| مؤلفات |
|
نابرده رنج، گنج ميسّر نمى شود |
|
قرآن مجيد از زبان حضرت نوح عليه السلام مى فرمايد: (وقلت استغفروا ربّكم ثمّ توبوا اليه انّه كان غفّارا، يرسل السّماء عليكم مدرارا، و يمددكم بأموال و بنين، و يجعل لكم جنّات و يجعل لكم أنهارا). قرآن مجيد معمولا حقايق خارجى را بيان مى كند، و به مسائل ماورائى كمتر مى پردازد، مثلا آنجائى كه مى فرمايد دست دزد را قطع كنيد يا اينكه بر شما، تكليف روزه، واجب شده، يا اينكه مثلا زنان بعداز طلاق بايد مدتى عدّه بگيرند، اينها حقائقى خارجى هستند، كه اگر چنين نباشد زندگى بشر به خطر مى افتد... و در اين چند آيه اى كه در اوّل بحث تلاوت شد حضرت نوح عليه السلام براى قومش حقيقتى را كشف نموده كه اگر به سوى خدا برويد و از گناهانتان استغفار كنيد، و بدرگاه خداوند توبه كنيد، و خلاصه قوانين خدا را پياده سازيد آسمان بر شما باران رحمت باريده و ثروت شما و فرزندانتان افزايش مى يابد، و زمين تبديل به بهشتى زيبا مى گردد، و اين يك امر طبيعى است، و ارتباطى به ماورائيات ندارد، چون آشكار است كه اگر تمام انسانها به قوانين الهى عمل كنند، رشد و آزادى بشر گسترش يافته و موجب آبادانى و پيشرفت مى شود، و به عكس، زمانيكه مردم از قوانين خدا كه همراه با نظام طبيعت نهاده شده، روى بگردانند، بدون شك به سراشيبى سقوط نزديك مى شوند، اين مقدمه اى مختصر از قرآن مجيد به عنوان شاهد مطلب ما بود. حال بايد ببينيم.. چرا يك ميليارد مسلمان، كه واقعا بهترين نظام و بهترين مقررات در تمام زمينه ها را دارند اينطور عقب افتاده و زير دست هستند؟! اين يك فاجعه است براى امت اسلامى، اگر علت اين تخلف را از قرآن مجيد بپرسيم.. طبق مقدمه بالا پاسخمان خواهد داد.. آرى بايد اذعان كنيم كه امت اسلامى به طور تدريجى دست از قوانين كوچك و بزرگ اسلام.. مخصوصا در امور دنيائى برداشته، و از آن روى گردانيده، و تا زمانيكه چنين باشد به آقائى و حاكميت بر سرنوشت خويش نخواهند رسيد، چون تنها عاملى كه موجب پيشرفت و رشد انسان مى شود، همانا اطاعت از دستورات الهى است كه راه استفاده از موارد حياتى را به انسانها مى آموزد، و معلوم است كه اگر كسى از راه اصلى منحرف گردد، به مقصد نخواهد رسيد. يكى از مجله هاى پرتيراژ كويت مجله (العربى) است كه ماهانه (250 هزار) نسخه از آن به چاپ مى رسد، اين مجله در يكى از شماره هايش زبانهاى زنده دنيا را شمرده بود. در آنجا هفده زبان مهم جهانى را به ترتيب شمرده بود، امّا بدون ذكر زبان عربى، و اين يك واقعيت است كه حتى يك مجله عربى در يك دولت عربى حاضر نشده لغت عربى را در مرحله آخر هم بياورد، چون زبان عربى الآن چيزى ندارد، گرچه در يك زمانى مهمترين زبان زنده دنيا بوده، و اكثر كتابهاى علمى به اين زبان نگاشته مى شده، و به گفته شاعر: گيرم پدر تو بـود فاضـل از فضل پدر، ترا چه حاصل؟ حال عربها از نياكانشان چه افتخارى به ارث برده اند؟ و آيا زبان عربى به دنياى امروز چه عرضه كرده.. آيا علم سياست؟ يا علم هيئت؟ يا علم اقتصاد؟ يا صنعت؟ و يا اختراع؟...؟ متأسفانه مسلمانان امروز جهان (به علل گوناگون) لياقت هر پيشرفتى را از دست داده اند، واقعا از هر جنبه اى نياز به ديگران پيدا كرده، و حتّى حق حياتشان وابسته به ديگران شده است. آنهم با دنياى پيشرفته امروز، كه واقعا تكنولوژى به اوج خود رسيده.. كه مثلا يك مغز الكترونيك مى تواند400 هزار مسئله مشكل را در يك دقيقه حل كند، و اين براستى معجزه ايست كه خداوند متعال به عقل انسان ارزانى داشته، حتّى اينكه اخيرا دستگاهِ كامپيوترى ساخته اند كه مى تواند يك كتابخانه ده هزار كتابى را در خود خلاصه و ثبت كند.. و صدها بلكه هزارها از اختراعات علمى و پيشرفتهاى جديد صنعتى بيگانگان... قرآن مجيد مى فرمايد: (لقد كان فى قصصهم عبرة) واقعا ما بايد از سرگذشت انسانهاى موفّق در كارشان چه در خوبى و چه در خرابكارى و بدى درس عبرت بياموزيم.. مثلا همين "ميشال عفلق" تئوريسين صهينونيست حزب بعث، بدون هيچ تظاهر و شعارى مرتب توطئه مى چيند و عراق را روز به روز به نابودى و انهدام بيشتر مى كشاند.. واقعا ببينيم كشته شدن اين همه جوانان مسلمان ايران و عراق و روياروئى اين دو همسايه باهم در اثر چيست؟ آيا جز در اثر خودخواهى عفلق و اربابانش چيز ديگرى است؟ اما مى بينيم كه هيچ اسمى از او نيست و همه از نوكرش صدام دم مى زنند، ما بايد عبرت بگيريم، و دور از شعار و خودخواهى براى نجات مسلمين جهان شبانه روز فكر كنيم و در راستاى آن كار كنيم. شما ببينيد: يك واقعه اى كه حدود پنج سال پيش رخ داد، يك مطربه در مصر فوت شد، در آن سال36 كتاب در باره شخصيت او نوشتند، و به زبانهاى مختلف به جهانيان معرفى اش كردند، امّا يك روز كه اينجانب كتابهاى نوشته شده پيرامون شخصيت حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام را حساب مى كردم، واقعا ديدم جز هفت كتاب بيشتر نيست يا كتابهاى تحقيقى در باره مثلا امام صادق (عليه السلام) بسيار كم است و در باره برخى از ائمه اطهار شايد يك كتاب تحقيقى هم نگاشته نشده باشد. بنا بر اين نبايد غافل شويم از اينكه خداوند متعال جهان را طبق قوانين و مقرراتى آفريده و روايت هم مى گويد: (الدنيا للعاملين) دنيا از آن كسانيست كه كار كنند، و به گفته شاعر: با رنج گنج بر، كه بزرگان سروده اند نابرده رنــج گنـج ميسّــر نمى شـود اينجا قرآن مجيد شاهد جالب توجهى دارد كه مى فرمايد: (كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله) يعنى: چه بسا گروه اندكى بر جمعيت بسيارى غلبه كنند باذن خدا، اين (بإذن خدا) يعنى شناخت موازين و معيارهائى كه خدا در سنن جهان هستى قرار داده، و فهميدن چگونگى اجراى قوانين خدا و استفاده از قوانين تكوينى است. متأسفانه اين شرط مهم در ما مسلمانان ضعيف شده است، كه ما را به اين روز در آورده، كه يك ميليارد مسلمان هستيم.. ولى نه اسمى، نه حكومتى، نه اقتصادى، نه سياستى و نه چيز ديگرى برايمان هست، و تا روزى كه به قوانين اسلامى باز نگرديم حالمان بهتر از اين نخواهد شد.. كتاب جواهرالكلام يك كتاب فقهى است كه حدود ربع ميليون مسئله و قانون دارد، ما در باره تمام جزئيات قانون داريم.. اين را بايد به اطلاع تمام مسلمانان برسانيم.. چون اگر امت اسلامى بداند كه قانون اسلام كودتاهاى نظامى را مردود شمرده.. ديگر برابر عدّه اى كودتاچى كه همانند دزدان، شبانه كودتا مى كنند و حكومت را بدست مى گيرند ساكت نمى ماند، اسلام حكومت را جز در مورد پيامبر اكرم و ائمّه اطهار عليهم السلام مشورتى مى داند.. نه تحميلى، و اين كودتاچيان با قدرت سلاح حكومت را قبضه مى كنند، بنا بر اين.. بر مسلمانان است كه زير بار اين كودتاها نرفته، و قدرى فكر كنند.. كه چرا در آمريكا، انگلستان، فرانسه و اسرائيل سه ميليون نفرى كه الآن38 سال است در قلب كشورهاى اسلامى حكومت غاصبانه مى كند كودتا نمى شود؟.. چرا هرچه كودتا رخ مى دهد.. اكثرا در كشورهاى اسلامى است؟ ببينيد مثلا فقط در كشور بنگلادش كه تنها يازده سال است از پاكستان جدا شده و به اصطلاح به استقلال رسيده تا كنون شش بار كودتا شده، و مردم مسلمان آن كه بيش از هشتاد ميليون نفر هستند همه ساكت، بلكه مجبور به تأييد هم مى شوند، ازاين رو ما موظّفيم كه تمام مسلمانان را آگاه سازيم تا قيام كنند، و حق خود را بطلبند و حكومتشان را با اراده خودشان تعيين كنند، نه اينكه آمريكا يا شوروى و يا يك استعمارگر ديگر، دزد وابسته اى را از طريق كودتا بر آنان مسلّط نمايد. واقعا تاريخ اسلام خواندن دارد.. اينجا به مناسبت يك واقعه تاريخى را نقل مى كنيم كه يكى از افتخارات اسلام است، هنگامى كه مسلمانان برابر ارتش فرس اردو زدند، فرمانده اسلام شخصى بود به نام (زهرة بن عبدالله) و فرمانده ارتش فرس هم شخصى بنام (رستم فرّخ زاد) بود، رستم تا حدودى انديشمند بود، از اين جهت در ابتدا خواست كه جنگ نكند، و با سپاه اسلام وارد صلح و سازش گردد و لذا خواستار ملاقات با فرمانده سپاه اسلام شد.. در اين ملاقات گفتگوهائى صورت گرفت.. از جمله اينكه فرمانده اسلامى گفت: ما آمده ايم تا رسالت پيامبر اسلام را براى مردم شما به ارمغان بياوريم، و براى كشورگشائى و كسب ثروت و رياست نمى جنگيم. رستم گفت: رسالت پيامبر شما چيست؟ زهره پاسخش داد: اين است كه مردم را از عبوديّت فرد به عبوديّت خدا هدايت كنيم (البته اينجا ناگفته نماند كه اين آقاى زهرة بن عبدالله از شاگردان جناب سلمان فارسى بود) خلاصه از صحبتهائى كه ميان فرمانده سپاه اسلام و سپاه فارس رد و بدل شد، فرمانده گارد جاويدان شاهنشاهى بنام (ديلم) كه چهار هزار سرباز كاملا مجهّز در اختيار داشت، متوجه شد كه آزادى واقعى در پناه اسلام است، لذا جلو آمد و به زهره گفت: ما با سه شرط همراه شما مى شويم: 1 ـ ما را در منزلهائى مانند منزلهاى خودتان اسكان دهيد. 2 ـ حقوقى همسان با حقوق ديگر افراد سرباز مسلمان بما بدهيد. 3 ـ ما را مثل ديگر افراد مسلمان مورد مشورت قرار بدهيد. اين سه شرط پذيرفته شد، و ديلم و افرادش همگى مسلمان و وارد سپاه اسلام شدند، بعد از (زهره) خواستند كه براى آنان فرمانده اى تعيين كند، او گفت: آيا از فرمانده خودتان (ديلم) راضى هستيد؟ گفتند: آرى، گفت: پس همو فرمانده شما باشد. از اين داستان چه مى توان استفاده كرد.. اوّلا اينكه در اسلام كسى كه دير يا زود مسلمان شود با ديگر مسلمانان حقوقى مساوى دارد، و ثانيا مسئله مشورت و اهميت آن كه پيامبر و شاگردان او اين حق را به مردم داده اند.. و شايد يكى از مهمترين عوامل پيروزى اسلام همين مشورت در امور بود. باز واقعه اى است كه در همين حدود40 سال پيش اتفاق افتاد، مرحوم سيد ابوالحسن اصفهانى مرجع بزرگ شيعه در شهر نجف اشرف بود، يك شب دزدى به منزل ايشان حمله كرد و با چاقو دستش را مجروح ساخت، دزد دستگير شد، و دولت آن روز نماينده اى به نجف اشرف فرستاد تا نظر ايشان را در مورد دزد ببيند، و مردم عراق جهت تقبيح تجاوز به منزل آقا و جسارت به ايشان بازارها را تعطيل كردند.. امّا آقا فرمود: خواهشم اين است كه او را آزاد كنيد، من به او سرمايه مى دهم تا كار كند، و همين طور هم شد... اين واقعا چه افتخار بزرگى براى شيعه بود. ما بايد آينده نگر باشيم.. و ببينيم كه تاريخ آينده در باره مال چه حكم خواهد كرد؟ از همين حالا هم دير نشده.. چون به قول معروف هرگاه كه جلوى ضرر گرفته شود استفاده است، لااقل از اين به بعد بيدار و آگاه باشيم و مردم را از همه چيز آگاه كنيم تا بذر پيشرفت كاشته شود، گرچه نتيجه اش براى نسلهاى بعد باشد، بنا براين ما بايد طبق قوانين كنونى و قوانين خدائى عمل كنيم و آنگاه منتظر پيروزى و پيشرفت باشيم. (كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بإذن الله). |