فهرست

مؤلفات

 جامعه شناسى

صفحه اصلى

 

طرح يك حكومت جهانى اسلامى

اگر بخواهيم طرح شايسته اى براى تشكيل يك دولت اسلامى بزرگ1000 ميليونى بريزيم، بايد جهت ايجاد سه پايه مهم و اساسى آن بكوشيم كه عبارتند از:

يك) شوراى رهبرى فقهاء عدول و مدبّر

دو) تعدّد احزاب در چهارچوب اسلام

سه) ايجاد مؤسسات علمى و فرهنگى و اجتماعى و غيره

بايد بدانيم كه خواب و بيدارى ملّتها بستگى به شرايط و قابليّت آنان دارد، و به مقدار كوشش و جهاد براى تغييرات درونى يك امت مى باشد، بنا به فرموده خداوند: انّ الله لا يغيّر ما بقوم حتّى يغيّروا ما بأنفسهم. لذا بايد با تلاش شبانه روزى و برخورد با انواع مشكلات انشاءالله روزى به هدفمان نائل آيم.

در حدود چهل سال پيش شيعيان سه مرجع تقليد بزرگ داشتند:

1 ـ مرحوم سيد ابوالحسن اصفهانى در شهر نجف اشرف.

2 ـ مرحوم حاج آقا حسين قمى در كربلا مقدّس.

3 ـ مرحوم شيخ عبدالكريم حائرى در شهر مقدّس قم.

اين سه بزرگوار تمام شيعيان را در جهان اداره مى كردند، و تمام شيعيان پيرو اين سه نفر بودند.. البتّه وسايل مهيّا نشد تا اين مراجع باهم شوراى رهبرى را تشكيل بدهند، ولى اگر تشكيل مى دادند شايد امروز تمام مسلمين به ويژه شيعيان داراى استقلال كامل در تمام امت اسلامى با رهبريّت شوراى مراجع تقليد كه از سه يا پنج مرجع، با انتخاب مردم مسلمان تشكيل مى شود مى توانند استقلال مسلنين را تثبيت كنند و ديگر استعمار نخواهد توانست فعاليتى كند، چون رهبرى دينى و سياسى است و با فوت هركدام از افراد آن شورا با انتخاب آزاد و موافقت بقيه افراد شوراى رهبرى جانشين وى را تعيين مى كنند..

و اگر اكثريّت شوراى رهبرى مراجع، فتوائى دادند، بايد مقلّدين آن اقليّت هم تابع اكثريّت شوند، چنانكه مثل اين مسأله در كتاب القضاء مطرح شده است.

البتّه، اين شورا وقتى تشكيل مى شود كه يك مرجع به عنوان رهبر از طرف كليّه امت اسلامى انتخاب شده باشد.

چونكه اگر يك مرجع لياقت رهبرى داشت و امت او را قبول كرده، مقلّدين مراجع ديگر واجب است، از فتواى او در خصوص دولت اطاعت كنند.

حدود چهل سال پيش در نجف اشرف مراجع تقليد اتّحادى مانند اتّحاد شوراى رهبرى داشتند، چون هريك از آنان مرجع تقليد عدّه اى از عشاير عراق بود، هنگامى كه مواجه با دولت مى شدند، هر مرجعى به اتّفاق ديگر مراجع با مقلّدين خود دست به يك رشته عمليّات منظّم ضدّ دولتى مى زدند، كه در نتيجه دولت خاضعانه مى آمد نزد مراجع تقليد و خواسته هايشان را به مرحله اجرا مى گذاشت.

و همينطور كه ما توانستيم به دنيا عبادات، اخلاق و برخى شعائر خويش را نشان بدهيم، بايد يك طرح سياسى براى اداره كشور بزرگ و پهناور اسلامى نيز ارائه بدهيم كه مشخّص و قابل قبول هر عاقلى باشد.

و امّا مسئله تعدّد احزاب در چهار چوب اسلام.. به اين دليل است كه طبيعت انسان طغيان و سركشى است..

قرآن مجيد مى فرمايد: (انّ الانسان ليطغى أن رآه استغنى). و اگر هم فردى از روى ايمان به خدا طغيان نكند.. چون رقيبى براى خود نمى يابد به ركود و جمود كشانيده مى شود، و اين خطرناك است، اتّفاقا قرآن مجيد در سه آيه انسان را تشويق به رقابت مى نمايد: (در خوبيها از يكديگر سبقت گيريد)، (به سوى مغفرت پروردگار سرعت بورزيد) و (رقابت كنندگان باهم به رقابت بپردازند).

اگر تعدّد احزاب در پرتو اسلام و زير نظر مراجع تقليد باشد.. روح رقابت نيرو گرفته، موجب پيشرفت جامعه مى شود.

مقصود از حزب، تربيت سياسى افراد زير پرچم اسلام مى باشد، چون تربيت سياسى لازمه پيشرفت ملّت است، سياست يعنى كشوردارى و اداره مردم است، و اين از پيچيده ترين و مشكلترين كارهاست.. بايد كارى كرد كه همه از پيچيدگى آن آگاهى يابند.

(يكى از منبرى هاى شايسته، منبرهاى بسيار مفيد و مؤثّرى داشت و واقعا در رشته خود بسيار موفّق بود، اينجانب به مناسبتى علّت پيشرفت و موفقيّتش را پرسيدم؟ ايشان در پاسخم گفت: ايّام جوانى در يكى از مساجد تهران منبر مى رفتم.. و هر شب بعد از نماز مغرب وعشاء مردم را موعظه مى كردم، يك شب از روى اشتباه مطلب نادرستى بر زبانم جارى شد.. ناگهان صداى امام جماعت را كه در محراب مسجد نشسته بود شنيدم، كه با صداى بلند مقابل مردم اشتباهم را يادآورى كرد! از اين پيشامد بسيار ناراحت شدم.. فورا منبر را به پايان رسانيده و از مسجد خارج شدم و مدّت شش ماه ديگر به آن مسجد نرفتم، اتّفاقا در مجلسى با آن امام جماعت برخورد كرده و ايشان ابتداى به سخن كرده و گفت: آقا چرا ديگر به مسجد ما نمى آيى؟ گفتم: بعد از آن آبروريزى توقّع داريد به مسجد شما بيايم؟ ايشان گفت: من عمدا اين كار را كردم تا هيچ وقت بدون مطالعه مطلبى را نگوئى و منبرت مرتّب شود كه همينطور هم شد).

حدود سى سال پيش44 حزب سياسى در كشور عراق فعّاليّت داشت كه متأسّفانه حتّى يكى از آنها متعلّق به روحانيّت و مذهبيها نبود، فكر مى كنيد اعضاى وابسته به اين احزاب چه كسانى بودند؟ جز جوانان خودما.. و معلوم است وقتى كه ما آنان را جمع نكنيم.. ديگران جمعشان كرده، و از آنها استفاده مى برند.

علماى بزرگ و مراجع تقليد ما مى توانند با ايجاد احزاب سياسى در پناه اسلام.. تجمّعات اسلامى آگاه به وجود آورند، درست است كه مراجع عاليقدر ما سالخورده هستند و يا كارهاى ديگرى دارند، ولى مى توانند هركدام عدّه اى از فضلا و دانشمندان را انتخاب، و تمام وسائل و مايحتاج آنان را فراهم كنند، و از ايشان بخواهند كه جوانان را جمع و تربيت دينى و سياسى بدهند، تا ديگر اجنبى نتواند آنان را منحرف سازد، و در نتيجه نيروى پرتوان اين عزيزان به نفع اسلام و در راه پيشرفت مسلمانان به مصرف برسد.

و بالأخره: به راه حلّ سوّم مى رسيم كه عبارت است از ايجاد مؤسّسات مختلف در كشور.. مثلا هزار فرستنده راديوئى داشته باشيم، صدها مؤسّسات روزنامه و مجلّه، تا همه باهم رقابت كنند (البتّه در چهار چوب اسلام) و امثال اينها از مؤسّسات مختلف فرهنگى، خدمات، پزشكى، راهسازى، صنعتى، كشاورزى، و دولت هم وظيفه دارد كه به آنان آزادى كامل در محدوده قانون اسلام بدهد، و آنان را تشويق نمايد.

يكى از علماى تهران حدود300 مؤسّسه خيرى و مدرسه مذهبى ساخت.

ديل كارنگى در غرب300 مدرسه ساخت.

يكى از دوستانى كه از كشور مراكش آمده بود نقل مى كرد كه يك مدرسه دينى در آنجا ديده بود كه1800 حجره داشت، ما بايد لااقل در شهر قم صد مدرسه، هزار حجره اى داشته باشيم، و هزاران طلبه را تربيت كنيم.. تا بتوانيم لااقل تمام مردم مملكتمان را تحت پوشش تبليغاتى قرار بدهيم.. ما بايد درمانگاهها، بيمارستانها، زايشگاهها، و مؤسّسات فرهنگى و تعاونى را هرچه بيشتر گسترش دهيم، تا تمام نيروها به كار گرفته شود.

يكى از علل قدرت آمريكا، ژاپن و اروپاى غربى همين مؤسّسات مختلف است، بنا بر اين اگر اين سه عامل مهم عملى شود يعنى: شوراى رهبرى مراجع تقليد، تعدّد احزاب تحت نظر فقهاى دينى، و ايجاد مؤسّسات مختلف جهت خدمت مردم.. مى توان نويد مدينه فاضله اسلامى را داد.. به اميد روزى كه مسلمانان به عزّت و عظمت گذشته خويش باز گردند، انشاءالله.