سال است كه آمريكا قوى است و قدرت استعماريش را برخ ديگران مى كشد. از طرفى به مردم خاورميانه و بويژه مسلمانان نظرى بيفكنيم، در همين سى سال اخير چند جنبش در خاورميانه رخ داد. 1 ـ حركت مرحوم آيت الله كاشانى و روى كار آمدن مصدق كه در واقع با كمك روحانيون بود. 2 ـ حركت ناسيوناليستهاى عرب. اينها واقعا به قوميت عربى معتقد بودند و نهضتشان را با تكيه بر قوميت عربى شروع كردند، البته عده اى از آنان افراد فعال و دلسوز و خيرخواهى بودند، در كتاب لعبه الامم آمده كه استعمارگران براى تحريف اين نهضت چهار مسيحى را بنام ميشال عفلق، انتونى سعاده، جرج حبش و اكرم الحورانى به عنوان افراد قومى و ناسيوناليست به ميان ناسيوناليستهاى انقلابى رخنه دادند و نهضت را قلب به ضد كردند يعنى نهضتى كه عليه استعمارگران و براى رهائى اعراب از چنگال آنان شروع شده بود، به دامان استعمار افتاده و با خدمت كامل به آن خاتمه يافت. 3 ـ نهضت كمونيستها كه ميول كاملاً شرقى داشت و در مصر، سوريه، ايران، عراق و غيره گسترش يافت و سر و صداى زيادى به بار آورد، چند روزى كه كمونيستها در عراق سركار آمدند دست به اعمال وحشيانه اى زده و شكست خوردند، سرانجام نهضتشان ساقط و قدرت به دست غربيها بازگشت. 4 ـ نهضت اسلامى و مردمى ايران تحت رهبرى روحانيت كه از قيام15 خرداد1342 شروع و در22 بهمن1357 به پيروزى رسيد. يك روزى بود كه عده زيادى از مردم عراق كه براى زيارت حضرت امام حسين عليه السلام به شهر مقدس كربلا مشرف شده بودند در تظاهرات با شكوهى شعار مى دادند كه همگى پيروان حوزه علميه و مراجع تقليدند، متأسفانه اين تنها يك شعار بود، اما متقابلاً ميشل عفلق بعثى نقشه مى كشيد و با يارانش كار مى كرد، بالاخره همان عفلق بعثى كافر پيش برد و حتى از شعارهاى توخالى و ظاهرى مردم هم جلوگيرى به عمل آورد. اگر واقعا ما مسلمانان مى خواهيم بقايا و تفاله هاى گنديده استعمار را از سرزمينهاى اسلامى بزدائيم و به طور مستقل آينده را بسازيم بايد از همين حالا شروع به كار كنيم چون مقابل سلاح بايد سلاح بكار برد و الا سرانجام سقوط و شكست حتمى است، بنا بر اين. اولاً: افكار اسلامى را هرچه بيشتر در ميان مردم بويژه جوانان گسترش دهيم، ما بهترين مكتب و عاليترين و كاملترين ايدئولوژى را در تمام زمينه ها داريم، اما با كمال تأسف افكار مان را ترويج نداديم، نه فقط براى ملل دنيا كه حتى جوانان خودمان را هم آنطور كه شايد و بايد روشن ننموديم. در همين آخرين شماره مجله (مكتب اسلام) يكى از نويسندگان آن بنام آقاى عقيقى بخشايشى نوشته بود حوزه علميه قم از زمان مرحوم آيةالله بروجردى تاكنون تقريبا1518 كتاب در زمينه هاى مختلف صادر كرده، حال ببينيم آيا با اين مقدار كتاب كه در طول حدود سى و چند سال توانسته حوزه تقديم جامعه كند مى شود با سيل افكار جهانى و پخش كتابهاى دشمنان اسلام روبرو شد؟! (البته اصل موضوع مورد بحث است نه مقاله مذكور). آنگاه آمارى كه از دشمنان ما پخش مى شود واقعا سرسام آور است، اينجانب ده سال پيش در كتاب (قذائف الحق) نوشته غزالى خواندم كه فقط شوروى روزى23 هزار كتاب حاوى افكار كمونيستى به زبانهاى مختلف چاپ و در سطح جهانى منتشر مى كند، يكنفر از كارمندان وزارت پست نقل مى كرد كه طى يك ماه60 هزار بسته پستى حاوى سه الى پنج عدد كتاب فقط توسط پست از شوروى به ايران رسيد... در همين ايام انقلاب در ايران ميليونها كتاب توسط عوامل مزدور شوروى و كمونيستها در ايران پخش شد. جالب توجه اين است كه ما خيلى مغروريم بخصوص اگر مختصرى كار كنيم، يك مسئول مؤسسه اى از مؤسسات مذهبى خوشحال بود كه در طول يكسال پنج هزار كتاب پخش كرده، الان يكى از مشهورترين مجلات ايران با چندين سال سابقه60 هزار تيراژ دارد، يكى از مهمترين مؤسسه هاى مذهبى گاهى كه تيراژ را خيلى بالا مى برد از برخى كتابها50 هزار نسخه چاپ مى كند. بايد اذعان كنيم كه فقر تبليغاتى داريم، لااقل نيرويمان را با دشمنان برابر سازيم، خود بنده در روزنامه هاى كويت خواندم كه اسرائيل در خارج از مرزها بيش از هزار روزنامه وابسته و در داخل به ميزان دو برابر تمام مطبوعا و نشريات كشورهاى عربى نشريات، روزنامه و مجله دارد. اين از طرف تبليغات و اما از سوى وسايل ارتباط جمعى راديو و تلويزيون هم اكنون دهها ايستگاه راديوئى عليه جمهورى اسلامى ايران مشغول تبليغات سوء هستند، اينها به مردم دنيا فكر مى دهند. مسلمانان تا بدنبال واقعيت، كار و كوشش و فعاليت نروند، و تا دست از شعار بر ندارند و از انتظار معجزه در نيايند ترقى نخواهند كرد، خداوند بدون علت كارى انجام نمى دهد، اگر بنا بود معجزه شود خداوند امام حسين و اصحابش را با معجزه مى توانست زنده نگاه دارد، اما دنيا دار امتحان است، امام حسين عليه السلام فداى دين خدا شد و تا آخرين نفس از اسلام عزيز دفاع كرد. استالين 17 هزار مسجد مسلمانان را در شوروى از بين برد، با وجود آنكه مردم اطراف آن مساجد مسلمان بودند. بنا براين ما تا خودمان را قوى نكنيم واقعا خود را گول زده و فريب مى دهيم. عده اى مى گويند كه امكانات نداريم، در جوابشان بايد گفت كه امكانات را بايستى ايجاد كرد، واقعا مشكلات را بايد براى تجار و ثروتمندان مسلمين شرح داد، چه بسا براى نشر و پخش افكار اسلامى خود آنان داوطلب شوند. پس بايد كارى كرد كه واقعا زمام فكرى دنيا و بويژه توده هاى مسلمان را به دست تعاليم اسلام بسپاريم، البته با نيتهاى درست و صادقانه وارد عمل شويم، پيامبر اسلام مى فرمايد (فاسئلوا الله بنيات صادقه) خداوند را با نيتهاى درست بخوانيد. قرآن مجيد مى فرمايد (واعدوالهم ما استطعتم من قوه) يكى از نيروها همين نيروى فكرى است، ما بايد زمام فكرى را به دست بگيريم، و براى هدايت مسلمانان جهان لااقل به يك مليارد كتاب در حال حاضر يعنى براى هر مسلمانى لااقل يك كتاب اسلامى نيازمنديم. ناگفته نماند كه آيه (كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بإذن الله) يعنى چه بسا گروه اندكى بر عده بسيارى به خواست خدا پيروز و غالب شوند را بايد با آيه قبلى (واعدوا لهم...) كنار هم بگذاريم، به اين معنى كه هرچه نيرو داريم برابر كفار بسيج كنيم و آنگاه با توكل بر خدا وارد كارزار شويم. چه بسا نيروى اندك به خواست خدا بر نيروى بسيار دشمن پيروز شود، نه اينكه خانه نشين بشويم و ازخدا يارى و نصرت بخواهيم. ملك فيصل پادشاه سابق عربستان هميشه اظهار مى داشت كه آرزو دارد در بيت المقدس نماز بخواند، اين تنها يك شعار بود اما عملى دركار نبود، يكى از كارمندان شركت نفتى (آرامكو) در عربستان اظهار مى داشت كه اين شركت حدود صدهزار كارمند آمريكائى و نيم ميليون كارمند و كارگر غير مسلمان اعم از ژاپنى، كره اى و غيره استخدام كرده و امكان دارد بيش از اين هم باشد، اين يك شركت سعودى است كه حدود ششصد هزار كارمند و كارگر اجنبى و غير مسلمان دارد، اجانب به اين نحو عملاً در شئون يك كشور اسلامى دخالت مى كنند، آنگاه پادشاه عربستان اظهار اميدوارى مى كنند كه در قدس نماز بخواند! تظاهرات عليه حكومت غاصب اسرائيل خيلى خوب اما همراه آن بايد به ملتهاى جهان و بويژه مسلمانان فكر بدهيم، و الا اسرائيل كه به تظاهرات تنهاى مسلمانان اهميت نمى دهد، بلكه سعى مى كند كه آنها را نيز به هم بزند، همين ايام عيد فطر يكى از دانشجويان مسلمان مقيم آمريكا نزد اينجانب آمد و اظهار مى داشت كه در ايالت (كلريدا)ى آمريكا بيش از هفتصد دانشجو بوديم كه بعد از يك ماه تلاش و فعاليت توانستيم در روز قدس تظاهراتى عليه اسرائيل به راه بيندازيم، اما يهوديها با يك حمله بما وارد تظاهرات شده و به زد و خورد پرداخته و سرانجام تظاهرات را به هم زدند. ما بايد حتى الامكان افكار اسلامى را به جهانيان عرضه بداريم نه اينكه افكار مان را منحصر به خود و محدوده شهرهايمان سازيم، خدا رحمت كند مرحوم علامه امينى را كتاب الغدير را كه نوشت آقاى مصطفوى در ايران آن را به چاپ رسانيد، و آقاى (قاسم رجب) يكى از كتابفروشان عمده بغداد كه شيعه نبود تمام كتابهاى آقاى مصطفوى را يكجا خريدارى كرده و در شهرهاى شيعه مانند كربلا، نجف، كاظمين و غيره به قيمت خوب فروخت، در نتيجه هم سود سرشارى به دست آورد و هم كتاب را به ميان خود شيعيان پخش كرد و نگذاشت به دست غير شيعه برسد تا افكار ما پخش شود. پس نبايد تنها به شعار دادن، پخش نشريات و پوستر در سطح شهرهاى خودى و انتظار معجزه خدائى اكتفا كرد بلكه واقعا بايد كار كنيم و با كار و توكل بر خدا بتوانيم زمام فكر جوامع بشرى را به دست بگيريم انشاءالله.
|
|
1 ـ اذا شاء ان يلهو بلحيه احمق اراه غـبارى ثم قال به الحقى |